اطلس تاریخ ایران  
 

ازدواج در دنیای باستان

بسیاری از لوح های بین النهرین به عشق دو زوج و افسردگی بعد از جدایی اشاره دارند. مردها و زن ها از افسون وجادو برای عاشق نگه داشتن جفتشان استفاده می کردند. آنچه از لوح های گلی می دانیم سنت ازدواج چهار مرحله داشت.
1- نامزدی
2-پرداختهایی از طرف دو خانواده زن و شوهر به هم
3- انتقال زن به خانواده شوهر
4- آغاز زندگی سکسی

در لوحی گلی از بین النهرین هزاره دوم پیش از میلاد آمده است
اگر مردی با دختری بدون آگاهی پدر و مادر خود ازدواج کند و جشن ازدواج نگیرد قرارداد ازدواج را برای پدر و مادر خود عقد نکند حتی اگر زوجین یکسال با هم زندگی کنند آنها دیگر زن و شوهر نیستند. البته اگر او جشن ازدواج بگیرد و قرارداد را برای پدر و مادرش عقد کند آنگاه زن او زن قانونی خواهد بود. در این صورت زن اگر با مرد دیگری بخوابد او خواهد مرد و زنده نخواهد ماند.

قرارداد ازدواج تحت نام اشنونا نوشته می شد و در حضور پدرها امضا می شد. خانواده شوهر باید پولی به شکل نقره پرداخت می کرد و در ازای آن زن باید رفتار خوب و حقوق شوهر را ارایه می کرد. پول خرید زن می توانست به صورت قسط تا زمان تولد بچه پرداخت شود. پس از آن زن حقوق همسر را داشت
پول خرید زن شامل پرداخت نقره، واگذاری برده، لوازم خانه و زمین بود. در دوره های متاخر زن مسئول تهیه لوازم خانه بود و شوهر باید جهیزیه زن را قبول می کرد و اگر زن زمین داشت مرد باید آنرا مدیریت می کرد. در یک متن بابلی آمده که پدر زن دخترش را به همراه لوازم خانه به منزل فلانی، پدر شوهر، برای فلانی، داماد، فرستاده است. در این متن آمده اگر شوهر بمیرد ، پدر شوهر باید دختر را به برادر شوهری که در سن ازدواج باشد بدهد.

در زمان طلاق زوجین باید می گفتند تو دیگر زن من نیست و تو دیگر شوهر من نیستی.

در خانواده های پولدار جشن ازدواج چند روز طول می کشید و خانواده شوهر هدایای زیادی به خانواده زن می دادند. در بابل زن با حجاب به خانه شوهر فرستاده می شد و شوهر حجاب او را بر می داشت. پس از آن زن دیگر حجاب نداشت. مطابق متون آشوری می دانیم زنان آشوری پس از ازدواج حجاب به سر می کردند. آنها می باید در مجامع عمومی حجاب به سر می داشتند. زنان خراب اجازه داشتن حجاب نداشتند و اگر روسری به سر می کردند مواخذه می شدند و شلاق می خوردند.
در برخی شهرهای بین النهرین دختران در سن نوجوانی به ازدواج در می آمدند و چند سال در خانه پدرشان می ماندند تا به خانه شوهرشان بروند. اغلب شوهر ده سال پیرتر از دختر نوجوان بود.
باکره بودن قبل از ازدواج خیلی مهم بود و زوجین معمولا بعد از شب زفاف پارچه خونی را به همه نشان می دادند. اگر در مورد بکارت مشکلی پیش می آمد، دادگاه زنی با تجربه را برای قضاوت می فرستاد.

در لوح حمورابی آمده اگر پدر زن با عروس آینده پسر خود بخوابد باید نیم مینا خسارت بدهد و زن می تواند وسایل خود را بردارد و به خانه فامیل خود برود و با کس دیگری ازدواج کند. اما اگر عروسی سر گرفته باشد و این اتفاق بیافتد پدر شوهر باید در آب غرق شود.

در مورد رابطه جنسی مردان و زنان فامیل مانند مرد با خواهر، خواهر، خواهر یا برادر زاده ها، دختر و مادر زن احکام مختلف تنبیهی وجود داشت اما از همه سخت تر در مورد رابطه جنسی مرد با مادرش بعد از مرگ پدر بود که در آن صورت هر دو باید سوخته می شدند.

مردان تنها یک زن می توانستند بگیرند و مطابق قانون بابلی تنها در شرایط خیلی سخت می توانستند همسر دوم بگیرند.

مثلا مطابق لو حمورابی مرد می تواند همسر دوم بگیرد اگر همسر اولش به خاطر مریضی قادر به زندگی طبیعی نباشد اما مرد نمی تواند او را طلاق دهد و باید او را نگه داری کند.
قوانین آشوری صیغه را برای مردان مجاز می دانستند و شرایط خاصی برای آن تعیین کرده بودند. زن صیغه ای همیشه در ردیف دوم قرار می گرفت و پشت زن اصلی می ایستاد و اگر زن اصلی بچه دار می شد، بچه های زن صیغه ای چیزی ارث نمی بردند. زنان صیغه ای از بین اسرا و بده ها انتخاب می شدند و وطیفه آنها کمک به زن اصلی بود.

در بین النهرین هنر اروتیک رواج داشت. مجسمه های لخت زنان و پلاک و مهرهایی که به حالتهای خاصی از سکس تعلق دارند از مناطق مختلف عراق و سوریه بدست آمده است. این آثار از معابد، خانه ها و جاهای مختلف بدست آمده اند. جایگاه هنر اروتیک جایی بین هنر عامیانه و هنر رسمی آن دوره بوده است. مهرهای سیلندری با طرح های سکسی زیاد باب نیوده اند اما چند تاریی از آنها یافت شده اند. در هنر دوره آمارنا ازقرن چهارده پیش از میلاد اشارات بسیاری به رابطه جنسی شده است. در پلاکهای بدست آمده از این دوره حالتهای مختلف رابطه جنسی به نمایش درآمده اند. در یک لوح گلی که داستان گفتگوی یک مرد و همسرش است مرد دائما به زن می گوید پشتت را به من بکن. رایج ترین حالت سکسی آنطور که از آثار به جا مانده برداشت می شود خوابیدن مرد روی زن در حالت صورت به صورت بوده است. حالت دیگری که در برخی متون آمده است نشستن زن روی مرد است.
داشتن سکس از پشت جهت جلوگیری از بارداری توسط معابد پیشنهاد می شد. زنان معابد کارهای جلوگیری از بارداری را بر عهده می گرفتند. از روش آنها مطلع نیستیم ولی احتمالا با داروهای گیاهی بوده است.
در تصاویری از کافه ها مردانی را می بینیم که به موسیقی گوش می دهند و زنان بد کاره در کنار آنها هستند. کافه ها با زنان بدکاره اشان به خدای ایشتر خدای عشق تعلق داشتند و معمولا در کنار دیوارشهر بودند.

داستانهای عاشقانه زیادی از بین النهرین به جا مانده است. داستانها معمولا با اجرای موزیک خوانده می شدند. داستانهای عاشقانه معمولا رابطه جنسی زوجین را هم گزارش می دادند. زیبایی عروس با جواهر مقایسه می شد. داستان هاو شعرها سعی می کردند لمس کردن، بو کردن، دیدن، مزه کردن و شنیدن عشاق از یکدیگر را بیان کنند. اشاره به آلت تناسلی مرد یا زن در داستانها دیده می شود. تمایل به سینه زن به ندرت در داستانها دیده می شود.

به شش روز دوره عادت ماهانه بانوان ضربه خورده با سلاح می گفتند. در این دوره زنان کثیف تلقی می شدند و از کار معاف بودند. اگر مردی با خون زنان تماس پیدا می کرد نیز به مدت شش روز کثیف شمرده می شد.

هم جنس بازی مردان از هزاره سوم پیش از میلاد ثبت شده است. متون گلی بین النهرین به رابطه جنسی مرد با مرد و مرد با پسر بچه اشاره دارند. در بابل این نوع رابطه مرسوم نبود و به مردی که دنبال این رابطه بود به چشم تحقیر نگاه می کردند. بابلی ها مردان هم جنس باز را تنبیه نمی کردند اما آشوری ها آنها را شدیدا تنبیه می کردند. مخصوصا تنبیه های شدیدی از دوره آشور مسانی 1300 تا 1100 پیش از میلاد ثبت شده است. در متون بین النهرین هم جنس بازی زنان به ندرت به چشم می خورد.

مردان بین النهرین اجازه داشتند زنان را طلاق دهند و باید به آنها سهم خانه، زمین و گاهی جریمه می دادند. طلاق نیاز به یک دلیل محکم داشت مثلا اینکه زوجین بچه دار نمی شدند. خیلی از قراردادهای ازدواج، زنان را از حق طلاق محروم می کردند و آنها را در ازای طلاق تنبیه می کردند مثلا اگر طلاق می خواستند، بعد از طلاق مانند برده باید به فروش می رسیدند. برخی از قراردادهای ازدواج آشری و بابلی که به دست ما رسیده اند به زن و مرد به سک اندازه اجازه طلاق می دادند در صورت طلاق آنها را به یک اندازه جریمه می کردند. در مواردی خاص زنی که بچه دار نمی شد می توانست زن دیگری را به شوهرش معرفی کند. او خواهر زن اصصلی یا مادر بچه های مرد خوانده می شد اما همسر اصلی همچنان همان زن اولی بود. در آشور اگر مردی زنی را ترک می کرد و آن زن پسری نداشت، زن می توانست پس از پنج سال دوباره ازدواج کند. همسر اول او نمی توانست دوباره او را طلب کند. اگر زن پنج سال صبر نمی کرد و ازدواج می کرد همسر اول زن می توانست پس از بازگشتش بچه های زن را بگیرد. اگر مرد تحت شرایطی مفقود می شد که در کنترل او نبود، مثلا اگر توسط دشمن اسیر می شد و پس از پنج سال باز می گشت، می توانست همسر خود را طلب کند و زن باید به سوی او باز می گشت هرچند ازدواج کرده باشد. البته مرد باید برای شوهر دوم زنش یک زن مناسب معرفی می کرد.

 

روم باستان

در روم ازدواج توسط فامیلی ها مدیریت می شد. زنان حق تصمیم در مورد شوهر نداشتند. خیلی اوقات دخترهای دوازده ساله به ازدواج مردهای مسن در می آمدند.
یک متن پزشکی از روم باستان بدست آمده که در مورد بلایایی است که دختران باکره ای که ازدواج نمی کنند با آنها درگیر هستند. متن درمورد مشکلات جسمی است که دختران باکره با آنها روبرو هستند زیرا اعتقاد داشتند خونشان نمی تواند درست از بدنشان خارج شود و از دیافراگمشان بالا می زند و مغز را فاسد می کند و به آنها حالت جنون می دهد. آنها به خودکشی فکر می کنند و حیالپردازی می کنند و دیوانه می شوند و می توانند خیالات خود را به وضوح ببینند. در ادامه نویسنده می نویسد همه این مشکلات با ازدواج حل می شوند.
امروزه سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده ه از هر چهار زوج، یکی به مشکل نازایی مواجه است. از این نرخ در دوره باستان بی خبریم اما با توجه به تعداد زیاد ماکت آلت تناسلی مرد و زن در معابد روم و یونان می توان نتیجه گرفت نازایی مشکل مهمی در دوره باستان بوده است.

یونان باستان

ازدواج برای دختران پدیده ای خشن بود زیرا باید در اوج بچگی اسباب بازی ها را کنار می گذاشتند و از آغوش گرم خانواده دور می شدند و در خانه شوهر مشغول زاد و ولد می شدند.
دختر بچه ها تا قبل از سن 15 سالگی به ازدواج مردهایی در می آمدند که همسن پدانشان بودند. در کتاب کارها و روزهای هزیود آمده سن ازدواج مرد نباید بیش از 30 و دختر نباید بیش از 5 سال بعد از دوره بلوغش باشد. سولون اعتقاد داشت مردها باید بین 27 تا 34 سالگی ازدواج کنند. بطلمیوس 30 سالگی را برای مرد مناسب دیده است. گورتین نوشته دختران در سن 12سالگی باید ازدواج کنند.
ازدواجهای قراردادی و از پیش تعیین شده در یونان رسم بود. گزنفون در کتاب خود در بخش مدیریت خانه از قول مردی که در حال صحبت با زنش است نوشته: تا حالا فهمیده ای چرا من تو را گرفتم و چرا والدینت تو را به من دادند؟ این فقط به این خاطر نبود که من کسی را در تخت خواب می خواستم، میدانی نه؟ والدینت دنبال یک داماد وب بودند و من دنبال یک همسر خوب بودم و من تورا و آنها مرا انتخاب کردند.
برای انتخاب همسر پول و ثروت خانواده حرف اول را می زد و عشق و احساسات مهم نبود. انتخاب یک دختر پولدار امری بود که همه مردان به دنبال آن بودند. خانواده دختر به شوهر پول می داد که در اصل پول نگه داری دختر بود.در صورت طلاق، شوهر باید پول را به پدر دختر پس می داد و اگر نداشت باید سود آنرا پرداخت می کرد. جهاز دختر نیز باید به خانه پدرش بازگردانده می شد.
اگر پدری میمرد و پسری نداشت، اموالش به دخترش می رسید اما دختر اجازه دخل و تصرف در اموال را نداشت . به این دخترها اصطلاحی گفته می شد به معنی دختر وصله شده به ثروت. شوهر این دختر می توانست اموال او را بردارد و به طلاح خود خرج کند. معمولا وقتی پدر ثروتمندی میمرد و دخترش ازدواج کرده بود، خانواده دختر ازدواج را کنسل می کردند و دختر را به عقد عمویش در می آوردند تا ثروت برادر به برادر برسد. برای جلوگیری از خروج مال از خانواده معمولا ازدواجها درون فامیلی بود
معمول ترین زمان ازدواج در یونان باستان در ماهی از زمستان بود. دختر باید بچه گیش را به الهه باکره آرتمیس تقدیم می کرد. او را به حمام می بردند و جشن از خانه دختر شروع می شد. دختر از مردها دور می شد و زن مسن تری در کنار او می نشست تا او را در طول مراسم راهنمایی کند. نان کنجدی خاصی به مهمان ها داده می شد که اعتقاد داشتند باروری را زیاد می کند. بعد داماد عروس را سوار گاری می کرد که با خر یا گاو کشیده می شد. عروس باید حجاب به سر می کرد. وقتی به خانه داماد میرسیدند روی آنها انواع آجیل و انجیر خشک می ریختند. آنگاه عروس داماد به حجره می رفتند و در به روی مهمانان بسته می شد. مهمانان با موسیقی و آواز سر و صدا ی کردند تا صدای عروس و داماد بیرون نیاید. ازدواج در یونان امری خصوصی و شخصی بود و نیازی به موبد مذهبی و بازرس حکومتی نبود.
زن باید همیشه تحت کنترل یک مرد می بود و اینکه سن زن چقدر باشد مهم نبود. زنان در یونان باستان حق مالکیت زمین نداشتند و اگر زمینی به ارث به آنها می رسید شوهر زن حق خرید و فروش آنرا داشت. زنی که درخواست طلاق داشت می توانست به دادگاه برود ولی باید ولی خود را هم با خود می برد تا بتواند اجازه حضور در دادگاه را داشته باشد. در صورت طلاق شوهر باید چیزی را که زن با خود به خانه شوهر آورده بود را به او باز می گرداند و در عین حال شوهر می توانست تمام خرجی را که برای زن کرده بود را از جهیزیه او کم کند. خیلی از زنان یونان در اواخر دهه بیست سالگیشان بیوه می شدند زیرا شوهر هایشان معمولا تا سی سال از خودشان بزرگتر بودند بیوه های جوان دوباره ازدواج می کردند اما بیوه های پیر بیوه می ماندند. صیغه در آتن مرسوم بود و به آن پالاک می گفتند. برده های خارجی، زنان فقیر و بدکاره صیغه می شدند. زن صیغه ای تحت امر شوهر قرار می گرفت. پسران زن صیغه ای سیتیزن حساب نمی آمدند و از ارث محروم بودند. پس از پایان مدت صیغه پولی به زن پرداخته نمی شد. آنها تنها در مدت صیغه جای خواب مناسب دریافت می کردند. در اواخر جنگ پلوپنزه که تعداد مردان آتن کم شده بود زنان صیغه ای حقوقی همانند زنان عقدی داشتند تا دوباره جمعیت شهر آتن زیاد شود.
در اواخر جنگ پلوپنزه زنان بیوه زیادی در آتن وجود داشتند و مجبور بودند کار کنند تا سیر بشوند. کار آنها کلفتی، پشم بافی و میوه چینی بود. این اولین باری بود که زنان آتنی در جامعه حضور پر رنگ داشتند. تا پیش از این حضور زنان در جامعه خوش آیند نبود. قانونی در قرن چهارم پیش از میلاد تصویب شده بود که حقوق زن و بچه ها را پایین تر از مصرف هفتگی جو یک خانواده نگه می داشت.
در اسپارت مردان می توانستند زن خود را به عنوان مال به مرد دیگری بدهند. آن مرد می توانست زن بیچاره را بچه دار کند و نهایتا زن با بچه از مرد دیگری به خانه خود باز می گشت. بچه به مرد اولی می رسید
در یونان باستان اگر مردی زنش را با مرد دیگری در رخت خواب می دید مجاز بود آن مرد را بکشد و باید زنش را طلاق می داد. اگر زنش را طلاق نمی داد حقوق سیتیزن شیپی اش باطل می شد.
افسانه پاندورا که هزیود آنرا ثبت کرده است، زنان را به عنوانی شیطانی زیبا توصیف می کند که مردان در مقابل آنها توانایی تحمل ندارند. زیبایی و کشش زنانه موجب ضعف مردان در مقابل آنها می شد. برای همین هم زنان یونانی باید در مقابل مردان غریبه حجاب می داشتند. از طرفی زنان اجازه تماشای مسابقات ورزشی را نداشتند زیرا در مسابقات مردان لخت بودند این می توانست آنها را تحریک کند.
ارسطو عقیده داشت زنان، مردان خراب هستند. یعنی کسانی که در زمان تشکیل نطفه آنها گرمای کافی فراهم نشده ناقص شده اند و به جای نز، ماده شده اند. ارسطو در کتاب نسل حیوانات 4.767.7 برای موجودات زنده نموداری تهیه کرده بود و زنان را زیر مردان قرار داده بود و آنرا یک پله تنزل نامیده بود.
یونانیان عقیده داشتند زنان برای حفظ سلامتی روحی و جسمی باید سکس داشته باشند.

منابع:
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat
Daily Life of the Ancient Greeks (Greenwood Press "Daily Life Through History") (Greenwood Press "Daily Life Through History") 2nd Edition