اطلس تاریخ ایران  
 

زندگی خانوادگی

برای آنکه درک درستی از زندگی فامیلی و خانوادگی دنیای باستان داشته باشیم باید تمام حقایق تاریخی که داریم را کنار هم بچینیم. هر چند این موارد بسیار نادر هستند اما در نهایت تصویر روشنی از احترام و ارزش خانواده در دنیای باستان برای ما ایجاد می کنند که خیلی هم با جوامع سنتی امروزی فرق ندارد. کنار هم چیدن این شواهد تاریخی همانند درست کردن یک پازل بسیار مشکل است ولی در نهایت شاهد یک زندگی خانوادگی- قبیله ای بسیار منسجم و مملو از عشق می باشیم.


مصر

لغت دختر و پسر در خط هیروگلیف همچون اردک نوشته می شود. هر خانواده پنج تا ده بچه داشت ولی آمار مرگ و میر در بچه ها خیلی بالا بود و همه آنها به سن بلوغ نمی رسیدند.
دخترهای مصری در خانه و پسر ها در مزرعه مشغول به کار می شدند.
مصری ها در رود نیل حمام می کردند و تنها خانواده های پولدار در خانه حمام داشتند.

معنی برخی نامهای مصری

Ramses

پسر خدا زندگی به او داده
Aapethy بزرگ و قوی
Meresankh امید است عاشق زندگی باشد
Wereshunefer کسی که روز را با خوشحالی تمام می کند
Dersendej کسی که نمی ترسد
Desheri قرمز
Anemher زیبا
Webennesiah ماه برای او می درخشد
Bia جواهر
Meretites دختری که پدرش را دوست دارد
Seshen گل لوتوس -سوسن

بین النهرین

لوحهای گلی بین النهرین که به ارث اشاره می کنند شامل موارد زیر هستند: پارچه، لوازم خانه، حیوانات و برده.
جهیزیه عروس شامل اجناس قیمتی بود. مثلا در لوحی برادر و مادر عروس هدایای زیر را تقدیم می کنند: یک سوم شکل طلا به شکل جواهر، گوشواره به وزن یک شکل، یک تخت خواب اکدی، پنج صندلی با میز و یک دیس برنزی.
معمولا چند خانواده با هم زندگی می کردندیا انه هایشان را در کنار هم می ساختند و همدیگر را برادر صدا ی زندند و خود را از یک خون می دانستند پدر سرور خانواده بود و زن و بچه را سرپرستی می کرد. قواعد پدر قانون خانواده حساب می شد. پدرها می توانستند فرزندان خود را گرو بگزارند و با آنها مانند یک کالا برخورد کنند. اگر پدری می مرد برادر بزرگتر سرپرستی برادر خواهدهای ازدواج نکرده را بر عهده می گرفت. مادر هم باید وظیفه پدر را برعهده می گرفت. مردان با نام پدر خود شناخته می شدند. مانند امروزه پسر می توانست نام پدر را حفظ کند و به پسرهای خود انتقال دهد. او همپنین کمک پدر در پیری به شمار می آمد برای همین داشتند پسر در خانواده ها افتخار بود. شهروندان بین لنهرین چنین خوانده می شدند:فلانی فرزند فلانی از خانواده فلانی

آزتک و مایا

آنها عقیده داشتند بچه همچون جواهر است و برای تولد هر بچه چند روز جشن می گرفتند. با اینکه بچه خیلی دوست داشتند ولی خیلی هم سخت گیر بودند و گاهی بچه ها را به شدت تنبیه می کردند. در تصویری در یک کتاب پدری بچه اش را روی دود فلفلهای در حال سوختن تنبیه می کند. تنبیه دیگر زخمی کردن بچه با تیغ کاکتوس بود.
پسران آزتک با پدرشان کار می کردند و راه و رسم تجارت و کار را از آنها یاد می گرفتند. آنها از سن چهارده سالگی وظیفه شکار و ماهیگیری را بر عهده می گرفتند.
آزتک ها در خانه حمام داشتند و همه خانواده از آن استفاده می کردند.
در قوم مایا داماد باید شش سال بعد از ازدواج برای خانواده زن کار می کرد. بعد از شش سال آنها به نزدیکی خانواده داماد کوچ می کردند.

یونان

در یونان باستان وظیفه زن زایمان و تمیز کردن خانه بود. آنها از ارث محروم بودند.اگر زنی برادر نداشت وقتی پدرش می مرد او باید با برادر پدرش ازدواج می کرد تا اموال خانواده را حفظ کند. دختران در سیزده چهارده سالگی به ازدواج مردان سی ساله در می امدند. در اسپارت اوضاع بهتر بود و دختران در سن بالاتری ازدواج می کردند.
در اسپارت پسرها از سن هفت سالگی آموزش نظاکمی می دیدند تا به سربازان قوی تبدیل شوند.

در مهمانی های یونانی زنان اجازه نداشتند با مردان غذا بخورند. تنها زنان کرایه شده در کنار مردان می نشستند و در حال عشوه گری غذا می خوردند.
زنان در دموکراسی یونان حق رای دادن نداشتند.
اگر خانواده اب توانایی غذا دادن به دختر بچه خود را نداشت طبق قانون می توانست او را در طبیعت رها کند تا بمیرد.

چین

سن بچه از یک شمرده می شد نه از صفر , یعنی وقتی بچه به دنیا می آمد یکساله حساب می شد. آنها سن را در سال نو چینی افزایش می دادند نه در روز تولد. بچه ای که دقیقا قبل از سال نو بدنیا می آمد در فردای روز تولدش دو روزه حساب می شد.
در چین باستان مرد می توانست یک زن اصلی داشته باشد و تعدای هم زن صیغه ای. هدف از این رسم این بود که مرد تا می تواند بچه تولید کند. زنان رده پایین توسط مردان و همسران اصلی بسیار مورد بد رفتاری قرار می گرفتند.
در چین عده ای مسئولیت همسریابی بر عهده داشتند. گاهی پیش از تولد نوزاد برای او همسر انتخاب می کردند. دختر تازه به دنیا آمده در خانه خودش توسط مادر خودش اما تحت کنترل خانواده شوهر آینده اش بزرگ می شد. او باید اجداد همسرش را می پرستید. وظیفه این دختران در آینده زاد و ولد زیاد مخصوصا پسر بود.
مرد اجازه داشت همسر خود را به هر دلیلی طلاق دهد، مثلا اینکه زنش زیاد حزف می زند یا کم حرف می زند. البته وقتی زن خانواده ای نداشت که به آغوششان برگردد مرد هم اجازه نداشت او را طلاق دهد.
بچه ها از سن هفت سالگی در امور اجتماعی شرکت داده می شدند و به آنها وظایفی داده می شد. بچه ها از هفت سالگی وظیفه کمک در خانه و پشتیبانی منافع خانواده را داشتند.
تولد دختر بچه در چین برای خانواده های فقیر خبر خوبی نبود زیرا آنها باید اه او غذا می دادند تا بزرگ شود و باید برای شوهرش هم پول می دادند تا با او ازدواج کند.

معنی برخی نامهای انگلوساکسون

Gertrude گسترش دهنده قدرت
Alfred از طرف الف
Hilda ساخته شده برای جنگ
Edward محافظ مال
Unready !بد توصیه شده

روم

در روم ازدواج توسط فامیلی ها مدیریت می شد. زنان حق تصمیم در مورد شوهر نداشتند. خیلی اوقات دخترهای دوازده ساله به ازدواج مردهای مسن در می آمدند.
رومی ها برای شستشو از حمام عمومی استفاده می کردند آنها گروهی به حمام می رفتند و حمامها محلی برای دیدار آشنایان و گپ و کفت بود.
شغلهای مهم در روم مخصوص مردان بود و تنها شغل مهمی که یک زن می توانست داشت کار کردم در معبد بود. زنان شهروند روم حساب نمی شدند.

منابع:
500 things to know about THE ANCIENT WORLD - The British Museum Press
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat
دوره اموزشی سلامتی در دنیای باستان دانشگاه اوپن انگلیس