زندگی روزمره دنیای باستان  
 

خانه و شهر سازی در دنیای باستان

 

خانه سازی در بین النهرین باستان

خانه های بین النهرین با آجر، خشت خام، گل و گچ ساخته می شدند. این مواد هنوز هم در عراق برای خانه سازی استفاده می شوند. در بین النهرین فرار از گرمای آفتاب از خرداد تا شهریور تنها زیر سایه سقف خانه ها امکان پذیر است. آجرها رامعمولا در تیر و مرداد می ساختند که گرمای زیاد آفتاب آنها را زود خشک کند. این زمان را ماه آجر نیز می نامیدند. تولید آجر پخته شده سخت و پر هزینه بود و فقط بناهای خاص از آن استفاده می کردند.
یک نوع آجر در منطقه بین النهرین به مدت پنج هزار سال تولید می شد. این آجر خشتی به نام آجر سریفا تا دهه 1950 در عراق مصرف می شد.
در بابل از 1900تا 1595پیش از میلاد از آجر پخته و قیر برای ضد آب کردن قسمت پایینی دیوار استفاده می کردند. خانه های سنتی که با آجر نپخته ساخته می شدند بعد از مدتی فرو می ریختند.
لوح حمورابی پنج قسمت مخصوص قوانین خانه سازی دارد. مثلا اگر یک بنا برای کسی خانه ای بسازد و خانه بریزد و صاحب خانه بمیرد آن بنا نیز باید بمیرد. اگر پسر صاحب خانه بمیرد باید پسر بنا بمیرد.
سقف خانه ها از ترکیب برگ درخت خرما و ملات ساخته می شد. یک نردبان چوبی حصیری به سقف راه داشت و از سطح صاف پشت بام برای نگه داری مواد غذایی و خشک کردن غذا استفاده می شد. خانه ها تا خزاره سوم پیش از میلاد فقط دیوار کلفت داشتند. در دوره های بعدی کم کم پنجره درون دیوارها ساخته شد. نور خانه ها از لامپ روغنی تهیه می شدند. ورودی اتاقها بسیار کوچک بود و برای وارد شدن به اتاق باید خم میشد.

نمونه های مختلف چراغهای روغنی از دوره های مختلف فرهنگهای مختلف - موزه باستان شناسی دانشگاه مک کواری سیدنی - تصویر حمید صدقی نژاد
برخی خانه ها دیوار مشترک داشتند و هر دو ساکن دو طرف دیوار مسئولیت نگه داری دیوار را داشتند. درهای چوبی خانه را معمولا قرمز رنگ می کردند زیرا اعتماد داشتند قرمز شیطان را دور میکند. مجسمه های کوچکی در اتاق خواب و ورودی اتاقها یا جاهای دیگر دفن می کردند تا شیطان را دور کنند.
خانه خای بزرگ افراد پولدار وسط باغ مربع شکل ساخته می شدند اما مردم عادی در اطراف یک حیاط مشترک خانه می ساختند.
برخی خانه های دو طبقه نیز وجود داشتند و طبقه بالا نقشه ای همانند نقشه طبقه هم کف داشت.
توالت از هزاره سوم در منطقه دیاله در خانه های بسیار بزرگ و درهزاره دوم پیش از میلاد در خانه های افراد مهم سراسر بین النهرین ساخته می شد و به شکل یک صندلی بود که با قیر آب بند شده بود. قصر اشنونا در 2300پیش از میلاد دارای شش توالت بود که صندلی های آن از آجر ساخته شده بودند.

توالت اکدی اور

یک توالت کشف شده در اور ساخته شده ازآجر- برگرفته از کتاب
Handbook of Engineering Hydrology: Environmental Hydrology and Water Management - edited by Saeid Eslamian

درون این قصر پنج حمام نیز وجود داشت. حمام و توالت از آجر خام درست نمی شد زیرا نم حمام خشت نپخته را خراب می کند و نم به سایر اتاقها وارد می شود. حمام و توالت دارای راه آب به فاضلاب اصلی خانه بودند. در دوره آشور فاضلاب به رودخانه وارد می شد.

لوله های سفالی فاضلاب معبد بل نیپور 4000 سال پیش از میلاد- برگرفته از کتاب
Handbook of Engineering Hydrology: Environmental Hydrology and Water Management - edited by Saeid Eslamian

در هزاره سوم پیش از میلاد در اوروک و فارا یک خانه حدود 400متر مربع زمین داشت. در دوره بابل قدیم خانه ها در اور فقط 100متر مربع مساحت داشتند.
عقرب، کروکودیل، مار، سوسک، سوسمار و سایر حیوانات مزاحمهای همیشگی خانه های بین النهرین بودند.

 

شهر سازی در بین النهرین باستان

در هزاره چهارم پیش از میلاد در زبان اکدی یک کلمه برای بیان شهر و روستا وجود داشت. تا این زمان هنوز شهر ها و روستا ها از هم جدا نشده بودند. در هزاره سوم کم کم روستاها رشد کردند و تبدیل به شهر شدند. نقشه شهرها متفاوت بود و به انواع شکلهای هندسی ساخته می شدند اما معمولا اشکالی قرینه بودند. نینوا ذوزنقه، دورشاروکین و نمرود مربع، اواخر دوره بابل شهر بابل لوزی، سیپار مستطیل و اوروک بیضو بود. نقشه نیپور که بر روی یک لوح گلی کشف شده است با یافته های باستان شناسی نیپور همخوانی دارد و مقیاسهای نقشه واقعی به نظر می آیند.
شهرهای بین النهرین سه قسمت داشتند. یکی قسمت داخلی شهر که با دیوار محصر بود و محل قصر شاه، معبد و محل سکونت افراد بلند پایه بود و دروازه های آن شبها بسته می شد. دوم قسمت بیرونی شهر بود که خانه ها و مزارع کوچک اطراف بخش مرکزی را تشکیل می دادند و مواد غذایی مردم شهر در این محل تامین می شد. سوم قسمت تجاری بیرون شهر که تجار در آن فعال بودند و افرادی که برای خرید و فرش به شهر می آمدند در آن بخش از شهر کارهای خود را انجام می دادند و نیازی به وارد شدن به بخش مسکونی نداشتند. بخش مسکونی شهرها شلوغ و پر ازدحام بود و خانه ها، کارگاه های و سایر بناهای صنعتی در آن ساخته می شدند. منابع باستان شناسی و لوح های گلی هر دو می گویند که همسایگی بر اساس قدرت افراد تعیین نمی شد. یک فرد ماهیگیر فقیر می توانست همسایه یک شهردار باشد. بخشهای مسکونی متعددی در هرها وجود داشتند که هر کدام هدف راهبردی خود را داشتند و افراد یک حرفه خاص در آن جمع می شدند. البته همه شهرها این سه بخش را نداشتند مثلا شهر آشور با دیواره کوه همسایه بود و محلی برای گسترش بخش بیرونی نداشت و شهر بورسیپا در کنار دریاچه قرار داشت.
شهرهای شمالی و جنوبی بین النهرین در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد مانند هم رشد کردند. در شمال کم کم معابد را روی بلندی ها ساختند تا از دور دیده شوند. این معابد برای بیش از نیم هزاره کنترل اقتصادی و صنعتی شهرها را در اختیار گرفتند و ابداع سیستمهای جدید و نوشتن در کنترل معابد بودند. معمولا خانه های بالا دست شهر که آب تمیز تری داشت مخصوص افراد بلند پایه بودند . این تقسیم بندی تنها در شمال بین النهرین دیده می شود که زمینها دارای شیب بودند. در جنوب بین النهرین که زمینها مسطح است آب آشامیدنی در همه جای شهر یک کیفیت را دارد.
از 2800پیش از میلاد مناطق مختلف وارد جنگ شدند. این جنگهای منطقه ای که مرتبا بیشتر می شد نیاز به لشگر و رهبر داشتند. پس کاخها قدرت گرفتند و در کاخها سیاست و لشگریان کنترل می شدند.
رفته رفته بعد از هزاره سوم پیش از میلاد شبکه راهها بین شهر ها ساخته شدند که مصارف تجاری داشتند. این راه ها به خاطر حیوانات وحشی، خطرات طبیعی و راه زن ها نا امن بودند. افراد طبیعی قادر به سفر نبودند زیرا بارشان سالم به مقصد نمی رسید. تنها کسانی که قادر به حمل لشگر با خود بودند قادر به تجارت بودند. آشوری ها کم ک نیاز به راه امن را حس و سعی در ساخت آن کردند.

حفاری های شهر مشکان شاپیر جنوب بین النهرین بهترین تصویر را از خانه های بین النهرین به ما می دهدند. این شهر تجاری دومین شهر پادشاهای لارسا در قرن بیستم و نوزدهم پیش از میلاد بود و به دلایلی در 1720 پیش از میلاد تخلیه شده است و هرگز دوباره آباد نشده است. شهر دارای کانالهای آب موازی بود و خیابانها در جوار کانالها ساخته شده بودند. کانالها دارای پل یا سرویس قایق برای عبور از آب بودند. خانه ها در کوچه های باریک ساخته شده اند که عمود بر خیابانهای اصلی هستند. نقشه کوچه های باریک مانند مارپیچی سر در گم است. دلیل ساخت کوچه های باریک این بود که راه زنانی که با اسب وارد شهر می شدند نمی توانستند در کوچه های باریک اسب خود را دور بزنند و به نوعی اسب سواری نظامی در کوچه ها غیر ممکن بود.
کف خیابانها تخت نیست و دست انداز زیادی دارد. در تمام شهر کارگاه های صنعتی دیده می شوند که در کنار خانه ها ساخته شده اند. برخی کارگاه ها همه کاره بودند و برخی مخصوص کار خاص مانند سفال، تراش سنگ عقیق یا مسکاری بودند. در این شهر بازار مرکزی کشف نشده است. متون گلی به دست آمده به شراب فروشی کنار میدان اصلی شهر اشاره دارند. می توان برخی خانه ها را فروشگاه های کوچکی در نظر گرفت که ساکنین خانه در آن مشغول تجارت هم بوده اند. شاید محصولات کشاورزی و صنایع دستی در نزدیک ترین میدان داد و ستد می شدند و نیازی به میدان دیده نمی شد. بازارها را در شهرهای بزرگتری می توان دید که در سده های بعدی ساخته شدند. بازار لینکی بین تولیدات مردم مناطق روستایی و مردم شهر بود. شهرهای این دوره جمعیتی در حدود ده تا صد هزار نفر داشتند. محاسبه جمعیت در شمال بین النهرین هنوز امکان پذیر نیست زیرا هنوز شهر بزرگی در این منطقه به طور علمی حفاری نشده است.
رفته رفته معابد و کاخها از سنگ ساخته شدند و با خانه های مردم عادی بسیار فرق داشتند. این بناهای جدید مانند شهرکهایی درون شهر پدید آمدند.نامی که به این شهرکها اشاره می کند نه ریشه سومری دارد نه ریشه اکدی. احتمالا این نوع شهرک سازی برای افراد خاص و بالا رتبه در مرکز شهر از فرهنگی خارجی الگو برداری شده بود که منبع آن هنوز برای ما نامشخص است.
شهرها معمولا با خندق احاطه می شدند تا در مقابل حملات تحمل بیشتری داشته باشند. باستان شناسان آثار پلهای زیادی را در خارج و داخل شهرها به دست آورده اند. در نزدیکی دیوار بیرونی شهر معمولا انبار اسلحه قرار داشت و در کنار انبارها مراکز تولید و تعمیر اسلحه و لوازم اسب سواری و کالسکه و سایر خدماتی که به لشگر ربط داشت قرار داشتند.

نینوا
بر اساس لوحهای گلی می دانیم در نینوا دو تپه بزرگ قرار داشت. روی یکی کاخ سناخریب قرار داشت که یک هکتار بود و روی دیگری کای دیگر ساخته شده بود. میان این دو رود خسر قرار داشت. دو تپه در کنار دیوار شهر به هم می رسیدند. دیوار شهر منطقه ای به وسعت هفتصد هکتار را احاطه می کرد. نینوا در آن زمان بزرگترین شهر بین النهرین بود. سناخریب در لوح های خود نوشته که در شهر باغ گیاه شناسی ، باغ وحش، قصر های متفاوت، مزارع و باغ های تفریحی زیادی داشته است. تمام آنها توسط کانالهای آب احاطه می شدند و پر از پرندگان و خوک های وحشی بودند. سناخریب به ساکنان شهر دو هکتار زمین می داد تا در آن زراعت کنند. او نینوا را از 72 هکتار به 400هکتار گسترش داد. دیوار مرکزی شهر دوازده متر پهنا و نزدیک چهارده متر ارتفاع داشت و پانزده دروازه در آن ساخته شده بودند. در شمال و جنوب دیوار مرکزی یک پارک و یک باغ وحش قرار داشت و فاصله دیوار مرکزی تا دیوار بیرونی شهر بین هشت تا شانزده کیلومتر بود.

مشکان شاپیر

مشکان شاپیر در سی کیلومتری شمال نیپور در نیمه اول هزاره دوم پیش از میلاد شهری با دیوارهای دفاعی بزرگ بود که دروازه های خاکی و آبی داشت تا رفت و آمد مردم را کنترل کند. از آنجا که جاده ها در کنار رودخانه ساخته ی شدند، دروازه های آبی و خاکی نیز در کنار هم قرار می گرفتند. ساخت دیوار دفاعی از بهترین کارهای حاکم شهر به شمار می آمد و خراب کردن دیوارها اولین وظیفه فاتح هر شهر بود. وقتی شهری نیاز به رشد داشت باید دیوارهای جدید ساخته می شد.

بابل
شهر بابل را نیز بر طبق نوشته های هرودوت که بابل را در زمان نبوکدنظر وصف کرده است می شناسیم. نوشته ها تا حدودی با یافته های باستان شناسی هم خوانی دارند. زیگورات، باغ معلق و موزه در کنار کاخ نبوکدنظر از بناهای شاخص شهر بودند. بابل تقریبا مربع بود و هزار هکتار وسعت داشت. رود فرات از شهر عبور می کرد و بر روی آن پل دایمی با پنج پایه ساخته شده بود. هرودوت می گوید دیوار بیرونی شهر هشت هکتار را احاطه می کرد.عرض دیوار آنقدر بود که چهار اسب در کنا هم روی دیوار دور بزنند . دروازه بزرگ شهر به نام دروازه ایشتر یازده متر ارتفاع داشت که هنوز دیوارهای آن برجا است. آجر دیوارها آبی و نقوش آجرها سفید و زرد بودند. کاخ جنوبی نبوکدنظر از چهار طرف توسط ساختمانهای دربار احاطه شده بود. در گوشه کاخ یک اتاق زیر زمینی قرار داشت. در این اتاق تاسیسات هیدرولیکی بدست آمده است که از آنها احتمالا جهت آب یاری باغ معلق استفاده می شد. کاخ از سمت جنوب به معبد مردوک متصل بود و زیگورات بابل در آنجا قرار داشت. در کنار آن نیز معبد دیگری با مجسمه طلایی مردوک قرار داشت. صدام تصویو به بازسازی بابل گرفته بود و نام خود را بر آجرها حک کرده بود و روی پوسترهای تبلیغاتی خود در کنار دروازه نوشته بود : از نبوکدنظر به صدام، بابل شکوه خود را با پشتیبانی از جهاد بدست می آورد.

در جنوب بین النهرین شهرها در کنار آبگیرها ساخته می شدند. کانالهایی که در کنار این آبگیرها ساخته می شدند و مصرف کشاورزی داشتند از میان شهر عبور می کردند و شهر را به بخشهای مختلف تبدیل می کردند. مثلا بخشهای اداری، مسکونی و مذهبی شهر لارسا توسط کانال از هم جدا شده اند. این کانالها کار تهیه آب آشامیدنی را نیز انجام می دادند. باربری آبی از طریق قایه هم بسیار رواج داشت و رفت و آمد مردم نیز توسط قایق انجام می شد و معمولا در اطراف اسکله ها ترافیک قایقی دیده می شد.
در اوایل هزاره اول پیش از میلاد آشوری ها خیابانهای عریض با زیر سازی قوی ساختند. تا پیش از آن خیابانها خاکی و پر دست انداز بودند. سناخریب کل شهر نینوا را بازسازی کرد و بسیاری از خانه ها را خراب کرد تا خیابانهای شهر را پهن کند و میدانهای بزرگ در شهر ساخت. او در لوحی گلی می نویسد: در این زمیان من شهر نینوا شهر شاهی خودم را گسترش دادم. خیابان بازار را به یک حیابان پهن سلطنتی تبدیل کردم و استلهایی در آن نصب کردم که صورت به صورت به هم نگاه می کنند. 52 کوبیک پهنای این خیابان است-تقریبا بیست و چهارمتر. اگر کسی خانه اش را خراب کند و وارد حریم خیابان شود او باید خود را از خانه اش به دار آویزد.

آب و فاضلاب در بین النهرین باستان

منبع اصلی آب بین النهرین رودهای دجله و فرات و رودهای فرعی منتهی به آنها است. در هزاره اول پیش از میلاد آشوری ها در مناطق دور از رود شروع به استخراج آب از چاه عمیق کردند. شهرهای کوچک می توانستند با آب چاه تامین شوند اما شهرهای بزرگ در کنار آب ساخته می شدند. چاه های شهر نمرود تا 30متر عمق داشتند تا بتوانند آب شهر را در واقع محاصره تامین کنند. در 1952 یکی از چاه های نمرود از گل و لای خالی شد و خروجی آب آن روزی 5000گالن آب بود. در این چاه چرخ چوبی و سطلهای چرمی که هنوز به آنها طناب آویزان بود یافت شد. احتمالا سیستمی مکانیکی برای بالا کشیدن چند سطل با هم به کار می رفتت.
سناخریب از روستای جروان که در 90 کیلومتری شمال نینوا بود یک کانال آب به عرض بیست و عمق دو متر به بالادست شهر نینوا کشید تا زمینهای کشاورزی و باغ وحش خود را آبیاری کند. آب رودخانه در این منطقه پایین تر از این زمینها بود و قابل استفاده نبود. جهت هدر نرفتن آب این کانال را با بیش از دو میلیون قطعه سنگ بزرگ هر کدامبه وزن حدود دویست و پنجاه کیلوگرم فرش کردند. در سنگها کتیبه سناخریب نیز به وفور به چشم می خورد که از ساخت آبراه نام برده است.

کانال آبرسانی جروان به نینوا

کانال آبرسانی جروان به نینوا

کانال آبرسانی جروان به نینوا

آب پاک برای مردم بین النهرین بسیار مهم بود. میدانیم یک بار یک شاه هیتی یک مو در لیوان خود دید و ساقی آب را اعدام کرد. در متون پزشکی بین النهرین معایب آشامیدن آب آلوده ذکر شده است. یکی ازآلودگی های آب فضولات انسانی است. از هزاره در کاخهای بین النهرین و خانه اشراف توالت ساخته شد. این توالیتها توسط لوله ای سفالی فاضلاب را به چاه منتقل می کردند. مردم عادی خود را در باغهای اطراف خالی می کردند. آفتاب سوزان بین النهرین مدفوع آنها را خیلی زود به کود تبدیل می کرد. تا پیش از جنگ نیز توالت کردن مردم زیر درخت نخل در منطقه خوزستان و بصره مرسوم بود زیرا نوعی کود رسانی به درخت بود و البته خرمایی که از روز زمین جمع آوری می شد به سبب آلودگی کم قیمت بود. در بین النهرین باستان در نزدیکی آبها توالت نمی کردند زیرا موجب آلودگی آب رودخانه و مریضی های عمومی می شد.
کاخ سناخریب دارای حمام نیز بود. کف حمام با آجر پخته فرش شده بود و زیر آجر نوعی قیر کار آببندی را انجام می داد. در حمامها یک یا چند راه آب درست می کردند و آب را به چاه فاضلاب انتقال می دادند. در نوزی یکی از شهرهای بین النهرین دو توالت در خانه ای پیدا شده که قسمت نشیمن آن از سنگ مرغوب مرمر سفید رنگ ساخته شده بود.

دندان سگ و خوک از کاوش باستان شناسی همه شهرهای بین النهرین باستان بدست آمده است و نشان از سکونت این دو حیوان در کنار آدمها دارد. احتمالا این دو حیوان نقش تصفیه آشغالهای شهر را نیز به عهده داشتند. از آنجا که خوک برای یهودیها نوعی تابو بود، وجود آنها در شهرهایی مانند بابل نوعی شکنجه بود.

 

روم باستان

مردم فقیر در روم در خانه های آپارتمانی یک یا دو خوابه زندگی می کردند که آشپزخانه، آب و سایر خدماتش در کوچه یا حیاط با دیگران مشترک بود. پولدارهای روم علاوه بر خانه در شهر دارای ویلا و باغ نیز بودند. خانه های اشراف روم دارای سیستم گرمایشی بود. خانه هایی که در شمال امپراتوری بودند مخصوصا در آلمان و انگلیس دارای این سیستم بودند. برده ها در زیر زمین آتش درست می کردند و دودکش آتش مسیر خانه را طی می کرد .عبور هوای گرم از لوله هایی که در دیوارها تعبیه شده بود باعث گرم شدن خانه می شد. خانه های اشراف معمولا با نقاشی و موزاییک تزیین شده بودند.

یونان باستان

خانه های یونانی کنار حیاطهای بزرگ ساخته می شدند که همه فعالیتهای خانه در آنها انجام می شد. درون خانه ها اسباب کمی وجود داشت. پنجره ها خیلی کوچک بودند و نور کمی به داخل خانه می فرستادند. یک اجاق کوچک هم در اتاق مرکزی خانه ساخته می شد.

مصر باستان

خانه های مصری از آجر درست می شدند. آجر ها را معمولا به رنگ سفید در می آوردند تا گرمای آفتاب را زیاد جذب نکنند. پنجره خانه ها هم خیلی کوچک بودند. درون خانه سکوهایی برای غذا خوردن و خواب درست می کردند. در شبهای گرم، پشت بامها محل اقامت خانواده ها بود. پولدارهای مصر باغ داشتند که در آن سایه درختان محل خنک و مناسبی برای اقامت پدید می آورد. درون باغها میوه و سبزی های مختلف کشت می شد. معابد بزرگترین باغهای مصر را داشتند. خانه محل اقامت زنان مصری بود. آنها معمولا بیرون نمی رفتند. در نقاشی های مصری پوست زنان کم رنگ تر از پوست مردان کشیده می شدند زیرا آنها درون خانه آفتاب سوخته نمی شدند.

 
منابع:
500 things to know about THE ANCIENT WORLD - The British Museum Press
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat