ايران در پيش از تاريخ

 

 

 

دوره های ساروسی

دوره  ساروس، دوره  زمانی با چرخه ای حدود 18 سال و 11 روز و 8 ساعت است که می تواند برای پیش بینی گرفتگی خورشید و گرفتگی ماه استفاده شود. بعد از گذشت 18 سال از یک کسوف یا خسوف، مکان نقاط گره ای مدار ماه به جای قبلی خود باز می گردد، ماه و خورشید و زمین نسبت به هم تقریبا دوباره به حالت قبلی برمی گردند و کسوف یا خسوفی شبیه همان کسوف یا خسوف قبلی (از لحاظ اندازه، مکان، زمان و شکل گرفتگی) روی می دهد. گفته می شود این گرفتهای مشابه تشکیل یک دنباله می دهند. هردنباله ساروسی دارای یک شماره اختصاصی است. این رموز اولین بار توسط بابلیان با رصدهای مداوم و ثبت آن کشف شدند. بعد ها این اطلاعات به دست منجمان یونانی و رومی و مسلمان رسید .
 واژه ساروس اولین بار توسط ادموند هالی در سال 1691 به چرخه کسوفها اطلاق شد، که آن را از دایره المعارفی به زبان لاتین در قرن 11 گرفته بود. واژه سومری/بابلی سار یکی از یکاهای اندازه‌گیری بود و ارزش عددی آن ظاهراً 3600 بوده‌ است. در بعضی منابع نیز کلمه ساروس به معنای تکرار آمده است .
در نتیجه، هر گرفتگی به فاصله 6585.5 روز از گرفت قبلی رخ می دهد. بخاطر 8 ساعت تاخیر، مكان رویت گرفتگی های متوالی(در هر دنباله ساروسی) به اندازه یك سوم چرخش روزانه زمین به سمت غرب جابجا می شوند. بنابراین بعد از گذشت 3 دوره می توان منتظر وقوع یک گرفتگی در یک مکان مشخص از زمین بود. برای نمونه اگر امسال در نقطه ای خاص، یک گرفتگی خورشید یا ماه رخ دهد، در 3 دوره یا حدود 54 سال دیگر نیز یک گرفتگی مشابه در همین نقطه روی خواهد داد. هردوره ساروسی می تواند شامل 43 خورشید گرفتگی و 28 ماه گرفتگی باشد. یک دنباله ساروسی نوعی (که خود شامل چندین دوره ساروسی حدودا" 18 ساله است)برای خورشید گرفتگی، زمانی که ماه نو به اندازه 19 درجه شرق یک گره باشد آغاز می شود. اگر اولین گرفتگی دنباله ساروسی، زمانی رخ دهدکه ماه در گره نزولی باشد مخروط سایه ماه از فاصله 3500 کیلومتری پایین تر از زمین عبور خواهد کرد ویک گرفتگی جزیی از ناحیه قطب جنوب زمین مشاهده خواهد شد.در گرفتگی بعدی (متعلق به همین دنباله) مخروط سایه ماه در حدود 300 کیلومتر به زمین نزدیک تر خواهد شد وگرفتگی با درصد بیشتری در ناحیه قطب جنوب والبته در عرض های بالا تر مشاهده خواهد شد. بعد از گذشت 10 یا 11 دوره ساروسی (در حدود 200 سال) اولین گرفتگی حلقوی در نزدیکی قطب جنوب زمین رخ خواهد داد. در 950 سال بعدی یک گرفتگی حلقوی در هر 18.031 سال (یک دوره ساروسی) رخ خواهد داد البته هربار به اندازه 300 کیلومتر در عرض های جغرافیایی بالاتر زمین رخ خواهد داد. در نیمه راه این دنباله ساروسی، گرفتگی های طولانی مدت در منطقه نزدیک استوای زمین رخ خواهد داد. سپس آخرین گرفتگی حلقوی این دنباله ساروسی در نزدیکی قطب شمال زمین به وقوع خواهد پیوست.تقریبا" ده گرفتگی بعدی دنباله بصورت جزیی بوده وهربار نیز مقدار گرفتگی به تدریج کمتر خواهد شد. بالاخره بعد از گذشت دوازده قرن که دنباله از ناحیه جنوب زمین آغاز شده است، در ناحیه شمال زمین به آخر خواهد رسید. بدلیل بیضوی بودن مدار زمین وماه طول و تعداد گرفتگی های هر دنباله ثابت نیست. طول یک دنباله ساروسی می تواند بین 1226 تا 1550 سال متغییر باشد وتعداد گرفتگی ها در هر دنباله نیز می تواند بین 69 تا 87 باشد که از میان آنها 40 تا 60 مورد مرکزی هستند. گرفتگیهای دنباله هایی که در نزدیکی گره صعودی ماه رخ می دهند بعد از آغاز دنباله در ناحیه قطب شمال زمین، به تدریج به سمت نواحی جنوبی تر جابجا می شوند و در انتها در ناحیه قطب جنوب خاتمه پیدا می کنند .
از آنجاییکه 2 تا 5 خورشید گرفتگی در هر سال رخ می دهد در هر زمان به طور میانگین 40 دنباله ساروسی در جریان است. برای مثال در نیمه آخر قرن بیستم 41 دنباله ساروس در جریان بوده که 29 تای آنها خورشید گرفتگی مرکزی(حلقوی وکلی) داشته اند. با پایان گرفتن هر دوره ساروسی، دوره های جدید آغاز می شوند .
با توجه به موقعیت های مختلف زمین، ماه وخورشید سه نوع متفاوت از ماه گرفتگی قابل تشخیص است:
1) خسوف نیم سایه ای :
ماه از قسمت نیم سایه زمین عبور می كند. در این حالت تغییر نور سطح ماه بسیار کم بوده و مشاهده آن دشوار است.
2)خسوف جزیی:
بخشی از ماه از سایه ی زمین عبور می كند و  قسمتهایی از آن در تاریکی فرو می رود. رصد این رویداد حتی بدون استفاده از ابزار اپتیكی نیز ساده است.
3)خسوف كلی:
تمام ماه از داخل سایه ی زمین عبور می كند وبطور کامل در تاریکی فرو می رود. این رویداد به خاطر رنگ های گوناگون و مرتعشی كه ماه در لحظه ی گرفت كامل در سطح خود دارد بسیار برجسته و مورد توجه است.