زندگی روزمره دنیای باستان  
 

پزشکی دنیای باستان

بین النهرین
در بابل دو نوع درمان برای بیماری وجود داشت. فرد بیمار می توانست پیش آسیپو برود که با جادو بیماری را درمان می کرد یا می توانست پیش آسو برودکه با تجویز داروهای گیاهی درمان می کرد. اختلاف ایندو خیلی فاحش نیست. معمولا افراد از هردو در درمان بیماری های خود استفاده می کردند.کاخ ها آسیپوی تمام وقت برای شاه و خانواده اش داشتند. آسیپوها در میان جامعه نیز خواهان زیادی داشتند. در هزاره دوم پیش از میلاد در بین النهرین فقط مردها نبودند و به نام پرشکان زن بر می خوریم. دامپزشک نیز جهت درمان مشکلات خر و گاو وجود داشت.

از هزاره اول پیش از میلاد چشم پزشکی نیز رسما وجود داشت. پزشکها دمای بدن، ضربان قلب، رنگ پوست، چرک بدن و رنگ ادرار را کنترل می کردند. بر اساس یک لوح گلی در نامه ای در 1780 پ م از زیمری لیم شاه ماری به همسرش می خوانیم: شنیده ام که خانم ننه مریض شده است. او با مردم داخل قصر خیلی تماس دارد. خیلی خانم ها را نیز درون خانه اش ملاقات می کند. اکنون هیچ کس نباید درون لیوانی که او چیزی خورده چیزی بنوشد. کسی نباید جایی که او قبلاخوابیده بخوابد و جایی که او قبلا نشسته بنشیند. او نباید افراد زیادی را در خانه اش ببیند. این مریضی مسری است.
در برخی لوح های گلی مربوط به ماری و آمارنا ذکر شده که آنها فیزیوتراپیست به دربار سرزمینهای همسایه می فرستادند تا فرمانروایان آنجا را مداوا کنند. نامه گلی از افسری بدست آمده که در بحبوحه جنگ تقاضای یک دکتر کرده تا یکی از مردانش که زخمی شده بود را خوب کند.
پزشکان نوعی مدل موی خاص و جعبه ای چوبی یا چرمی به همراه خود داشتند. درون این جعبه انواع دانه های گیاهی پیدا می شد. بیماری هایی که شناخته شده بودند عبارت بودند از گرما و سرماخوردگی، رودل، مسمومیت غذایی و مشکلات مشروب زیاد. آنها همچنین عقیده داشتند گناه باعث مریضی می شود. این گناهان عبارت بودند از ارتکاب به جرم، گناهان روحانی، اشتباه در مراسم مذهبی خاص و شکستن بت. پ
زشکی بین النهرین و مصر به یونان رسید و در 50 پیش از میلاد توسط بقراط تکامل یافت. پیش از این به مدت دو هزاره این دانش بدون تغییرات عمده ساکن مانده بود. در کتابخانه آشوربانیپال در نینوا متون زیاد پزشکی بدست آمده است. متون قدیمی تر از هزاره سوم پیش از میلاد به صورت پراکنده در سومر، بابل، آشور وحتی هیتی بدست آمده اند.

متون زیادی در مورد آسیپو ها وجود دارد که پزشکان روحانی معابد بودند و کار آنها بیشتر از اینکه علمی باشد خرافی بود. آنها قالب یکسانی دارند و نشان می دند اگر یک آسیپو به منزل بیماری برود هر چه ببیند چه معنی دارد. مثال: اگر آسیپو سگ سیاه یا خوک سیاه ببیند مرد مریض خواهد مرد. اگر خوک سفید ببیند مرد مریض خوب خواهد شد. اگر خوک دمش را بالا نگه داشته باشد مرد مریض هیچ ناراحتی نخواهد کشید. در این متون درمان ذکر نشده است و فقط در مورد پیش گویی و اقبال صحبت شده است. در مثال دیگری میخوانیم اگر بیمار مرتبا بگوید آی سرم آی سرم، این دست خداست. اگر او دندانهایش را به هم بفشرد و دست و پایش بلرزد این نشانه دست خدای گناه است و مرد مریض خواهد مرد. البته در یکی از لوحها تشخیص بیماری یرقان آمده است. در این لوح میخوانیم اگر مرد بدنی زرد، صورت زرد و چشم زرد دارد وشکمش شل شده و افتاده است، نام این بیماری زردی است. متن دیگری به زن حامله و جنین می پردازد و سعی دارد در دوره حاملگی جنس جنین را پیشگویی کند. این متون حتی به روزهای خوب و بد برای هم خوابی با زن حامله اشاره دارند.
فرمت متون پزشکی نیز همچون متون آسیپو بودند. در آنها گیاهان شناخته شده و خاصیت آنها لیست شده و درمان و راه تشخیص برخی بیماری ها بیان شده است.انواع سردرد، ورم لوزه، سل، تیفوس، شپش، طاعون، آبله، رماتیسم، چرک گوش و دهان، اسهال، قلنج، نقرس و سوزاک از بیماری هایی هستند که درمورد تشخیص و درمان آنها در متون گلی صحبت شده است. بیماری روانی هم شناخته شده بود.
آنطور که از متون گلی می فهمیم خانواده سلطنتی ایلام مرتبا از بیماری روانی رنج می بردند. مثلا در مورد یکی از شاه ها آمده: شاه ایلام فکرش را عوض کرد. در این لوح منظور تغییر سیاست نیست بلکه اشاره به بیماری روانی دارد.
در مورد تعبیر خواب نیز لوحهای مختلفی بدست آمده است. مثلا اگر مردی خواب ببیند که پرواز می کند او هر چیزی که بدست آورده است را از دست می دهد. اگر مردی خواب ببیند که لخت راه می رود، مشکلی به او نخواهد رسید. مطابق متون گلی مواد اولیه تولید دارو عبارتند از فلفل، نمک، شیر، پوست مار، لاک لاک پشت، انجیر، خرما، فلوس، آویشن و صنوبر. اگر نسخه به صورت پودر بود آنرا در آبجو حل می کردند. استفاده از آبجو به جای آب شاید به این خاطر بود که پودرها بسیار بدمزه و تلخ بودند و آبجو نوشیدنی رایج آن زمان بود. در نسخه ها اشاره ای به مدت درمان و مقدار دارو نشده است.
یک تبلت هزاره اول پیش از میلاد شامل سه ستون 50 سطری است. در ستون اول گفته شده چه قسمتی از چه گیاهی، در ستون دوم بیماری هایی که با آن گیاه درمان می شوند و در ستون سوم چگونگی استفاده شامل دوره درمان، زمان خوردن دارو، ناشتا بودن و سایر موارد ذکر شده است. یک لوح دیگر از نینوا چهارصد نوع گیاه شناخته شده را لیست کرده است. برای نیمی از این گیاهان خاصیت دارویی ذکر شده و حدود هشتصد نوع درمان بیماری برای آنها بیان شده است. در مورد جراحی اطلاعات کمی داریم.
از هزاره ششم پیش از میلاد اسکلتهایی بدست آمده که روی آنها جراحی شده است اما در هیچ لوحی از بین النهرین به آن اشاره نشده است. میدانیم در بین النهرین شش و کبد شناخته شده بودند. کبد مرکز احساسات و هوش آدم حساب می شد. آنها باکنترل ضربان قلب پی به بیماری می بردند اما هیچ اطلاعی در مورد گردش خون نداشتند. لوح حمورابی در مورد پزشکان حرف زده و گفته آنها قادرند استخوان شکسته را ترمیم کنند. مطابق قوانین حمورابی جرم جراحی نادرست حتی می توانست مرگ باشد.

 

مصر باستان

در مصر باستان از مدفوع حیوانات برای درمان انواع بیماری استفاده می شد. مدفوع کروکویل، پلیکان و سمندر بیشترین استفاده را داشتند. برای درمان بیماری برخی از حیوانات نیز از مدفوع انسان استفاده می شد. بابلی ها فکر می کردند کرمها دندان را می خورند و سوراخ می کنند.
سل یک بیماری رایج در مصر بود. این بیماری از طریق خوردن شیر آلوده یا گوشت فاسد انتقال می یافت. در برخی از مومیایی های مصری اثر سل دیده می شود
در مصر باستان برای حفظ سلامتی از ترکیبات مختلفی استفاده می شد. مثلا آوکادو، خیار و شراب ترکیباتی بودند که برای سلامتی پوست استفاده می شدند. دندان خوک و مدفوع کروکودیل در درمان برخی بیماری ها استفاده می شدند. همه این مواد به همراه خواندن ورد های مختلفی بکار می رفتند. در سیرنه در شمال لیبی گیاهی به نام سیلفیوم وجود داشت. این گیاه در پخت و پز و ساخت دارو استفاده می شد و به مناطق مختلف دنیای باستان صادر می شد. امروز ما نمی دانیم این چه نوع گیاهی بوده .
سکه سیرنه در روم باستان خوردن مدفوع حیوانات برای درمان بیماری های مختلف رواج داشت. پلینی نویسنده رومی جدولی تهیه کرده و در آن نوشته مدفوع چه حیوانی برای چه دردی خوب است. مثلا فضله موش برای دفع بوی بد دهان استفاده می شده است. در روم جا زدن دست و پای شکسته با موفقیت انجام می شد.
پاپیروس های مصری هزاره اول پیش از میلاد در مورد پالس قلب مطالبی نوشته اند و ذکر کرده اند که خون از طریق رگها در تمام بدن جریان دارد و با لمس پوست می توان پالس قلب را فهمید. در دوره باستان کیفیت پالس قلب مهمتر از تعداد آن بود. آنها به اندازه فرکانس، قدرتريال سرعت، نظم، ریتم و برابری پالسها توجه داشتند.

یونان و روم

اسکلپیوس خدای پزشکی یونان بود. مردم در کنار معبد او می خوابیدند به این امید که در خواب متوجه شوند چه چیزی برای درمان آنها موثر است. دریونان و روم وقتی مردم از اعتکاف کنار معابد اسکلپیوس جواب نمی گرفتند آنجا را ترک می کردند و ماکت قسمتی از بدن خود را که مریض بود را آنجا باقی می گذاشتند. ماکتهای زیادی از چشم، گوش، دست و پا در کنار این معابد بدست آمده است. در یونان باستان معابد برای خود کار پزشکی هم می کردند و پزشک مقیم داشتند. بقراط یکی از پزشکان همین دوره در قرن 4 و 5 پیش از میلاد است. به او 70نوع درمان بیماریهای مختلف را نسبت داده اند اما باور امروزی این است که هیچ کدام از درمانها کار مستقیم خود او نیست و به او نسبت داده شده است چون او بسیار معروف بوده است.
در 430 تا 426 پ م طاعون یک سوم جمعیت آتن را کشت. بیماری احتمالا از شمال آفریقا توسط کشتی به یونان رسیده بود.
پزشکان رومی از مصری ها و یونانی ها جراحی کردن را هم یاد گرفته بودند. لوازم جراحی بسیار شیکی از این دوره بدست آمده اند.
گالن پزشک رومی در کتاب خود از اهمیت پالس قلب گفته است. او از پالس قلب قدرت زندگی را نتیجه می گرفته است. او فکر میکرد نفسی که می کشیم درون پالس قلب جریان دارد و نمی توانست بفهمد آیا این قدرت حرکت خون در بدن است که نفس را به حرکت در می آورد یا قدرت نفس کشیدن است که خون را به جریان می اندازد. در سال 170 میلادی در روم نامهای مختلفی به پالس قلب داده شده بود مانند پالس موجی، کرمی، دم موشی، بزگونه و غیره. نامهای مشابهی نیز در پزشکی چینی به پالس قلب داده شده است.

در روم باستان پزشکان مرتبا در کنار مردم پولدار بودند و آنها را کنترل می کردند و سفارشات لازم برای سلامت بودن را به انها می دادند. اما مردم عادی که دسترسی به پزشک نداشتند راههای دیگری برای حفظ سلامتی خود پیش گرفته بودند. این راهها جنبه علمی نداشتند و بیشتر خرافی و دینی بودند. مثلا آنها عقیده داشتند در هفت سال بدن بشر یک مرحله رشد می کند و بیماریهایی که مردم در پله های رشدی هفت ساله می گیرند مشابه هم است. اعتقاد به مزاج سرد و گرم و ارتباط آنها با غذای گرم و سرد، اعتقاد به چهار نوع ماده تشکیل دهنده بدن مانند خون، لبغم، و غیره و ایجاد اعتدال میان آنها و سایر موارد مشابه که برای خواننده خیلی هم غریبه نیستند زاییده بینش سنتی و مذهبی جوامع مختلف مردمی است که به پزشک دسترسی نداشتند.

چین باستان

در چین باستان عقیده بر این بود که بیماری ها از طریق باد توسط ارواح بد منتقل می شوند. آنها آویزهای خاصی به خود وصل می کردند تا در مقابل این بادها از خود محافظت کنند. پزشکان مرد چینی حق نداشتند زنان بیمار را لمس کنند. آنها با خود عروسکهایی داشتند و زنان روی عروسک محل درد خود را نشان می دادند. طب سوزنی در حدود 2700پ م در چین ابداع شد و هنوز هم استفاده می شود. منطق طب سوزنی این است که انرژی در بدن حرکت می کند و سوزنها می توانند کانال حرکت آنرا تغییر دهند. راهبهای بودایی همیشه پنج دارو به همراه داشتند. این داروها ترکیبی از عسل، کره تازه و نوعی ملاس بودند.

هند باستان

در هند باستان بریدن دماغ یک جریمه مرسوم افراد بدکار بود. پزشکان هندی سعی می کردند تا دماغ مصنوعی درست کنند و آنرا بر صورت افراد بی دماغ جامعه نصب کنند. این اولین تجربه بشر با جراحی پلاستیک بود.

سایر نقاط

طاعون در نیمه قرن چهاردهم میلادی سراسر اروپا را فرا گرفت و بیش از یک سوم جمعیت آنرا کشت. در همان زمان طاعون به خاور میانه و آسیا نیز رسید. تا 1700 میلادی طاعون مرتبا در مناطق مختلف اپیدمی می شد و افراد زیادی را می کشت.

 
منابع:
500 things to know about THE ANCIENT WORLD - The British Museum Press
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat
دوره اموزشی سلامتی در دنیای باستان دانشگاه اوپن انگلیس