زندگی روزمره دنیای باستان  
 

دانش محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

مصر باستان

در دشاشه مصر مقبره اینتی یک نقاشی دیواری از حمله به یک قلعه به جا مانده که متعلق به 2800 تا 2300 پیش از میلاد است و می توان آنرا یکی از اولین مدارک ثبت شده در تاریخ در مورد حمله به قلعه دانست.

در این نقاشی برخی از جنگجویان توسط تیر زخمی شده اند که نشاندهنده این است که در آن زمان نیز حمله گروهی تیر اندازان به دشمن وجود داشت. در پایین طرح عده ای در حال سوراخ کردن دیوار با دیلم هستند. در آن زمان قلعه را با خشت و آجر می ساختند و به راحتی می شد با دیلم آنرا دیوار خشتی را تخریب کرد. این تکنیک بعدها نیز در مصر زیاد استفاده شد.

در مرکز صحنه فردی یک نردبان را به دیوار قلعه تکیه داده است . این سلاح از دیرباز در مصر استفاده می شده است . نقاشی یک نردبان از دوره سلطنت ششم بین 2500 تا 2300 پیش از میلاد در مقبره کائمحست بدست آمده که بسیار جالب است زیرا نردبان روی دیسکهای گردانی نصب شده که به راحتی قابل حمل باشد. در آن زمان هنوز ارابه ساخته نشده بود.

By William Matthew Flinders Petrie (1853-1942) [Public domain], via Wikimedia Commons

دانش ما در مورد سلاح ها و شیوه های نظامی دوره میانی مصر باستان 2100 تا 1800 پیش از میلاد بیشتر است. در این دوره پیشرفت های بسیاری در صنایع رزمی بدست آمد. در دو صحنه در قبرهای بنی حسن و یک صحنه در مقبره اینتف در تبس نحوه محاصره قلعه به نمایش در آمده است. در هر سه آنها روشهایی بیان شده که در آن زمیان برای فتح قلعه استفاده می شده اند. در این تصاویر حضور تیراندازان بسیار پر رنگ است. در هر دو طرف جنگ تیر اندازان در حال تیرباران دشمن هستند. برخی نیز با پرتاب سنگ، دیسک یا بومرنگ به جنگ دشمن رفته اند. در یکی از نقاشی ها میله درازی دیده میشود که با آن دیوارهای آجری را تخریب می کردند. این میله احتمال زیاد آهنی بوده است.


نقاشی دیواری از مقبره خطی

در نقاشی دیواری اینتف اولین بار یک برج متحرک به نمایش در آمده است. ساختمان برج خیلی ابتدایی است و مانند این است که چند نردبان را به هم متصل کرده باشند. این برج دارای چهار چرخ نیز است.

اصلی ترین سلاح های مصر در دوره قدیم و میانه عبارت بودند از دیسک پرتابی، قلاب سنگ، تبر و نیزه. ابزار پرتابی مانند تیر و کمان توسط دو طرف نبرد استفاده می شد . برای فتح قلعه در دوره قدیم بیشتر از نردبان استفاده می شد اما دوره در میانی برج متحرک جایگزین نردبان شد.

نیروهای حمله کننده به قلعه معمولا توسط تیراندازان پشتیبانی می شدند. در دوره میانی اولین قلعه کوب ها به شکل بسیار ابتدایی بکار گرفته شدند. در پادشاهی جدید 1600 تا 1100 پیش از میلاد، از قلعه کوب استفاده نمی شد. با اینکه از قرن 13 پیش از میلاد در مصر یک قلعه کوب یافت شده است اما در این دوره سربازان بیشتر ترجیح می دادند قلاع را با تیر و کمان و نردبان مورد حمله قرار دهند. در 1468 پیش از میلاد توتمس سوم قلعه مگیدو را به مدت 7 ماه محاصره کرد تا توانست آنرا فتح کند. این نشان از پیشرفت قلعه سازی در این دوره دارد.

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان
نردبان در طرح های مرتبط با نبرد کادش در مقبره ابوسمبل مصر

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

آجری از مصر باستان

 

آشور

آشوریان صنایع نظامی دوران باستان را متحول کردند. با آغاز فرماندهی تیگرات پیلسر اول 1115- 1076 پ م ، آشور قدرتمندترین دولت منطقه ( به عبارتی دیگر کل دنیا) شد و تا قرن پنجم پیش از میلاد قدرت خود را حفظ کرد. البته پیش از آن در دوره شمسی اداد اول 1781-1813 پ م آشور قدرتی برابر با بابل داشت اما فرزندان شمسی اداد نتوانستند قدرت خود را حفظ کنند و آشور در حدود 1757 پ م تحت نفوذ بابل در آمد. چیزی که برای ما اهمیت دارد مدارک مکتوبی است که از دوره ایشمه دگان اول 1757-1797 پ م در منطقه ماری بدست آمده و توضیحات کاملی در مورد شیوه جنگیدن، استفاده از دستگاه قلعه کوب، برج متحرک، پرتاب سنگ و پشتیبانی از نبرد دارد. لوح های گلی این دوره اولین مدارک مکتوب باستانی در مورد جنگیدن هستند. در یکی از این مدارک آمده : "من شهر هورا را محاصره کردم. با برج های متحرک و قلعه کوب هفت روزه توانستم شهر را فتح کنم" در لوحی دیگر آمده: " به محض رسیدن به شهر کیرحدات شروع به نصب برج متحرک کردم. با حفر زمین در پای دیوار باعث شدم دیوار فرو بریزد.در روز هشتم شهر را فتح کردم."

لوح دیگر: "شهر نیلمار که آنرا ایشمه دگان محاصره کرد، ایشمه دگان اکنون شهر را گرفته است. تا روزی که خاکریز به بالای دیوار شهر نرسیده بود او نمی توانست شهر را بگیرد اما پس از آن فرمانروایی شهر با او بود" ایشمه دگان اول اصول چنگ را از پدرش شمش اداد اول آموخته بود. پدرش مدتی در بابل بود و این شانس را داشت که اصول جنگی بابلیان را بیاموزد. نمیدانیم که حفاری در پای دیوار شهر از روی زمین اجرا می شده یا تونل زیر زمینی می کندند. احتمال اینکه از روی زمین پای دیوارها را بکنند بیشتر است. اکثر دیوارها از گل و آجر ساخته می شدند و حفر یک گودال در کنار دیوار باعث می شد دیوار کنترل خود را از دست بدهد. حفر تونل نیاز به دانش حفاری داشت که البته این دانش را میتوانیم در دوره های بعدی در قنات های ایران ردیابی کنیم. اطلاعات تکمیلی در مورد روش های جنگی آشوریان از لوحهای قرن 9 تا 7 پ م به دست می آید، دوره ای که آشور در اوج قدرت بود.

آشوریان بسیاری از روش های جنگی خود را از سومریان به ارث برده بودند و توانسته بودند آنها را به خوبی ارتقا دهند. مثلا بر اساس لوح های گلی بدست آمده دستگاه قلعه کوب آشور نصیر پال اول883-859 پ م دستگاهی بسیار بزرگ و پیچیده بود که روی شش چرخ بزرگ سوار می شد و در بالا سوراخ هایی برای تیراندازان داشت.دستگاه قلعه کوب شلمانسر سوم 858-824 پ م سبک و بسیار استوار روی چهار چرخ سوار بود و شبیه کالسکه ای بود که دماغه اش شبیه شاخ گاو بود. کالسکه را با سنگ پر می کردند و به سوی دروازه رها می ساختندچند تیر انداز سوار بر ارابه و تعدادی دیگر در پشت آن جای می گرفتند. سارگن دوم 722-705 پ م با ارتقای نوک تیز و مخرب دستگاه های قلعه کوب توانست قدرت تخریبی آنها را بیشتر کند.

آشوری ها دو روش در استفاده از قلعه کوب داشتند. در روش اول دستگاه را به دروازه یا ضعیفترین جای دیوار قلعه می رساندند و با استفاده از اهرمی وزنه سنگین محرکی را مرتبا به دیوار می کوبیدند و در روش دوم دستگاه قلعه کوب قادر به تخریب قسمتهای بالایی دیوار بود که معمولا نازک تر است و راحت تر فرو می ریزد. در حفاری های شهر یهودی لاخیش که توسط آشوری ها تخریب شده است، دیوارکوبهایی بدست آمده است.

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

قلعه کوب آشوری

 

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

بخشی از قلعه لاخیش

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

برخورد با دستگیر شدگان

 

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

قلاب سنگ انداز

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

نحوه مقابله با قلاب ها

 

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

سربازان سنگ انداز

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

تخریب دیوارها

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

قلعه کوب آشوری

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

قلعه کوب آشوری

 

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

حمله به لاخیش

سربازان درون قلعه برای جلوگیری از تخریب دیوارها زنجیرهایی داشتند و مانند قلاب ماهیگیری از آنها استفاده می کردند و از بالای دیوار سعی می کردند نوک اهرم قلعه کوب را در زنجیر بیندازند و سپس با بالا کشیدن زنجیر قلعه کوب را چپه می کردند. آشوریها در جواب قلاب های آهنی ساخته بودند و با آنها زنجیرها را می گرفتند و بع پایین می کشیدند یا به آنها اجسام سنگین آویزان می کردند تا آنها را از کار بیندازند. از آنجا که قلعه کوبها از چوب ساخته می شدند در مقابل آتش بسیار آسیب پذیر بودند. آشوری ها از پوست خیس برای جلوگیری از آتش استفاده می کردند. در طرح هایی که از دوره آشور بدست آمده، سذبازی دیده میشود که در جلوی قلعه کوب قرار دارد و مرتبا روی آن آب میریزد تا آتش را خاموش کند. در تصویر دیگری سربازی با یک ملاقه بزرگ در حال آب ریختن بر روی قلعه کوب است. بر اساس لوح های گلی، سربازانی که با نردبان به دیوارها حمله می کردند لباس بلند جنگی آشوریان را نمی پوشیدند. لباس آنها تا بالای زانو بود که به راحتی بتوانند بر روی نردبان مانور دهند. این سربازان مجهز به تیرکمان و نیزه های کوچکی بودند. آنها قادر بودند بدون استفاده از دست از نردبان بالا روند و در همان حال تیر اندازی کنند. در فاصله ای دورتر تیراندازان از سربازان روی نردبان پشتیبانی می کردند. آنها پشت زره های بلندی که از قد آدم بلندتر بود پناه می گرفتند و مرتبا به سربازان بالای دیوار تیراندازی می کردند. تعداد بسیار زیادی از لوح ها افرادی را نشان می دهند که با ابزاری مانند دیلم در حال تخریب پی دیوار هستند و گاه با حفر چاله در پای دیوار اقدام به آتش زدن دیوار می کنند. در زمان آشور نصیرپال دوم 884-859 پ م این افراد به لباسهایی مجهز بودند که تمام بدن آنها حتی سر و گردن آنها را می پوشاند. در زمان آشور بانیپال 669-630 پ م این سربازان به سپری نیز مجهر بودند تا از تیراندازی در امان باشند. این سپرها حتما آنقدر محکم بوده که آنها را از پرتاب سنگ و اجسام سنگین نیز محافظت کند.

در یکی از منابع مکتوب آشوری آمده که در یکی از جنگ ها شاه در جلوی ارتش درون ارابه ای قرار داشته و چنگ را رهبری می کرده است. اما در سایر موارد جایگاه شاه در پشت گروه تیراندازان بوده و از آنجا جنگ را رهبری می کرده است. شاه های آشوری در خط مقدم قرار نمی گرفتند زیرا وظیفه آنها قرمانروایی جنگ بوده نه نبرد تن به تن. اسرهدون در قرن هفتم پیش از میلاد به مصر حمله کرد و ممفیس را فتح کرد. او نوشته است که شهر را تنها در نصف روز توانسته فتح کند. او از حفر تونل، نردبان و منجنیق استفاده کرده است. حمله آشوری ها به شهر یهودی لاچیش در منابع مکتوب یهودی و آشوری منعکس شده و یافته های باستان شناسی آنرا تایید کرده است. شهر روی یک کوه قرار داشت و دیوارهای محکمی آنرا احاطه کرده بودند. پشت دیوارها نیز استحکامات چوبی قرار داشت که از دیوارها محافظت کند. دروازه شهر به یک راه بسیار باریک ختم می شده که عبور لشکر از آن امکان پذیر نبود. برج های مختلفی هم بر دیوارهای خارجی و داخلی ساخته شده بودند تا سربازان از آنها برای تیر اندازی استفاده کنند. پس از فتح دیوار خارجی ، برای ورود به دیوار داخلی سربازان مهاجم در یک میدان بزرگی قرار می گرفتند که از هر طرف می توانستند مورد حمله قرار گیرند.

سناخریب خود جنگ را طراحی و رهبری کرده است. کمپ آشوری ها در 350 متری دیوار شهر قرار گرفته بود. آنها ابتدا شروع به ساخت دو دستگاه دیوار کوب کردند یکی برای دیوار و دیگری برای دروازه. پس از آن افراد متخصص برای تخریب دیوارها شروع به حفر تونل کردند. آنها در آن واحد از دو قلعه کوب استفاده کردند و منجنیق ها نیز شروع به پرتاب آتش کردند. تونل ها در زیر دیوار نیز منجر به سست شدن دیوارها شده بودند. سناخریب به این فتح عظیم خود افتخار زیادی کرده است و چندین لوح مختلف در مورد این جنگ در نینوا ساخته است.

ایران باستان

اولین حمله منسجم ایرانی ها که در تاریخ ثبت شده است نبرد لیدی بوده که کورش آنرا رهبری کرده است. آنها در این حمله از نردبان متحرک استفاده کرده اند. محاصره شهر دو هفته طول کشیده و در نهایت از طریق تونلی سپاه ایران وارد شهر شده است.

حمله بزرگ بعدی حمله به بابل بود که دور آن خندق های عمیق داشت و دو رشته دیوار با برج و بارو شهر را احاطه کرده بودند. رود فرات نیز آب شهر را تامین میکرد و درون شهر برای سالها آذوقه ذخیره شده بود. تمامی حملات ایرانی ها با روش های معمول ناموفق بودند. کورش به فکر ابداع یک روش جدید بود تا بتواند شهر را فتح کند. ایرانی ها با حفر آبراههایی توانستند آب رود فرات را به درون دریاچه ای منحرف کنند. به این ترتیب حجم آب رود کم شد . کورش نیمی از لشکر خود را در قسمت ورودی رود به شهر قرار داد و وانمود به حمله کرد و سپاه بابل در این محل متمرکز شد.نیم دیگر سپاه ایران از سمت خروجی رود توانستند وارد شهر شوند و بابلی ها را شکست دهند. این پیروزی نتیجه دانش ایرانیان در حفر کانال و مهندسی آب بود. از قنات های تاریخی ایران میتوان به قنات هخامنشی گناباد، قنات ساسانی کیش، و وزوان میمه، قنات مور اردستان و قنات زارچ یزد اشاره کرد


نقشه هوایی قنات گناباد- چاه های قنات به صورت دایره هایی مشخص هستند

 

در حفاری های قلعه شهر پافوس تونل هایی بدست آمده است. سپاه هخامنشی که به شهر حمله می کند شروع به ساخت خاکریز در مقابل دیوار شهر می کند تا تیراندازان بتوانند از روی خاکریز به شهر حمله کنند و دستگاههای دیوارکوب بتوانند به پای دیوارها برسند. از درون قلعه اهالی شهر شروع به حفر تونل میکنند تا به زیر خاکریز ها برسند و بتوانند خاکریزها را تخریب کنند تا دیتگاههای بزرگ قلعه کوب نتوانند به دیوار برسند. نهایتا توسط همین تونلها ایرانیان توانستند وارد شهر شوند. تعداد زیادی تجهیزات جنگی در این حفاری ها بدست آمده است. ایرانی ها از حفر تونل در اکثر حملات خود استفاده کرده بودند و ظاهرا در آن تبحر داشته اند.از سمت شمال غرب پافوس سه تونل در خاک تقریبا نرم کنده شده که به زیر خاکریزها ختم می شوند و یک تونل در سنگ کنده شده که به دروازه ورودی می رسد. تونلها را با الوار و آجر محکم کرده بودند و عرض آنها در حدود 90 تا 170 سانت و ارتفاع آنها در حدود 140 تا 230 سانتیمتر بوده است. نهایتا انتهای تونل را آتش میزدند.

مطالعات بیشتر

در محاصره شهر برقه لیبی، یونانی ها با این روش ایرانی ها مقابله کردند. آنها سپر های برنزی در زمین حفر کرده بودند و روزانه در کنار شهر به صدای سپر ها گوش می کردند و اگر صدای کلنگ و چکش می شنیدند می دانستند که تونلی در زیر زمین در حال حفر است و به مقابله با آن می پرداختند. این داستان توسط هرودوت ثبت شده است. بر اساس کتاب تاکتیتوس این روش کشف عملیات زیر زمینی در قرن چهارم پیش از میلاد همچنان استفاده می شد. گزارشی از استفاده از این روش در محاصره شهر سولی در ترکیه در این کتاب آمده. این شهر توسط ایرانیان در 498 پ م فتح شده است.

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

طرح بازسازی خاکریز و تونل نبرد پافوس در 498 پ م

یکی از سلاح های رایج دوره هخامنشی قلاب سنگ بود. گزنفون در کتاب آناباسیس خود می گوید یونانیها در مقابل قلاب سنگ های سپاه اردشیر دوم هخامنشی بسیار ضربه پذیر بودند. آنها خود دانش استفاده از قلاب سنگ را نداشتند. ضمن اینکه قدرت پرتاب تیر ایرانیها نیز به آنها اجازه نمیداد تا بتوانند به سپاه ایران نزدیک شوند. آنها نهایتا با در اختیار گرفتن 200 سرباز از جزیره رود (جزیره کوچکی در جنوب غرب ترکیه امروزی) توانستند این ضعف را جبران کنند. این افراد از سنگ های کوچکتری از ایرانیان استفاده میکردند و میتوانستند مسافتی دوبرابر ایرانیها سنگ پرتاب کنند. گزنفون قدرت نظامی هخامنشی در دوره کورش را در نبرد از دور شمرده و به استفاده از تیرکمان و قلاب سنگ اشاره می کند و استرابون از آموزش استفاده از تیرکمان و قلاب سنگ به نوجوانان در دوره هخامنشی یاد کرده است. مرد نمکی شماره یک که در معدن نمک گلچهره زنجان یافت شده همراه خود یک قلاب سنگ آماده پرتاب نیز داشته است.

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

قلاب سنگ مرد نمکی در موزه ایران باستان

قلاب سنگ توسط مصری ها و آشوری ها در جنگ ها استفاده می شد و ایرانیها نیز از آن بهره بردند و در دوره هلنیستی سلاحی رایج بود. تعداد 500 عدد از سنگ های قلاب سنگ در الینتوس در سال 1930 بدست آمد. برخی از آنها دارای حکاکی هایی بوده اند. مطابق تحقیقات انجام شده برد پرتاب سنگ های مختلف در جدول زیر نمایش داده شده است

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان

سنگ قلاب سنگ هلنیستی بدست آمده از لبنان

بیشترین برد پرتاب -متر

150

130

115

120

106

105

115

متوسط پرتاب -متر

145

120

114

107

90

84

82

اندازه سنگ

سنگ بادامی شکل 40 گرمی

سنگ بادامی شکل 85 گرمی

سنگ کروی 38 گرمی

سنگ کروی 100 گرمی

سنگ معمولی 45 تا 75 گرمی

سنگ معمولی 80 تا 85 گرمی

سنگ معمولی 85 تا 160 گرمی

 

یونان باستان

تا قرن 5 پ م هیچ نشانه ای از وجود صنعت محاصره در یونان بدست نیامده است. در نبردهای پیش از قرن پنجم، یونانیها سعی می کردند دشمن را از قلعه بیرون بکشند و در بیرون قلعه با او بجنگند و تکنولوژی تخریب قلعه را نداشتند. معمولا حمله ها قبل از فصل برداشت محصول انجام میگرفت زیرا انبارهای غذا خالی بودند. نیروهای محاصره شده به خاطر دفاع از مزارع و محصول خود مجبور به خروج از قلعه بودند و تکلیف جنگ در یک نبرد تن به تن معلوم می شد. اگر هم محاصره شدگان از قلعه بیرون نمی آمدند، نیروهای مهاجم تمامی محصولات کشاورزی را تخریب می کردند و محاصره را ترک می کردند و این عمل را در سال های بعد انجام می دادند تا شهر توسط قحطی و بدبختی از پای درآید. محصولات کشاورزی جنوب یونان سریعتر از شمال یونان به عمل می آید زیرا از شمال گرمتر است. مردم اسپارت که در جنوب قرار داشتند هر ساله سریعا محصولات خود را برداشت می کردند و موقع برداشت محصولات سرزمین های شمالی که می شد به آنها حمله می کردند تا یا محصولات آنها را تخریب کنند و یا از آنها باج بگیرند. از این رو بود که اسپارتی ها به نیروی مهاجم نظامی معروف شده بودند. مثلا در قرن 4 پ م اگسیلائوس دوم شاه اسپارت دستور قطع همه درختان منطقه آکارنانیان را می دهد تا مردم این منطقه برای دفاع از آنها مجبور شوند از قلعه های خود در کوه ها به سمت دشت پایین آیند و با اسپارتیها بجنگند.

مشهورترین محاصره در یونان داستان حماسی تخیلی اسب تراوا در 1200 پ م است. هومر محاصره تروی را ده سال ذکر کرده. در طول نه سال اول یونانی ها هیچ حمله ای به شهر نداشتند و هیچ تاکتیک رزمی برای تخریب دیوارها از آنها دیده نمیشود. آنها دور کمپ خود خندق کنده بودند تا از حمله شبانه جلوگیری کنند. در سال دهم آنها به دیوارهای غربی حمله کردند که آشیل در آن حمله کشته شد. پس از آن از حقه اسب تراوا استفاده کردند و موفق به حضور در شهر شدند. در حمله یونانیان به شهر تب که یک نسل پیش از تروی انجام شد یونانیان هیچ حمله ای به دیوارهای شهر نداشتند و مستقیم به دروازه حمله کردند که فرمانده اشان در این حمله کشته شد. در قرن ششم پیش از میلاد استفاده از نردبان برای فتح قلعه در یونان ثبت شده است. تا این زمان هیچ یک از دستگاه های پیچیده نظامی بین النهرین در یونان وجود نداشت.

براساس نوشته های هرودوت در حمله دهه 490 پ م به سیسیلیا شهرهای مختلفی از بربرها(غیر یونانیان) همچون ناکسوس, کالیپولیس, زانکل و لئونیتی فتح شدند ولی هیچ اطلاعی از نحوه مبارزه آنها نداریم. احتمالا مردم غرب یونان توانسته بودند روش های فتح قلعه را از مردم کارتاژ یاد بگیرند. در دوره جنگ های یونان با هخامنشیان 449-500 پ م آنها راه و رسم محاصره و فتح قلعه را از ایرانیان یاد گرفتند. در 475 پ م پس از یک محاصره طولانی سپاه آتن توانست شهر ایون را فتح کند. در سال 470 پ م شورش مردم ناکسوس با فتح دوباره شهر پس از یک محاصره سه ساله سرکوب شد. در سال 440 پ م نیز شهر ساموس پس از یک محاصره 9 ماهه دوباره به دست یونانیان افتاد. آنطور که پلوتارک نوشته فرمانده یونانیها از فتح سریع (9 ماهه) شهر به خود می بالیدند. آتنی ها در حمله به ساموس شهر را از سه طرف در خشکی و یک سمت رو به دریا مورد حمله قرار دادند. به نقل از پلوتارک و دیودوروس آنها از قلعه کوب و سپر متحرک استفاده کردند که این اولین ثبت تاریخی استفاده از وسایل محاصره توسط یونانیان است. نوک برنزی قلعه کوبی هم که در المپیا پیدا شده است متعلق به همین دوره تاریخی یعنی نیمه اول قرن 5 پ م است.

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان
نوک قلعه کوب الیمپیا در موزه الیمپیا

مردم شهر تب ماشین پرتاب آتش ساختند و از آن در سال 424 پ م در فتح کمپ های چوبی آتنی ها به خوبی استفاده کردند. استفاده از ماشین مشابهی هم توسط اسپارتها ثبت شده است. آتنی ها برج چوبی بزرگی در محلی که فکر می کردند مورد حمله قرار می گیرند ساخته بودند تا از آن برای تیراندازی استفاده کنند. اسپارتها با پرتاب آتش برج را تخریب کردند و کمپ و شهر دلیوم که در کنترل آتنی ها بود خیلی سریع سقوط کرد. در 409 پ م کارتاژها به سیسیلیا حمله کردند و یونانیها خیلی سریع در مقابل توانایی حمله آنها شکست خوردند. کارتاژها در این حمله از شش برج متحرک و شش قلعه کوب با سرهای فلزی استفاده کردند.

مردم شهر تب ماشین پرتاب آتش ساختند و از آن در سال 424 پ م در فتح کمپ های پوبی آتنی ها به خوبی استفاده کردند. استفاده از ماشین مشابهی هم توسط اسپارتها ثبت شده است. آتنی ها برج چوبی بزرگی در محلی که فکر می کردند مورد حمله قرار می گیرند ساخته بودند تا از آن برای تیراندازی استفاده کنند. اسپارتها با پرتاب آتش برج را تخریب کردند و کمپ و شهر دلیوم که در اختیار آتنی ها بود خیلی سریع سقوط کرد. در 409 پ م کارتاژها به سیسیلیا حمله کردند و یونانیها خیلی سریع در مقابل توانایی حمله آنها شکست خوردند. کارتاژها در این حمله از شش برج متحرک و شش قلعه کوب با سرهای فلزی استفاده کردند.

دینوسیوس اول پس از حمله کارتاژها اولین فرمانده یونانی بود که بالاخره موفق شد تکنولوژی قلعه کوب را کپی کند. او در نبرد موتیا در 398 پ م از آن استفاده کرد. شهر موتیا در جزیره کوچکی قرار دارد که توسط راه باریکی به ساحل غربی سیسیلیا متصل است. دیوار سنگی شهر دو برج داشت و در سمت دریا نیز دیوار ساخته شده بود. یونانیها لوله آب شهر را قطع کردند اما در شهر مقدار زیادی آب ذخیره شده بود. دینوسیوی شروع به پهن کردن راه دسترسی جزیره کرد که 1.5 کیلومتر طول داشت. پس از آن یونانیها یک برج متحرک 6 طبقه ساختند که ارتفاع آن به مراتب از دیوارهای شهر بیشتر بود. این اولین تجربه موفق یونان در استفاده از برج متحرک است. در 416 پ م نیز در جنگ سیراکوس قلعه کوب ساخته شده بود اما پیش از رسیدن آن به دیوار شهر آتش گرفته بود و از بین رفته بود. آن تجربه باعث شد دینوسیوس در مقابل نیرهای آتشی از قلعه کوب خود با آب محافظت کند. یونانیها توانستند به برج ها و دیوارهای شهر راه یابند و درون شهر یک نبرد خانه به خانه خونین راه انداختند و سرانجام پیروز شدند.

از اواسط سده چهارم پیش از میلاد دست نوشته ای با نام بقا در میان محاصره به جا مانده که احتمالا نوشته آینسیا تاکتیکوس است ودر آن در مورد اینکه چگونه دیدبانی انجام شود، پیام های مخفی ارسال شود و چگونه از دروازه ها محافظت شود سخن رفته است. 

مقدونیه باستان

فیلیپ دوم 382-336 پ م پدر اسکندر شروع به اعمال تغییرات اساسی در سپاهش کرد. او زنان را از عقبه سپاه حذف کرد و تعداد خدمتکاران را کاهش داد. قلاب سنگ را به سلاح ارتش خود اضافه کرد و از آن در جنگ سال 354 پ م در مقابل اونومارچوس استفاده کرد. این اولین باری است که پرتاب سنگ به طور گسترده در جنگ استفاده می شود. این سنگ های کروی و بادامی در حفاری های باستان شناسی اولینتوس پیدا شده اند. در جنگ پرینتوس در 340 پ م ارتش فیلیپ از قلعه کوب، برج متحرک، پرتاب سنگ، نردبان و حفر تونل استفاده کرد. ارتش به چند بخش تقسیم شده بود که به صورت شیفتی حمله را انجام می دادند و قلعه دائما تحت حمله بود. برج های متحرک آنها حدود 35 متر ارتفاع داشت. پرتاب سنگ و تیر از روی برج ها باعث می شد تا سربازان از روی دیوارها به عقب روند و دستگاههای قلعه کوب بتوانند مشغول به کار شوند. با این حال شهر تسلیم فیلیپ نشد زیرا سمت دیگر شهر که رو به دریا بود از دسترس سپاه فیلیپ به دور بود و مردم شهر مرتبا از راه دریا خود را تقویت می کردند. به هر حال فیلیپ سپاه و دانش جنگی مقدونیه را متحول کرد و پسرش اسکندر از این تغییر به خوبی بهره برداری کرد.

اسکندر دانش جنگی با ارزشی را به ارث برد و در طول جنگهایش به آن افزود. شهر هندی سنگالا که دارای دو ردیف دیوار دفاعی مستحکم بود هرگز با محاصره فتح نمی شد. سپاه اسکندر شهر را توسط ماشین آلات قلعه کوب و تخریب دیوار فتح کردند و پس از شکستن سد دفاعی دیوارهای شهر، با یک حمله تهاجمی شهر سقوط کرد. اسکندر در 328 پ م به شهری در باکتریا حمله کرد که به سنگ سغدی معروف بود. شهر به صورت قلعه ای بر نوک کوه بود و اطراف آنرا دره های عمیق با شیب زیاد فرا گرفته بود. شاه سغد خانواده خود را در آنجا پناه داده بود تا به دست اسکندر نیفتند. وقتی اسکندر شهر را محاصره کرد اهالی شهر حاضر به مذاکره با او نشدند و او را تمسخر کردند. اسکندر برای اولین سرباز خود که بتواند به بالای دیوار برسد 12 تلنت پول جایزه گذاشت و بقیه افرادی که به بالای دیوار میرسیدند نیز جوایزی می گرفتند و نفر آخر فقط 300 دریک می گرفت. آریان می نویسد 300 نفر از سربازان او قبلا بالا رفتن از دیوار را آموزش دیده بودند و شروع به مسابقه کردند. 30 نفر از آنها از صخره پرت شدند اما بقیه توانستند از صخره کوه بالا روند و خود را پای دیوار قلعه برسانند. باکتریاییها با دیدن آنها در صبح شوکه شدند چرا که توقع نداشتند کسی بتواند از صخره ها بالا بیاید. به این ترتیب شهر سقوط کرد! داستان های دیگری نیز از فتوحات اسکندر نقل شده است مانند فتح غزه که بیشتر شبیه داستان های تخیلی هستند و ما وارد آنها نمی شویم.

اسکندر خود در حملات حضور پر رنگ داشت تا سپاه خود را تهییج کند. این شیوه خلاف شیوه ایرانی ها و آشوری ها بود که شاه را در جای مطمئنی نگه می داشتند. سرانجام در یکی از این نبردها از ناحیه سینه زخمی و کشته شد. در سال 332 پ م در نبرد تیر اسکندر و اهالی شهر هر دو از منجنیق و دستگاه پرتاب تیر استفاده کردند. استفاده مشابهی دو سال قبل یعنی در 334 پ م در نبردهالیکارناسوس ثبت شده ولی در جنگ تیر دو طرف نبرد به صورت گسترده از این دستگاهها استفاده کرده اند. دیودوروس در مورد دستگاههای اهالی شهر تیر توضیحات زیادی داده است اما داستان هایش بیشتر شبیه تخیلات یک پسر جنگ دوست است و پس از آن نیز هیچ دستگاه مشابهی در هیچ جا استفاده نشده است. از ابتکارات شهر تیر می توان به استفاده از ترکیب چرم و علف دریایی اشاره کرد که روی دیوارها کشیده شده بود و قدرت تخریب سنگ های پرتاب شده را می گرفت. شهر در روی جزیره قرار داشت و اسکندر برای انتقال لوازم جنگی خود یک اسکله دراز ساخته بود. دو دستگاه قلعه کوب نیز روی کشتی نصب بودند و از راه دریا دیوارها را مورد حمله قرار می دادند. این اولین نمونه قلعه کوب روی کشتی است که در تاریخ ثبت شده البته بیشتر شبیه داستانی تخیلی است.

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان
یک طرح موزاییک در موزه باردو تونس از یک کشتی جنگی با نوک برنزی متعلق به کارتاژها- این نوک می تواند درآمدی بر استفاده از قلعه کوب بر روی کشتی باشد

محاصره و فتح قلعه در دنیای باستان
نوک برنزی بدست آمده از دریا در نزدیکی جزیره سیسیلیا احتمالا متعلق به کشتی کارتاژها، مشابه طرح موزاییک که در اعماق دریا پیدا شده است

منابع: ترجمه ای آزاد از 
Ancient and medieval siege weapons : a fully illustrated guide to siege weapons and tactics / by Konstantin Nossov. 
منبع تصاویر در زیر آنها ذکر شده است