اطلس تاریخ ایران

زندگی روزمره دوره باستان

 
 

پیدایش خط و نوشتار

 
 

اختراع خط در بین النهرین یا جیرفت؟

اکتشافات جدید در منطقه جیرفت و تمدن ارتا می تواند اختراع خط را از بین النهرین به جیرفت بکشاند اما این اکتشافات هنوز در محافل علمی دنیا در حال بررسی هستند و تایید نشده اند. شاید تحولات سیاسی منطقه هم دلیلی بر کندی این روند باشند. در صورتی هم که کشف اولین آثار نوشتاری در جیرفت درست باشد، استفاده فراگیر از خط از هزاره چهارم پیش از میلاد توسط ساکنان بین النهرین و عدم استفاده از آن در فلات ایران همچنان غیر قابل انکار خواهد بود.

اولین تلاشها برای ثبت
بر اساس دانش کنونی بشر، نوشتن در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در بین النهرین ابداع شد. در این زمان در بین النهرین شهرهایی پدید آمده بودند که نیازمند جامعه ای پیچیده بودند. خط بر اساس نیازی اقتصادی برای ثبت اموال معابد اختراع شد. نوشتار اولین تلاش انسان برای ثبت دارایی خود نبود. پیش از خط و نوشتار استفاده از چوب خط، ژتونهای گلی و سنگی و موارد مشابه رواج داشت. این سیستمها همچنان پس از اختراع خط نیز استفاده می شدند (مثل استفاده از چرتکه در عصر کامپیوتر) مثلا در لوحی گلی از بین النهرین از هزاره دوم می خوانیم:
هر روز تعداد گوسفندان با فرو کردن چوبهای دراز در زمین ثبت می شود. چوپان می تواند بر اساس آنها به صاحب دام بگوید چند گوسفند و چند بره دارد و چند بز دارد
ژتونها معمولا سفالی بودند و به شکلهای مختلف کره، مکعب یا مخروط ساخته می شدند. اولین نمونه های ژتون را می توان در ده هزار سال پیش از میلاد یافت. در ابتدا از ژتونهای ساده استفاده می شد اما بعدها برای ژتونها پاکت ساخته شد. به این ترتیب که ژتونها را درون یک حجم سفالی در بسته قرار می دادند و به مقصد می فرستادند. دریافت کننده با شکستن پاکت نامه می توانست ژتونهای درون آنرا بشمارد. در سومر به ژتون سنگ می گفتند و تا هزاره دوم پیش از میلاد از آن استفاده می کردند. این ژتونها در ایران نیز رواج داشتند. تعداد زیادی از پاکتهای ژتون به دست باستان شناسان نرسیده است زیرا تنها در زمان حمل یک کالا ژتونها درون پاکت نگه داشته می شدند و در هنگام تحویل کالا شکسته می شدند.
تعداد توکنهای شمارشی یافت شده ازاوروک 25 عدد است اما در شوش تعداد 40 گلوله، 15 استخوان و 57 شی سه بعدی و همچنین در چغامیش 28توکن یافت شده اند. این توکن ها احتمالا در خوزستان بیشتر از بین النهرین استفاده می شدند.

بازسازی نحوه قرار دادن ژتونها درون پاکت کره ای - دانشگاه شیکاگو

ژتونهای یافت شده در تپه گاورا در اطراف موصل

Vorderasiatisches Museum, Berlin - لوح گلی با نشانه های پیش از نگارش- اوروک 3450 تا 3200پ م

پاکت ژتون چغا میش

ثبت ژتون بر روی لوح گلی - گودین تپه 3100 پ م

ثبت ژتون بر روی لوح گلی - شوش 3200 پ م

 

نمونه پاکت کروی مهر شده اوروک

ثبت ژتون بر روی لوح گلی - شوش 3200 پ م

نمونه پاکت کروی مهر شده چغامیش

اولین لوحها با نشانه های شمارشی

در دوره اوروک و جمدت نصر در دوره زمانی 3400-2900 پیش از میلاد متونی یافت شده اند که به متون آرکاییک مشهورند. در این متون بیش از 13 سیستم برای ثبت اعداد استفاده شده است. سیستمهای مختلف برای ثبت وقایع و اشیای مختلف مانند زمان، محصول کشاورزی، حیوانات زنده، مرده، آبجو و غیره استفاده می شدند.
در شوش تیلتهای شمارشی که با مهرهای سیلندری مهر شده باشند را می توان از ابتدای دوره 18 آکروپول مشاهده کرد. تبلتها مشابه طبقه15 معبد اینا، اوروک 4 ، خفاجا در دره رود دیاله در شمال عراق، ماری، کبیرا، جبل ارودا، تل براک سوریه، گودین تپه لرستان، چغامیش خوزستان وتل قزیر رارمز هستند. بیشترین تعداد این نوع تبلتها در شوش یافت شده اند. حدود 90 تبلت شمارشی ازشکشف شده است که کاملا مشابه تبلتهای اوروک هستند. از 13 سیستم شمارشی اوروک تنها 3 مورد در تبلتهای شوش بکار رفته است. تعداد نشانه های شمارشی اوروک بیش از 60 عدد است اما تعداد آنها در تبلتهای شوش بسیار کمتر است. دلیل آنرا شاید بیتوان تنوع اجناس اوروک نسبت به اشیای بکار رفته در شوش دانست.
در دوره اوروک 5 تنها تبلتهای شمارشی یافت شده است. اما در دوره بعدی آن علاوه بر نشانه های شمارشی نشانه های ابتدایی نوشتاری نیز دیده می شوند. پیشرفت به این وضوح در تبلتهای شوش دیده نمی شوند بنا براین میتوان گفت پدیده نوشتار در اوروک خلق شده است و به شوش وارد شده است. این اولین متون نوشتاری بر خلاف انتظار مربوط به کارهای انبارداری نیستند. آنها متون دیکشنری شامل اطلاعات لیست شغلها، ابزار، فلزات، محصولات و شهرها هستند. این متون در مناطق مختلف بین النهرین کپی شده اند. اما چنین متونی از شوش بدست نیامده اند. در این دوره تنها متون شمارشی در شوش استفاده می شدند.
در دوره های بعدی شکل تبلتها و نشانه های عددی شوش نسبت به بین النهرین تغییر کردند. این مسئله فرضیه هایی را که می گویند شوش توسط قدرتی از بین النهرین کنترل می شده است را رد میکند زیرا در آن صورت شکل تبلتهای شوش و بیلین می باید یکسان باشند.

اولین لوحهای گلی با خط تصویری

اولین نوشته در اوروک کشف شده است. با اختلافی اندک سیستمهای نوشتاری مشابه در ایران و سوریه نیز یافت شده اند. لوحهای اوروک دارای عدد و کلماتی به شکلهای سمبلیک هستند و در جمع هزار و دویست نشانه را در بر میگیرند. برخی از این نشانه ها پیش از این در ژتونها استفاده می شدند. لوحهای گلی اوروک با مهر امضا می شدند. 85درصد لوحهای کشف شده لیست اجناسی بوده اند که شخصی از جایی به جایی منتقل کرده است و مابقی آنها لیست اجناس یک انبار بوده اند و نیاز به حامل نداشتند. سیستم نوشتاری ابتدایی سومری به زبان ربطی نداشته است زیرا از سمبلهای گرافیکی استفاده می کرده است. مثلا شکل گوسفند که نشانه گوسفند بوده، در هر زبانی به نوعی تلفظ می شود و نمیتوان از روی لوحها کلمات سومری را بازآفرینی کرد.

اوروک-3200پ م  

اوروک- جمدت نصر3100-2900پ م

 

اوروک 3100-2900پ م

اوروک- جمدت نصر3100-2900پ م

نمونه ای اط خط کشف شده در جیرفت که چند سده از نمونه سومری قدیمی تر است. این خط هنوز خوانده نشده و در زمط گشایی آن در دست بررسی است. اگر قدمت گزاری این خط درست باشد میتوان آغاز نگارش را به جای بین النهرین از جیرفت دانست. این خط با خط سومری و نو ایلامی متفاوت است. کشف این خط را میتوان بزرگترین کشف باستان شناسی قرن اخیر دانست. باید منتظر نهایی شدن موضع دنیای باستان شناسی و تایید فرضیه خط جیرفت باشیم.

اولین لوحهای گلی با خط الفبایی

اولین متونی که الفبای نوشتاری دارند به نیمه اول هزاره سوم پیش از میلاد تعلق دارند و به زبان سومری نوشته شده اند. در میانه هزاره سوم پیش از میلاد اکدی ها از خط سومری استفاده کردند و زبان خود را با الفبای سومری نوشتند.آنها سیستم نوشتاری سومری را کمی تغییر دادند. هیروگلیف مصری، میخی نو ایلامی، خطی در دره ایندوس هند و پاکستان، خط مینیایی الف از جزیره کرت، هیروگلیف هیتی ها و خط چینی همه از سیستم نوشتاری الفبایی سومری تقلید کرده اند. هر فرهنگی سمبلهای نوشتاری خود را به جای میخ های بابلی در این سیستم گنجانده و از آن استفاده کرده است.

در نوشتار میخب یک نشانه می توانست معانی مختلفی داشته باشد و یک معنی می توانست نشانه های مختلفی داشته باشد. برای قابل فهم بودن متن، پیش یا پس از اینگونه نشانه ها علامتهایی می افزودند تا معنی را مشخص کنند. علامتها نسان میدادند که نشانه به کدام گروه تعلق دارد مثلا به گروه چوب، غذا، انسان، رود، شهر، ماهی، پرنده و غیره. اعداد در ابتدا چند مدل مختلف برای نوشتن داشتند اما به مرور یک سیستم استاندارد برای آنها ابداع شد. برخی کلمات نیز به شکل کد عددی نوشته می شدند. مثلا لوح های مربوط به شیشه گری یک سری کلمات تخصصی را به شکل اعداد ثبت کرده اند که ما نمیدانیم معنی آنها چیست. این سیستم باعث می شد تنها متخصصان آن رشته بتوانند آن لوحها را بخوانند. خدایان نیز اعداد خاص خود را داشتند مثلا عدد آنو60 بود.

اوروک- جمدت نصر3100-2900پ م

 

 

اوروک 3100-2900پ م

تکنیکهای نوشتن

قلم نوشتن از نی ساخته می شد. با نی به راحتی می توان روی گل حکاکی کرد. نی همه جا در کنار رودخانه در دسترس است.لوح های گلی به صورت تخت آماده می شدند و پس از نوشتن آنها را در مقابل خورشید خشک می کردند. خیلی از لوح های کتابخانه اشور در آتش پخته شده بودند و مانند سفال سفت شده بودند. خیلی از لوخ ها نیز بر اثر آتش جنگ پخته شده بودند مانند لوخهای تخت جمشید. لوحهایی که مورد استفاده نبودند خیس داده می شدند و دوباره حالت داده می شدند.گاهی هم از انها در کف سازی خانه ها استفاده می کردند. روی لوح ها را کاملا صاف می کردند تا بتوانند بر روی آنها بنویسند و پشت لوحها با دقت کمتری صاف می شدند. لوحها مستطیل و مربع ساخته می شدند اما در مواردی از لوحهای دایره ای نیز استفاده شده است. تبلتهایی که دارای جادو یا دعا بودند سوراخی داشتند که بتوان آنها را آویزان کرد. احتمالا فردی آنرا از گردن خود آویزان می کرد. گاهی از لوح هایی که مطالب مهمی روی آنها نوشته می شد بر روی لوحهای سنگی یا فلزی کپی گرفته می شد. برخی موارد اندازه لوح ها بسیار بزرگ است. برخی لوح های بزرگ مربعی به ضلع37 سانت بودند و هفت کیلو وزن داشتند.

لوح های گلی دایره ای -
سمت راست نقشه آسمان سومری مربوط به شب 29جون سال3123پیش از میلاد- تبلت در کتابخانه آشوری کشف شده که در سال 650 پ م تاسیس شده است.
سمت چپ لوح گلی کشف شده از لاگاش1980پ م

یک لوح سنگی- از دوره لاگاش دو 2200-2100پ م -موزه هنر والترز در بالتیمور آمریکا

مخزوط گلی با کتیبه

مخروط گلی با کتیبه- کشف شده از نینوا متعلق به اواخر هزاره سوم پیش ازمیلاد- موزه باستان شناسی دانشگاه سیدنی- تصویر حمید صدقی نژاد 

مخزوط گلی با کتیبه

مخروط گلی با کتیبه- محل کشف نامعلوم در بین النهرین- موزه باستان شناسی دانشگاه مک کواری سیدنی- تصویر حمید صدقی نژاد 

حفاظت از نوشته های روی لوح

وقتی چیزی روی لوح گلی خیس نوشته می شد یا مهری بر آن میخورد لوح را در مقابل آفتاب خشک می کردند تا نوشته برای همیشه حفظ شود. این روند ابتدا در هزاره پنجم پیش از میلاد با زدن استامپ بر روی گل شروع شد. در هزاره دوم و اول پیش از میلاد قرار گرفتن مهر در کنار نوشته های میخی به لوح ها وجاهت قانونی می داد. از اثر مهر بر گل در موارد دیگر نیز استفاده می شد مثلا در پلمپ کردن در انبار یا مهر و موم کردن کوزه و اجناس دیگر. برخی مهرها متعلق به منشی شهر بودند. مهرها را از سنگ، استخوان، آهن یا صدف می ساختند

نمونه یک مهر

در دوره سارگون2279-2334پ م پاکت نامه اختراع شد. پاکتها از گل نازک ساخته می شدند و لوحها درون آن قرار می گرفتند. پاکتها لوحها را از تخریب و تقلب حفظ می کردند. باخیس کردن یک لوح می شد تغییرات جزیی به آن داد ولی لوحی که درون پاکت نگه داری می شد از این نوع تقلب در امان بود. گاهی مطالب درون لوح روی پاکت نیز تکرار و مهر می شدند. در برخی موارد لوح هایی به دست آمده اند که مطالب درون آنها با پاکت هایشان یکسان نیست. احتمالا این لوح ها را درون پاکتهای الواح دیگر نگه داری می کردند.

پاکت یک لوح گلی

نمونه یک لوح گلی که درون پاکت نامه قرار دارد و خلاصه متن کتیبه نیز روی پاکت نوشته شده است- موزه باستان شناسی دانشگاه مک کواری سیدنی- تصویر حمید صدقی نژاد 

تعداد الفبا و جهت خواندن

وقتی که اشکال جای خود را به حروف میخی دادندتعداد زیادی الفبای میخی ابداع شد. در هزاره دوم پیش از میلاد این الفبا ساده شدند و دیگر تنها از ترکیب چهار میخ ساخته می شدند. سپس تعداد این ترکیبها نیز کمتر شد. الفبای میخی اوروک در ابتدا شامل 12000نشانه بود ولی تعداد آنها پس از ساده سازی به حدود نصف رسید. در هزاره دوم پیش از میلاد یک متن می توانست با ترکیب دویست حروف نوشته شود. در ابتدا در نوشته ها شکل بکار می رفت. اشکال تعیین کننده جهات لوح بودند و لوح را طوری در دست میگرفتند تا اشکال سر و ته نباشند. در دوره های بعدی نشانه ها را به صورت رندم درون مربعهایی قرار می دادند و مربعها از بالا به پایین و از راست به چپ خوانده می شدند. وقتی یک ستون خوانده می شد ستون بعدی آغاز می شد. وقتی روی یک لوح دورو خوانده می شد آنرا از چپ به راست می گرداندند و پشت آنرا می خواندند. اما پشت لوح را از پایین به بالا می خواندند. در هزاره سوم پیش از میلاد نوشته ها نود درجه خلاف عقربه ساعت چرخیدند و به جای از بالا به پایین از چپ به راست خوانده می شدند.

آموزش نوشتن و مدارس

حفظ دانش خط و نوشتن نیاز به آموزش به نسل جدید داشت. همه افراد آن دوره قادر به خواندن نبودند. توانایی خواندن بیش از ششصد نشانه میخی که هرکدام دارای چندین معنی هستند نیاز به آموزش طولانی مدت دارد. به جز موارد معدودی، شاه، حاکم شهر، رییس معبد و قاضی همه بی سواد بودند.شاهان انگشت شمار با سواد دنیای باستان شولگی، نارام سین، لیپیت ایشتر و داریوش هخامنشی بودند.
لوحهای اورک اکثرا انبارداری و اقتصادی بودند اما در میان آنها لوح هایی وجود دارند که الفبا و روش خواندن را توضیح می دهند و برای آموزش افراد بی سواد تهیه شده اند. مشابه لوحی که در اوروک پیدا شده پانصد سال بعد در شوروپاک کشف شده و نشان می دهد سنت آموزش در طول این مدت همچنان بدون تغییرات عمده ادامه داشته است.
در مورد مدارس اطلاعات زیادی نداریم. بر اساس یکی از لوحها می دانیم که یک مدرسه در 3000پ م در سومر قرار داشته که هدفش آموزش افراد بی سواد برای استفاده در موارد ضروری بوده است. در آن دوره افراد با سواد برای دیگران می خواندند و می نوشتند. از نیمه اول هزاره دوم پیش از میلاد تعدادی لوح بدست آمده که شامل اطلاعاتی نظیر تمرین دانش آموزان، لوحهای آموزشی و متن در مورد زندگی دانش آموزان هستند. به مدرسه خانه لوح، به مدیر مدرسه پدر یا متخصص و به معلم برادر بزرگتر می گفتند. کار معلمان نوشتن متن برای شاگردان بود. دانش آموزان لوح ها را کپی می کردند و معلمان کار آنها را کنترل می کردند. ریاضی بخش جدایی از آموزش بود و شامل اندازه گیری و حسابداری می شد. هزینه تحصیل فرزندان زیاد بود و تنها خانواده های پولدار قادر به فرستادن بچه ها به مدرسه بودند.
در لوحی از 2000پ م نام پانصد بچه دانش آموز ثبت شده است. بچه ها با نام و شغل پدرشان مشخص شده اند. شغل پدرها عبارت بودند از نماینده دولت- پدر شهر- فرستاده شاه - کارمند معبد- فرمانده نظامی - کاپیتان کشتی- مامور مالیات- آخوند- مدیر- حسابدار. تنها یکی از شاگردان دختر است و بقیه پسر هستند. در هزاره دوم پیش از میلاد مدارس خصوصی پدید آمدند که مستقل از کنترل دربار و معابد بودند. خانواده های پولدار می توانستند بدون دخالت دربار فرزندان خود را به مدرسه بفرستند. مطالب آموزشی عبارت بودند از: به یاد سپردن، دیکته، نوشتن متن جدید، دوره متنهای قبلا نوشته شده، خواندن با صدای بلند از روی متن و رونویسی از کلمات.
الگوی دانش آموزان لیستهای از قبل نوشته شده ای بودند که به دسته های مختلف تقسیم می شدند، مثلا دسته حیوانات، سنگها، گیاهان یا نامهای جغرافیایی. برخی از این لیستها دارای کلمات در دو یا سه زبان مختلف بودند.

در مدارس نه تنها خواندن و نوشتن درس داده می شد بلکه متون ادبی نیز تمرین می شدند. متون ادبی گذشته شامل شعر و داستان توسط دانش آموزان خوانده می شدند. در دوره های بعدی اکدی ها نه تنها خواندن نوشتن سومری را یاد میگرفتند بلکه متون ادبی به زبان سومری را نیز می خواندند.
اطلاعی در مورد روزهای تعطیل مدارس نداریم. در یکی از لوحها برنامه ماهانه یک دانش آموز اینگونه ثبت شده است: یک ماه که من در خانه تبلت هستم چنین است، روزهای تعطیل من سه روز در ماه است. روزهای فستیوال سه روز در ماه است. بیست و چهار روز از ماه روزهایی هستند که من در مدرسه زندگی خواهم کرد. روزهای درازی هستند.
سن آغاز تحصیل بین پنج تا هفت سالگی بود و تحصیل تا جوانی ادامه می یافت. بر اساس لوحهای گلی میدانیم امتحانات دوره اکدیان چنین بوده است
شرح ابزار نوشتن - معنی کلمات سومری - توجمه سومری به اکدی - برگرداندن کلماتی از اکدی به سومری - گرامر سومری - فعل کمکی سومری - تکنیکهای نوشتن - کلمات تخصصی همه رشته ها مانند کلمات مربوط به معبد، ذغال سازی و زرگری - روش ساخت پاکت و مهر زدن روی آن - انواع شعر - ریاضی و محایبه مساحت زمین - انواع ساز موسیقی
لوحی گلی از 2000پ م از معلمی ناشناس کشف شده که نحوه زندگی در مدرسه را شرح داده است . این لوح که از زبان اکدی ترجمه شده است به لوح روزهای مدرسه مشهور است. این لوح از زبان معلم مسنی نوشته شده که خاطرات و تجربیات خود از دوره کودکی خود در مدرسه را ثبت کرده است. غذایم را خوردم و یک لوح جدید آماده کردم. روی آن متنی را نوشتم و تمام کردم. بعد لوح الگو به من داده شد. در بعد از ظهر لوح تمرینی به من داده شد. وقتی مدرسه تمام شد رفتم خانه. وارد خانه که شدم دیدم پدرم آنجا نشسته است. من از لوح تمرینی خود با پدرم صحبت کردم و آنرا به او نشان دادم. او بسیار خرسند بود. وقتی صبح زود از خواب پا شدم به مادرم گفتم نهارم را بده می خواهم به مدرسه روم. مادرم دو لقمه داد من خوردم و دو لقمه را با خود به مدرسه بردم. در مدرسه مدیر به من گفت تو چرا دیر امدی؟ شرمنده شدم ولی توانستم قبل از معلم وارد کلاس شوم. ... در ادامه لوح این فرد شرح می دهد که در مدرسه مورد بدرفتاری معلمان قرار می گیرد و به دلایل مختلف تنبیه می شود. مواردی که باعث تنبیه شدن او می شوند عبارتند از انجام ندادن تکلیف، لباس کثیف، صحبت بدون اجازه، بلند شدن بدون اجازه، ایستادن دم در مدرسه و صحبت نکردن سومری با معلم زبان سومری. خلاصه معلمها همه از او ناراضی هستند. بچه با پدرش صحبت می کند و از او کمک می خواهد. پدر تصمیم می گیرد حقوق بیشتر به معلم فرزندش بدهد. معلم هم آنرا قبول می کند و برای شاگردش آرزوی موفقیت می کند و پیش نیسابا ملکه آموزش برای او دعا می کند.

لوح تمرینی شاگردان مدرسه

آرشیوها و کتابخانه ها

آرشیوها توسط کسانی که لوحها را مینوشتند درست میشد و معمولا در کنار قصر یا معابد جاهایی که کالاهای ورود و خروج ثبت می شدند قرار داشتند. مثلا قصر اوگاریت سوریه دو ارشیو در کنار دو دروازه خود داشت و اتاقهای آرشیو قصر ابلا در کنار کاخ بار عام قرار داشتند. آرشیو قصر ماری در کنار اشپزخانه قرار داشت تا ورود و خروج کالاهای خوراکی را ثبت کند. مدارس نیز آرشیو خود را داشتند. در تل ادد از 1700پ م کتابخانه ای شخصی با سه هزار لوح گلی یافت شده است. اولین کتابخانه سیستماتیک متعلق به آشوربانیپال در قرن هفتم پیش از میلاد است. این شاه خود توانایی خواندن و نوشتن داشت. او افرادی را به سرزمینهای مختلف برای جمع آوری لوحهای قدیمی فرستاد و یک کپی از لوحهای جمع آوری شده را در کتابخانه خود نگه داری کرد. در برخی از کپی ها به نوشته هایی مانند "من نمیفهمم" یا "متن قدیمی" بر میخوریم که ناشی از عدم توانایی کپی برداری از متون قدیمی است. این کتابخانه دارای 1500 لوح بود که هر یک بین هشتاد تا دویست خط نوشته بودند.

لوح ها به روشهای مختلفی نگه داری می شدند. گاهی بین پارچه پیچیده می شدند یا روی هم انبار می شدند و بین آنها حصیر قرار داده می شد. گاهی آنها را درون کیسه یا کوزه دهان گشاد نگه می داشتند. در ابلا در شمال سوریه لوح ها درون قفسه های کتابخانه نگه داری می شدند. قفسه ها معمولا چوبی یا آجری بودند و عرض متوسط آنها بیست اینچ بود. قفسه ها در کنار دیوار یا وسط اتاق ساخته می شدند و پس از تکمیل قفسه در اتاق را مهر و موم می کردند.
در لوحی ارسال شده به زیمری لیم از طرف همسرش میخوانیم که ملکه می گوید: آنها در اتاقی را که گفته بودی باز کردند . این در با مهر ایگمیلوم منشی مهر شده بود. دو سبد لوح را بیرون آوردند که مهر اتل پی شاریم روی آنها بود. سبدها را پیش من آوردند. من آنها را تا زمانی که سرورم اینجا بیاید نگه می دارم. من در اتاق را با مهر خود مهر کردم.
متون آشوری که به آناتولی فرستاده می شدند درون کوزه قرار می گرفتند و سر کوزه مهر می شد. در کتابخانه های در اور3 و بابل قدیم در لبه کناری لوح ها نیز توضیح در مورد مطلب لوح نوشته می شد تا وقتی لوح درون کتابخانه قرار می گیرد به راحتی قابل دسترسی باشداین سیستم مانند صحافی امروزی و نوشتن نام کتاب در کنار جلد است.

قفسه های آجری کتابخانه سیپار - قرن ششم پیش از میلاد

 

بازسازی کتابخانه ابلا

ادبیات سومری

خط، نوشتن و ادبیات در بین النهرین متولد شدند. بدون شک تاریخ ادبیات دوران نوپایی خود را در سومر سپری کرده است و رشد خود را مدیون مردم بین النهرین است. فرهنگهای دیگر دنیای باستان پیش از بکارگیری خط، فقط ادبیات شفاهی داشتند که سینه به سینه منتقل می شد. ما نمی توانیم نقطه شروع داستانها، افسانه ها و ادبیات سومری را پیدا کنیم. بروسوس -یک پرستش کننده مردوک- در قرن سوم پیش از میلاد برای آنتیوخوس اول کتابی در مورد تاریخ بابل می نویسد و در این کتاب می گوید که بعد از طوفان نوح بابل از آسمان صدایی شنید که می گفت آنها باید به بابل برگردند و زمین مردم سیپاریان را بکنند و نوشته هایشان را درآورند و به بقیه مردم یاد دهند.
اولین متون ادبی از 2400پ م از ابلا و ابوصلابیخ در مرکز عراق بدست آمده اند. این داستانها حتما چند سده قبل تر توسط قصه گو های شفاهی ساخته شده بودند. در آن دوره متون را به شکل امروزی دسته بندی محتوایی نمی کردند. لوحها با چند کلمه اول متن نامگزاری می شدند و دسته بندی به شکل امروزی افسانه، مذهبی، علمی و غیره وجود نداشت. بر اساس کشفیات باستان شناسی اولین دسته بندی بوجود آمده محتوایی متون جادو و دعا بود که در حدود 2400پ م درابلا و فارا بوجود امدند.مثلا متن زیر ترجمه قسمتی از یک لوح دعا در مقابل گاز سگ هار است
پای قوی دارد و تند می دود
ران قوی، سینه سپر
سایه دیوار جایی است که زندگی می کند
در شکافها خانه می کند
در دهانش کف حمل می کند
وقتی گاز بگیرد بزاغش را بر زخم جا می گذارد
سرودهای مذهبی نیز در همان دوره پدید آمدند. شناخته شده ترین آنها برای ما سرودهایی هستند که ان خدوننا دختر شاه سارگون اکد، روحانی عالی رتبه در معبد نن ماه سروده است.از او چهل و دو سرود کوچک کشف شده است.

نمونه ترجمه یک لوح ادبی پند و اندرز
از جایی که جمعیت زیادی ایستاده اند دور شو
جایی که نزاع است منتظر نمان
آنها شیطان را سراغ تو خواهند آورد
آنگاه تو آرزوی آنها را برآورده خواهی کرد
آنها از تو استفاده می کنند تا به هدفی برسند که هدف تو نیست
وقتی به دعوا و نزاع رسیدی از آن دوری کن و سرت را برگردان
وقتی کسی با تو دعوا دارد یک شمع خاموش کن
نزاع یک کمین بزرگ است که همه طرفدارانش را می بلعد
و به یاد می آورد آنچه را که مرد فراموش کرده و با آن انگیزه نزاع ایجاد می کند

نمونه ترجمه یک لوح ادبی پند و اندرز
این قلب نیست که به دشمنی می رسد این زبان است که دشمنی ایجاد می کند
یک دروغ بگو. بعد اگر راست بگویی همه فکر می کنند دروغ است. پشه ها وارد دهان باز می شوند.

نمونه ترجمه یک لوح چیستان
این چه خانه ای است که به شکل خانه های بهشت است. خانه ای که شبیه قوری مسی است که با پارچه پوشیده شده باشد. خانه ای که شبیه یک قو در مزرعه است. کسی که چشمانش بسته است وارد آن می شود وکسی که چشمانش کاملا باز است از آن خارج می شود.
جواب: مدرسه است

ازدواج افسانه ای ایشتر و تموز الگویی برای سرودن شعرهای عاشقانه بود. ایشتر خدای عشق و تموز خدای چوپانی بود. در این شعرها ازدواج عاشقانه شاه و ملکه به تصویر کشیده شده اند. یک نمونه از آنها شعر ازدواج ریم سین(1822-1763پ م) شاه لارسا با کاهنه بزرگ است.
کاهنه: بیا. این قلبم به من می گوید که تو را می خواهد تا منقلب شود. بگزار کاری را بکنم که عشاق می کنند. هیچ وقت همه شب نخواب. بگزار هر دوی ما در رختخواب لذت ببریم و عشق بسازیم.
کاهنه به شاه: جلوتر بیا و مرا با عشق جذب کن. با لذت وجودت روی تن من آتش ایجاد کن.
شاه به کاهنه: عشق من به سمت تو سرازیر شده. هرچقدر که میخواهی از آن بردار

گاهی مستقیم به خدا نامه نوشته می شد. مثلا کاهنی به نام اپیل ادد به مردوک نامه نوشته است
پدر لطفا به خدا بگو مگر اپیل ادد برده تو نیست؟ چرا اینقدر به او بی محلی میکنی؟ به مردوک بگو چه کسی مگر به تو عاشق تر است؟ بگزار صورت تو را ببینم. بگزار به صورتت بوسه زنم. خانواده ام را از کوچک تا بزرگ در نظر بگیر. گناهان آنها را به من خرده نگیر. بگزار کمک تو شامل حال من بشود.

یک مرثیه برای زنی که در حال زایمان مرده است از زبان خود متوفی
چگونه می توانم سرگردان نباشم
چگونه طناب کنترل من می تواند پاره نباشد
روزی که من میوه ها را آوردم چقدر خوشحال بودم. من خوشحال بودم. شوهرم خوشحال بود. روزی که زایمان داشتم چشمانم سویش را از دست داد و صورتم را پوشاندند. من در پیشگاه بلت ایلی با دستان گشوده نیایش کردم. تو مادر همه کسانی هستی که زایمان دارند. زندگی مرا نجات بده
تمام آن روزها من با شوهرم بودم. کسی که مرا دوست داشت.
مرگ آرام به رختخواب من خزید و مرا از خانه ام جدا کرد. مرا از شوهرم جدا کرد. پای مرا از زمینی که دیگر به آن بر نخواهم کگشت جدا کرد.

ما می دانیم که در آن دوره شعر وجود داشته اما نمی دانیم بیت های شعر چگونه ساخته می شدند و چه ترکیباتی داشتند وآیا ابیات بر اساس بازی با صدار کلمات بودند یا معنی یا چیز دیگر. ما فقط می توانم شعرها را از روی لوحهای گلی ترجمه کنیم. تلفظ آنها برای ما قابل فهم نیست. به شعر ترجمه شده زیر دقت کنید
یک سال کامل پس از سال دیگر، زمان می گذرد
هر چه به دور و بر مینگرم چیزها بدتر می شوند.
من خدایم را صدا کردم اما او صورتش رابه مننشان نداد
من الهه ام را عبادت کردم اما او دستش را تکان نداد.

فهرست شاهان سومری نام شاهان سومر را از زمان سیل بزرگ تا دوره حمورابی حفظ کرده است. شاهان پیش از سیل بزرگ در این لیست خیالی هستند و هر کدام چند ده هزار سال پادشاهی کرده اند. حتی گیلگمیش در این لیست دیده می شود. لیستهای محلی نیز وجود دارند اما قابل اتکا نیستند. در برخی از این لیستها پیروزی ها بزرگ جلوه داده شده اند و به شکستها اصلا اشاره نشده است. این یک روند معمول در دنیای باستان بوده است. مثلا در نبرد قادش بین مصری ها و هیتی ها هر دو طرف جنگ خود را فاتح ثبت کرده اند.

لیست شاهان سومری

در بین النهرین متون ادبی در حضور جمع خوانده می شدند. شعرها معمولا چهار یا دوازده بیت بودند. شاه شولگی می گوید خودش ستایش خودش را نوشته بود. برخی متون مورد قبول مردم واقع می شدند و بخشی از فرهنگ می شدند، مثلا افسانه آفرینش هر سال در بابل به نمایش در می آمد. برخی از متون فقط برای یک اتفاق خاص بودند و بعد از آن به فراموشی سپرده می شدند. برخی متون صحبت بین اشیای تخیلی هستند مثلا صحبت میان سومر و زمستان یا درخت خرما و درخت گز. اجرای برخی متون با همکاری تماشاگران همراه بود. مثلا اجرا کننده افسانه گیلگمیش در ابتدا شاه گیلگمیش را ستایش می کرد و سپس از تماشاگران می خواست آنها نیز او را بخاطر معبدش، دیوار دور شهر که او ساخته و لوح عقیقی که در دیوار شهر قایم کرده ستایش کنند. برخی متون به صورت دیالوگ بودند که توسط در نفر اجرا می شدند. یکی از این دیالوگها به نام عدالتنامه بابل در مورد گفتگوی دو پیر است که شکایت می کنند چرا چیزهای خوب برای آدمهای بد اتفاق می افتد و چرا مردان رنج زیاد میبینند. در نهایت به این نتیجه می رشند که این خاصیت مرد است که رنج ببیند. متن دیگری که به صورت دیالوگ است به نام گفتگوی بدبینی در مورد زندگی و معنی آن است. این گفتگو میان یک نفر و خدمتکارش است. هر بار که فرد تصمیم به کاری می گیرد نوکرش او را تایید می کند و کار فرد را می ستاید اما فرد هر بار کاری دیگر می کند که نوکرش نگفته باشد:
برده، به من گوش کن.
بله آقا
می خواهم یک کار خیلی خوب برای سرزمینم بکنم
بله آقا بکن. هر کسی که کار خوبی برای کشورش می کند کار خوب او در سبد مردوک ذخیره می شود.
نه برده نمیخواهم کار خوبی برای کشورم نکنم
نکن قربان. برو به محلهای باستانی و اسکلتهای مردم فقیر و پولدار را ببین. کار خوبی برای کشورشان کرده باشند یا نه همه اسکلت هستند.
...
برده گوش کن
بله سرورم
پس چه کار کنم؟
گردن مرا بشکن. گردن خودت را هم بشکن. هر دو را در رود بینداز. هر کس خوب باشد به بهشت میرود و هر کس نباشد به نا کجا آباد میرود.
نه برده. فقط گردن تو را میشکنم و میگزارم تو اول به بهشت بروی..

سفرنامه

برخی تبلتهای کشف شده از بین النهرین سفرنامه هایی هستند که اطلاعات بین دو شهر به عنوان مبدا و مقصد را ثبت کرده اند. مثلا یک سفرنامه هزاره دوم پیش از میلاد سفری از عراق به شمال سوریه و سپس جنوب ترکیه را شرح داده است. این تبلت به "راه امار" مشهور است. ایستگاه های این سفرنامه به طور متوسط هرکدام یک روز با هم فاصله دارند. در برخی از روزهای این سفر مسافت یکروزه در دو روز طی شده است. مثلا در یک مورد دلیل آن شکستن چرخ ارابه بوده است. فاصله ایستگاهها 25تا30 کیلومتر هستند. لوحهایی در مورد شاهنشاهی ها، استانها و مناطق کوچکتر از استان بدست آمده اند که در آنها مشخصات جغرافیایی آن سرزمین و مرزها ذکر شده اند.این تبلتها نوعی کتاب جغرافیا هستند. و ارتباط بین النهرین هزاره دوم پ م را با سایر سرزمینها نشان می دهد. برخی از این تلبتها فقط نامهای جغرافیایی را ثبت کرده اند. این نوع لیستها از میانه هزاره سوم پیش از میلاد تهیه شده اند و هر بار آنها را تکمیل کرده اند و تعدادی نام جدید به آنها اضافه کرده اند. برخی نامهای جغرافیایی را نیز می توان از افسانه ها و داستانها استخراج کرد، مثلا داستان ارتباط سومر با ارتا در ایران. ارتا به سنگ، فلز، صنایع دستی و آرتیزان معروف بود. مگان و ملوکا از دوره سارگون بزرگ 2274-2239پ م تا نیمه هزاره اول پیش از میلاد در داستانها دیده می شوند. سارگون به کشتی هایی اشاره دارد که از مگان(عمان)، ملوکا(دره ایندوس) و دیلمون(بحرین) در شهر او به نام اگید(موقعیت نامشخص) لنگر انداخته اند. ملوکا به سرزمین مردان سیاه، سرزمین سیاه و مردان سرزمین سیاه مشهور بود. ملوکا مملو از درخت، حصیر، گاو، پرنده، فلزهای مختلف و عقیق قرمز بود و مردم زیادی داشت. در لوحهای اقتصادی ذکر
شده از دیلمون چوب وارد می کردند و دیلمون این چوبها را از سایر سرزمینها وارد می کرد.

ملوکا
در دوره اور 3 و اکد قدیم ملوکا -احتمالا در دره ایندوس یا یمن- با بین النهرین رابطه تجاری داشت. ملوکا چوب سیاه، آبنوس، طلا، عقیق و عاج به بین النهرین ارسال می کرد. این اشیا گاهی محصول محلی ملوکا بودند و گاهی هم اشیای وارداتی به ملوکا بودند که به بین النهرین صادر می شدند. در دوره شولگی در سرزمین لاگاش در حدود 2060 پ م یک روستا با ساکنان ملوکایی احداث شده بود. با این حال در دره ایندوس مدارک بسیار ناچیزی از رابطه تجاری با بین النهرین پیدا شده است.
در یکی از مهرهای سیلندری بین النهرین عنوان صاحب مهر مترجم ملوکایی است. میتوان ملوکا را جایی در ساحل جنوبی خلیج فارس دانست زیرا مقدار زیادی اشیای تزیینی ملوکایی در امارات، بحرین، عمان و جنوب بین النهرین کشف شده است. افراد ملوکایی قادر به کشتیرانی و عبور از دریا و صادرات اجناس خود به دور دست بوده اند. برخی ملوکا را در ایندوس و برخی در یمن می دانند. با توجه به اینکه توکولتی شاه در 1158 پ م خود را شاه ملوکا نامیده است میتوان نتیجه گرفت این منطقه در دره ایندوس نبوده زیرا هیچ شاهی از بین النهرین به هند حمله نکرده است.
مگان
مگان شاید همان عمان باشد. این سرزمین به منبع مس مشهور بود. صدها معدن باستانی مس در عمان و شمال امارات یافت شده است. مگان همچنین سنگ سیاه صادر میکرد. این سنگها در مجسمه های لاگاش استفاده شده اند. ملوکا در دوره قدیم اکدیان و اور3 با بین النهرین تجارت می کرد و مرکز سنگ سیاه، طلا، عاج و عقیق بود. این اشیا خود به ملوکا وارد می شدند و از ملوکا به بین النهرین صادر می شدند. کشتی هایی که در خلیج فارس رفت و آمد می کردند با نامهای کشتی بزرگ، کوچک و پهن باربری خوانده می شدند. روی یکی از مهرهای سیلندری کشف شده در جزیره فیلکا کویت نقش یکی از این کشتی ها دیده می شود.

نامه نگاری با لوحهای گلی

نامه های زیادی از بین النهرین به دست ما رسیده اند. خیلی از این نامه ها کاری بوده اند اما نامه های شخصی نیز در بین آنها به چشم می خورند. نامه ها همه اینگونه شروع می شوند: "به فلانی از طرف فلانی" یا "نامه از طرف فلانی به فلانی". بعد از آن آرزوی سلامتی برای دریافت کننده نامه نوشته می شود. ساده ترین شکل آن عبارت کوتاه "خدا نگه دارت باشد" است و گاهی آرزوهای بسیار طولانی هم نوشته می شدند. بعد از آن موضوع نامه نوشته می شد. در نامه های اداری چندین موضوع در یک نامه درج می شدند مثلا تخریب سیل، گزارش دشمن و گزارش افراد غیب شده.

در نامه ای از شمشی اداد شاه آشوری به پسرش یسماخ اداد حاکم ماری موضوعات زیر مطرح شده است
به یسماخ اداد بگو پدرت شمشی اداد این نامه را می نویسد. نامه هایی که برای من فرستادی برای من خوانده شدند. تو خواسته بودی با قبایل شمالی قطع رابطه کنیم اما این امکان پذیر نیست. اگر این کار را بکنی دوستان آنها در قبیله رببیا کسانی که در آن طرف فرات در کشور یمخاد ساکن هستند عصبانی خواهند شد و دیگر به اینجا که سرزمین اصلی آنها است باز نمی گردند. در هیچ صورتی با آنها قطع رابطه نکن. می توانی آنها را توبیخ کنی. به آنها بگو اگر شاه دستور بدهد همه افراد باید برای او به صف شوند. هر شیخی که افرادش آماده نباشند بر ضد شاه فعالیت دارد، حتی اگر یک مرد جا مانده باشد. اما یک موضوع دیگر. وقتی من به تو دستور پخش زمین اطراف فرات را بین سربازات دادم تو از من پرسیدی آیا آنهایی که از سرزمینهای صحرایی با دشتهای باز آمده اند در کنار آنهایی که فرات زندگی می کنند همسایه شوند؟ من از ایشتر لیم و سایر افراد با تجربه پرسیدم و نتیجه این بود که سرزمینهای کنار فرات را به آنها ندهی. زمینها نباید با هم قاطی شوند. تنها زمینهای افرادی که مرده اند یا از سرزمین بیرون رفته اند را به افراد جدید بده. در آخر در مورد نوشته ات در مورد کشتی های بزرگی که از ترکیب کشتی های کوچک ساخته می شوند، هر جا که این کشتی ها بروند آنها همیشه برای حمل جو برای تو آماده هستند.

نامه دیگری از شمشی اداد به یسماخ اداد
به پدر بگو پسرش یسماخ ادا می گوید من لوحی که به من فرستاده بودی را خواندم. گفته بودی تا کی باید تو را راهنمایی کنم؟ تو بچه ای؟ آیا یک مرد بزرگ نشدی؟ آیا روی صورتت ریش ندارد؟ تا کی نمی توانی کارهای خودت را بکنی؟ به برادرت نگاه نمی کنی که ارتش بزرگی را رهبری می کند؟ به کارهای قصر و خانه ات برس. پدر این را برای من نوشت. حالا من یک بچه ام؟

یک نامه اشوری

سایر فرهنگ ها

در مصر خط هیروگلیف در حدود 5000 سال پیش مدتی بعد از خط سومری ابداع شد. هیروگلیف به معنی حکاکی مقدس است زیرا این خط همواره در محلهای مقدس مانند معابد استفاده می شد. برخی نشانه های زبان هیروگلیف ساده و برخی بسیار پیچیده هستند. خط هیروگلیف هم از چپ به راست و هم از راست به چپ نوشته می شود. برای تعیین جهت نوشته باید به سوی نگاه اشکالی چون پرنده ها و دیگر حیوانات درمیان متن نگاه کرد. خط هیروگلیف برای انسان مدرن قابل خواندن نبود تا اینکه در سال 1799استل رزتا کشف شد که روی آن به سه زبان یونانی، هیروگلیف و زبان دیگری از مصر باستان یک متن یکسان نوشته شده بود. محققان توانستند با مقایسه خط هیروگلیف با خط شناخته شده یونانی متن هیروگلیف را بخوانند.

 

الفبای یونانی در 900پیش از میلاد با الگوبرداری از الفبای فینقیه ای بوجود آمد. در ابتدا خط یونانی خط بازگشت گاو نام داشت زیرا در ابتدا از چپ به راست نوشته می شد و در خط بعدی از راست به چپ و دوباره از چپ به راست. الگوی آن حرکت گاوی بود که زمینی را شخم میزند.

ساکنان جزیره کرت یونان در قرن سیزدهم پیش از میلاد یونانی حرف می زدند. نمی دانیم این افراد از کجا به یونان کوچ کرده بودند اما زبان آنها شاخه ای از زبانهای هندواروپایی است. قبل از حمله اسکندر زبانها و لهجه های مختلفی در یونان تکلم می شدند اماپس از حمله مقدونی ها یکزبان یونانی به نام یونانی کوین فراگیر شد و تبدیل به زبان دنیای هلنیستی شد. پیش از آن در یونان از خطی به نام زبان خطی بی برای نوشتن استفاده می شد که خود از زبان خطی ای ساخته شده بود که احتمالا زبانی یونانی نبوده. در خطی بی هر نشانه یک سیلاب را نشان می دهد. تبلتهای گلی خطی بی در شهرهای مختلف دوره مسینیان یونان یافت شده است اما پس از انقراض مسینیان در 1200پ م این زبان نیز به فراموشی سپرده شده است. تا چهار قرن پس از آن زبان نوشتاری در یونان وجود نداشت. در قرن هشتم پیش از میلاد یونانیان با فینقی های ساکن سواحل سوریه ارتباط گرفتند. آنها مردمی بودند که از دوهزار سال پیش نوشتار داشتند. یونانیان زبان آنها را برای استفاده برگزیدند و هفت حرف با صدا به شانزده حرف بی صدای فینقی اضافه کردند قدیمی ترین استفاده از خط یونانی به 740 پ م بر می گردد. در قرن چهارم پیش از میلاد این زبان در یونان به شکل استاندارد درآمد و همه شهرها از آن استفاده کردند.
کاغذ پاپیروس در یونان برای نوشت استفاده می شد. این کاغذ از مصر به یونان آورده می شد. قدیمی ترین پاپیروس با خط یونانی از قرن چهارم پیش از میلاد در مقدونیه کشف شده است. از محلی در اطراف قاهره تعداد پنجاه هزار کاغذ پاپیروس با نوشته یونانی کشف شده است. این کاغذها به خاطر آب و هوای خشک منطقه سالم مانده اند. نوشته ها مربوط به یونانیانی است که پس از حمله اسکندر به مصر کوچ کرده اند. در یکی از آنها معلمی شکایت کرده است که هیچ وقت حقوقش را دریافت نکرده مگر چند بار با شراب ترش و دانه ذرت کرم خورده. در نوشته دیگری مرگ یک پسر برده هشت ساله گزارش شده که از پنجره به پایین پرت شده است.
در 259پ م به دستور بطلمیوس اول در اسکندریه مصر کتابخانه عمومی افتتاح شد. گفته می شود صد هزار اثر نوشته بر پاپیروس در آن حفظ می شد. برای مقایسه جالب است بدانیم وقتی انتشارات گوتنبرگ اولین کتاب خود که یک انجیل بود را در 1456 میلادی چاپ کرد تخمین زده می شد در کل اروپا تعداد سی هزار جلد کتاب وجود داشته باشد. کتابخانه اسکندریه در حمله سزار به این شهر در 48 پیش از میلاد آتش گرفت اما پس از آن نیز همچنان کتابخانه اسکندریه فعال بود تا اینکه اعراب در 641 میلادی آنرا با خاک یکسان کردند.

رومی ها به زبان لاتین صحبت می کردند و می نوشتند که ریشه الفباهای مختلف امروزی اروپا است.


یک خط تصویری نیز در دره ایندوس هند در 4000 سال پیش استفاده می شد. این خط هنوز رمز گشایی نشده است.


آزتک ها خطی تصویری داشتند که تنها اعداد، تاریخ و نامها را ثبت می کرد. سایر موارد دیگر جمله نوشته نمی شدند.


زبان چینی در حدود 1300سال پیش از میلاد ابداع شد. اولین امپراتور چین221-310پ م خط های مختلف چین را تصفیه کرد و یک خط استاندارد درست کرد.زبان چینی در آن زمان 5000نشانه داشت. برای خواندن یک متن شما تنها نیاز به دانستن 3000نشانه داشتید. کاغذ در قرن اول پیش از میلاد اختراع شد.


زبان قبطی از آخرین زبانهای مصر است که از 200 تا 1100 میلادی تکلم می شده است. این زبان در ابتدا با الفبای یونانی نوشته می شد اما بعدها الفبای خاص خود را پیدا کرد. پس از حمله عرب ها به مصر، همه دست آوردها و یادگارهای فرهنگی مصر باستان نابود شد و فرهنگ عربی ایلامی جایگزین آن شد. زبان قبطی نیز در اوایل هزاره دوم میلادی به فراموشی سپرده شد.

منابع:
500 things to know about THE ANCIENT WORLD - The British Museum Press
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat