زندگی روزمره دنیای باستان  
 

صنعت و معدن دنیای باستان


آهنگری

در حفاریات باستان شناسی کارگاه های آهنگری و ساخت برنز زیاد کشف شده است. مس ترکیب اصلی در ساخت برنز است و یکی از منابع مهم تهیه آن آناتولی بود. تکنولوژی ساخت برنز در هزاره چهارم پیش از میلاد بدست آمد.در ابتدا مس بین النهرین را آناتولی تامین می کرد اما به دلایلی که ما نمی دانیم، در هزاره سوم مس سومر از طریق خلیج فارس تهیه شد و آناتولی از چرخه حذف شد. یک لوح گلی از زمان ریم سین در لارت حدود 1822-1763 پ م رسید یک محموله 18333 کیلوگرمی مس است که در دیلمون تحویل شده است. یک سوم این محموله سهم ای نصیر در اور بود که تاجر بزرگ مس در اور بود و با دیلمون و مگان کار می کرد. مس، قلع، برنز، نقره، الکتروم، جیوه، آهن و استیل در آن دوره شناخته شده بودند. آرسنیک و زینک در روند تولید برنز استفاده می شدند.
متونی که به مس اشاره دارند از شستشوی مس نام برده اند. یک سوم مس در جریان شستشو از دست می رفت. این شستشو شامل ذوب کردن و تصفیه سنگ خام مس بود. مس توسط چکش شکل داده می شد اما زدن زیادی چکش بر مس آنرا شکننده می کند.
عصر آهن در 1200 پیش از میلاد شروع شد. هرچند قطعات آهن از سایتهای باستانی هزاره پنجم نیز بدست آمده است. هیتی ها از سلاح های آهنی در نبرد کادش در 1275 در سوریه مقابل مصری ها استفاده کردند. با پایان عمر امپراتوری هیتی صنعت آهن به فلسطین و سپس سرزمین های همسایه منتقل شد. در اوایل هزاره دوم پیش از میلاد آهن مخلوط با نیکل در شرق آسیای نزدیک شناخته شده بود و قیمتش از طلا بیشتر بود. اما دوره آهن از وقتی شروع شد که هیتی ها راه ذوب کردن سنگ آهن و تصفیه آنرا کشف کردند. روند تولید آهن خالص از روند تولید مس و برنز پیچیده تر است. با گسترش صنعت آهن از برنز برای مصارف روزمره و تولید اشیای معمولی زندگی و از آهن برای تولید لوازم جنگی استفاده کردند. در بین النهرین تنها در دو محل کارگاه بزرگ آهنگری یافت شده است که یکی در کارون واقع در کانش و دیگری در شاهنشاهی اشنونا در بغداد کنونی قرار دارد.از 650 تا 600 پیش از میلاد اورارتو مرکز آهنگری و نوآوری در این صنعت بود. در این منطقه در این بازه زمانی مرتبا تکنیکهای جدیدی کشف شد.
مجسمه ایلامی نپیرایشو با دو تن وزن در هزاره دوم پیش از میلاد ساخته شده است مجسمه را تو پر ساخته اند زیرا مجسمه توخالی شکننده است. برای این منظور درون آنرا آهن مذاب تزریق کرده اند. تکنولوژی ساخت چنین مجسمه ای در 900پ م به غرب اروپا رسید.

 

نمونه ای از مجسمه توخالی

نمونه ای از مجسمه توخالی

عاج کاری

در ابتدای هزاره اول پیش از میلاد عاج کاری در سوریه و مصر انجام می شد. از عاج اشیای کوچک مانند جعبه و دسته قاشق چنگال درست می شد. از پلاک های عاج در کارهای ترکیبی استفاده می کردند. مثلا یک پلاک کوچک عاجی طرح دار را روی یک جعبه با روکش طلا نصب می کردند. کپی بسیاری از طرح های سنگ نگاره های آشوری بر پلاک های کوچک عاجی نیز بدست آمده اند. از عاج در تزیین دکوراسیون، ساز، بازی تخته ای و گاهی در تزیین دیارها استفاده می شد.

ساخت مجسمه سنگی

بهترین هنر آشوری را می توان در مجسمه های سنگی و سنگ نگاره های نمرود، نینوا و دورشاروکین یافت. طرح های ابتدایی همچون نقاشی روس سنگ بودند اما کم کم طرح ها برجسته و ماهرانه تر شدند. در طرح ها نقوش حیوانات افسانه ای و شاه در حال شکار یا جنگ و گاهی در حال راندن کالسکه دیده می شوند. طرح های ابتدایی تک داستانی بودند ولی در دوره های بعدی طرح های مختلف مرتبط به هم یک سنگ نگاره داستان وار به هم ارتباط داشتند. در سنگ نگاره ها پرسپکتیو نقش بسیار کمی داشت. نقوش از روبرو کشیده می شدند هیچ خانه ای در این نقوش سه بعدی دیده نمی شود. اندازه آدمها اهمیت آنها را بیان می کرد. همیشه شاه بزرگترین فرد بود. پاهای آدمها یکی پشت دیگری کشیده می شدند. در دوره آشوری نو اندازه آدمها بزرگتر شد و جزییات بیشتری در آنها به تصویر در آمد . طبیعت اطراف با دقت کمی به تصویر کشیده می شد. در اواخر دوره آشور نو اندازه آدمها دوباره کوچک شد. طرح صحنه نبرد با کالسکه، اسبها، سربازان زخمی و مرده ها با جزییات زیاد کشیده می شدند. با تکرار خطوط طرح همچون سایه های موازی، تعداد زیاد اشیا نشان داده می شد. مثلا در کنار یک اسب چهار سایه اسب کشیده می شد که نشان دهنده گله اسب بود. برای ساخت مجسمه یا سنگ نگاره ابتدا ازنزدیک ترین محل سنگ به منطقه حمل می شد و در محل توسط خاک، چوب و آجر دور سنگ داربست زده می شد تا مجسمه سازان به آن دسترسی کامل داشته باشند. چشم مجسمه ها معمولا از فیروزه یا سنگ های رنگی دیگر ساخته می شد. سایر قسمتهای مجسمه را نیز رنگ می کردند.

مهر سازی

مهرها از ابتدای دوره نگارش استفاده می شدند. مهری که بر گل پخته زده می شد حکم امضای صاحب کالا یا شاهد معامله را داشت. مهرهای استوانه ای
معمولا از سنگ های رنگی درست می شدند. اشخاص مهم چند مهر داشتند. در ضمن وقتی یک فرد در کار خود ارتقا پیدا می کرد مهر خود را عوض می
کرد. به این ترتیب یک فرد بالارتبه دربار در طول زندگی کاری خود چند بار مهر عوض می کرد. مهرهای شاهنشاهی دارای نوشته بودند. شاه به افراد
دربار مهر هدیه می داد و آنها مجاز به استفاده از آن مهر می شدند. شاه چند مهر مختلف داشت که آنها را در اختیار مسئولین قسمتهای مختلف دربار می داد
تا از آن استفاده کنند. مهر شاه بر روی کالاهای مختلفی که با دربار معامله می شدند می خورد. خدایان نیز دارای مهر بودند. خدایان به شاه ها نامه می
نوشتند و به آنها توصیه هایی می کردند. این نامه ها با مهر خدای مرد نظر مهر می شد. مهر هر فرد مانند گردن بند به گردنش آویزان می شد . کلمه
سومری سینه معنی دارنده مهر را دارد. ملکه پااوبی در مقبره شاهنشاهی اور با تمام وسایل شخصی اش به خاک سپرده شده و مهرش هم از گردنش آویزان
است.

سبدبافی

منظور از سبد بافی فقط سبد حصیری نیست. در قدیم از نخ و طناب سبد بافی می کردند و از این سبدها در انواع وسایل استفاده می کردند مثلا در ساخت خورجین، صندلی یا جعبه. از حصیربافی نیز همچون سبدبافی با پارچه گسترده استفاده می شد. حصیر در مناطق غیر جنگلی بیشتر استفاده می شد. سبد حصیری در خانه سازی نیز استفاده می شد. سقف بسیاری از خانه ها با سبد حصیری ساخته می شد. در زیگوراتهای بین النهرین نیز حصیر در میان لایه های آجر پی بنا استفاده می شد.

sfn pwdvd lwv fhsjhk

سبد حصیری از مصر - دوره تاریخی نامشخص - موزه باستان شناسی دانشگاه مک کواری سیدنی تصویر حمید صدقی نژاد 

چرم سازی

از پوست انواع حیوانات در ساخت چرم استفاده می شد. مصرف عمده چرم در حمل مایعات بود و قمقمه چرمی استفاده گسترده داشت. برای ساخت چرمابتدا پشم از پوست جدا می شد. این عمل توسط پوست درخت، چربی و زاج انجام می شد. برخی چرمها حتی رنگ شده بودند و ما نمی دانیم چگونه چرمرا رنگ می کردند. انواع کفش از چرم ساخته می شد. در هزاره اول پیش از میلاد تیردان از چرم ساخته می شد. دهنه اسب و اجزای مختلفی ازکالسکه نیز از چرم ساخته می شدند.

پارچه بافی

تولید پارچه و پشم بافی کار زنان بود و در موارد متعددی به نقش آنها در این صنعت اشاره شده است.پارچه بر روی دار پارچه بافی تولید می شد.وزنههایی نخهای دستگاه را نگه می داشتند. سادگی و سبکی دارهای پارچه بافی باعث می شد همه بتوانند آنرا بکار گیرند و به تولید پارچه در خانه مشغول باشند وبه راحتی آنرا از محلی به محل دیگر منتقل کنند. برخی مهرها نقش دار پارچه بافی غیر متحرکی را دارند که پایه هایش در زمین فیکس شده است. تعدادزیادی چاقوهای کوچک در قبرهای بین النهرین بدست آمده که کاربرد آنها در پارچه بافی بوده است. رنگ پارچه از منابع حیوانی، گیاهی یا انواع خاک و کانیدرست می شد. در سوریه و فینقیه پارچه بنفش درست می شد زیرا حلزون بنفش فقز در آن مناطق یافت می شد. گونی و گلیم در ماری و نوزی تولید میشدند. تولید فرش از 1500 پ م شروع شد البته فرشهای زیادی از پیش از قرن هشتم پیش از میلاد بدست نیامده اند.

شیشه گری

مطابق لوح های گلی سومریان قادر به تولید شیشه بودند اما هنوز در هیچ محلی پیش از 1500 پ م شیشه بدست نیامده است. در هزاره چهارم و سوم پیشاز میلاد سومریان از سیلیکات در رنگ آمیزی سفال استفاده می کردند. در اثر تجربه و یا تصادف آنها شیشه و سرامیک تولید کردند. از قطعات شیشه ای در مجسمه سازی و ساخت ظروف کوچک استفاده می کردند.

نجاری

پل، گاری، قایق، لوازم منزل و گاهی خود خانه از چوب ساخته می شد. لیست اجناس بابلی که از چوب درست می شدند از اشیایی که با سفال یا چرم ساخته می شدند بزرگتر است. از آنجا که چوب در طول زمان فرسوده می شود آثار زیادی به دست باستان شناسان نرسیده است و دانش ما در مورد آن کم است و به طرح های سنگ نگاره ها محدود می شود. در مورد ابزار نجاری نیز اطلاعات زیادی نداریم. می دانیم سوریه یک منبع مهم تهیه الوار و چوب بوده است.

 

کارگر و صنایع دستی

در زبان سومری و اکدی کلمه ای به معنی متخصص وجود داشت. ریشه بسیاری از کلمات مربوط به صنایع دستی در زبان سومری به پیش از سومر بر می گردد. دانش ساخت اشیا سینه به سینه منتقل می شد و معمولا دروم خانواده به نسل بعدی درس داده می شد. در لوح حمورابی آمده که اگر فردی به فرزند خوانده اش دانشی یاد بدهد، دیگر پدر مادر اصلی او نمی توانند در مورد بچه اشان ادعایی داشته باشند. مطابق لوحها میدانیم دوره آموزش خانه سازی هشت سال و آموزش ساخت مهر چهار سال بود. از بانک اگیبی تعداد زیادی لوح گلی بدست آمده که مربوط به قبول هزینه تحصیل افراد است و در مقابل از آنها کار تخصصی طلب مب کند. اولین مدارک مربوط به کارگاه جواهر سازی از اور بدست می آید که در آن یک کارگاه بزرگ متشکل از هشت بخش قرار داشت شامل آهنگری، زرگری، سنگ تراشی، ،چرم سازی، ذغال سازی، نجاری، نمدسازی، حصیربافی هنرمندان از فرهنگ بومی خود می آموختند و هنری محلی داشتند. آنها اط اشیایی که قبلا ساهته شده بدند الگو می گرفتند. مثلا یک پلاک در سیپار - نقشه- کشف شده که متعلق به مجسمه یک خدا به نام شاماش بوده و زیر آن نوشته شده مجسمه از روی یک نقاشی باستانی ساخته شده است. استل نارام سین بیش از یک هزاره در معرض نمایش بوده و حتما بسیاری از هنرمندان از آن الگو گرفته اند. هنرمندان به اشیای باستانی که در زیر خاک بودند نیز چشم داشتند. یک لوح گلی بیانگر جستجو در خرابه های قدیمی برای یافتن آثار هنری است. احتمالا آنها در مناطقی که قبلا مردم زندگی می کردند جستجو می کردند. با توجه به کشف طرح های مشابه در آثار هنری فرهنگهای همسایه می توان نتیجه گرفت الگو یا راهنمایی برای هنرمندان وجود داشته است. آشوری ها در هزاره اول پیش از میلاد با اسید سودا سیلیکات ، جوهر لیمو و زنگ آهن آشنا بودند.آنها می توانستند اسید سولفوریک تولید کنند. یک لوح در مورد تولید جرقه با استفاده از سولفور است. ما نمی دانیم چگونه یولفور تولید می کردند.

آواز خوانی- موسیقی

آوازخوانی در بین النهرین یک شغل بود ولی درآمد کمی داشت.بر اساس لوحهای گلی نام برخی آهنگ های معروف چنین بود:
او وارد می شود، خدای آتش و سرور جنگ
عشق تو مانند چوب سدر است، اوه خدای من
به باغ شاه بیایید، پر از درخت سدر است
باغبان باغ آرزوها
درون خیابان من دو شامپانزه دیدم
موسیقی مدرن ریشه در موسیقی بین النهرین دارد. در بابل قدیم در 1800پ م واحدهای 7تن و 8 تن استفاده می شدند. دانش موزیک در هزاره اول به یونان رسید. فیثاغورس می گوید که موسیقی و ریاضی را در شرق نزدیک یاد گرفته است. سازهای بادی زهی و کوبه ای از بین النهرین بدست باستان شناسان کشف شده اند.

منابع:
500 things to know about THE ANCIENT WORLD - The British Museum Press
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat