اطلس تاریخ ایران  
 

مرگ ، تدفین و زندگی پس از مرگ در دنیای باستان


بین النهرین

وقتی ملکه سومری به نام یوآبی مرد به جسد او لباس زیبا پوشاندند و او را سوار بر ارابه چوبی کردند و یک لیوان طلایی در دستش قرار دادند.90خدمتکار او به همراه او خاک شدند. همه آنها بهترین لباس خود را پوشیده بودند. مقبره دیگری در کنار قبر یوآبی قرار دارد که در آن نیز 70خدمتکار ملکه دیگری در کنار اربابشان خاک شده اند.همه آنها سم خورده اند و در حالی خاک شده اند که بیهوش با مرده بودند. یوآبی در سال 2600پ م مرده است.

سومریان عقیده داشتند مرده ها از طریق رودخانه به زندگی بعد از مرگ برده می شوند. این زندگی احتمالا در زیر زمین بود.

در یکی از داستانهای متاخر گیلگمیش به نام اوتا نپیشتیم نوح بابلی به گیلگمیش میگوید
کسی نمی تواند مرگ را ببیند. کسی نمی تواند صورت مرگ را نگاه کند. کسی نمی تواند صدای او را بشنود. اما مرگ یکهو به آدم می رسد. یکهو میبینی چیزی دیگر آنجا نیست. خدایان زندگی و مرگ را با هم دست کرده اند. مرگ را برای این آفریده اند که مشکل بی انتهایی حل شود.

در هر دو داستان گیلگمیش و آرتا-خاسیس که داستان طوفان عظیم بابلی است خدایان مرگ را ساخته اند و با آن مشکل جمعیت و بی انتهایی را حل می کنند. در نگاه آنها مرگ انتها نبوده است.مردم دارای روح هستند که آنرا از خدایی که آنها را ساخته به ارث برده اند. وقتی او به خاک سپرده می شود روح به پادشاهی مرگ می رود که زیر زمین است. در بین النهرین پادشاهی مرگ محلی ترسناک نبوده است. ما امروزه به مرگ چنین اشاره می کنید: از پیش ما رفت، دیگر با ما نیست، امادوارم روحش آرام گیردو غیره. تمام این جملات در بین النهرین باستان نیز وجود دداشتن اند و ما بیان آنها را همپنان ادامه می دهیم.

وقتی کسی در رختخواب در حال مرگ بود در سمت چپ تخت یک صندلی خالی قرار می دادند. اعتقاد داشتند این صندلی اولین جایی است که روح پس از خروج از بدن استراحت می کند. پس از مرگ بدن را می شستند و دهان را محکم می بستند. لباس خوب به مرده می پوشاندند و او را خوشبو می کردند و به همراه تمام اموال شخصی اش مانند جواهر و سلاح به خاک می سپردند. در مواردی نیز مرده را می سوزاندند و لوازم شخصی اش را از دید عموم خارج می کردند. مردم فقیر را در پارچه می پوشاندند و در کنار آنها ظروف غذا و آب، سوزن مسی و ابزار سنگی می گذاشتند. پولدارها در زیر خانه درون کاخشان دفن می شدند. شاهها مقبره های شخصی و خانوادگی داشتند و هر بار که مقبره پر می شد، افراد قبلی را تخلیه می کردند تا جا برای افراد جدید خانواده باز شود.
در بین النهرین سه هزار سال پیش از میلاد همچون امروز، بعد از مرگ گاهی تا هفت روز عزاداری می کردند وهمه باید غم خود را نشان می دادند و گاهی روضه خوان کرایه می کردند. از ساز نیز کمک می گرفتند تا موسیقی اندوهگین بنوازند. در عزاداری ها سینه زنی هم می کردند.

 

یونانیان

دو هزار سال بعد از سومر یونانیان عقیده داشتند مرده ها توسط قایق چارون به هادس خدای زیر زمین تحویل داده می شوند. هادس خدای زیر زمین از خشکی و دریا می توانست ظاهر شود. برای دیدن او باید به مناطق دوردست غرب یونان کشتی می راندند یا در غارها او را می جستند.
آنها عقیده داشتند چارون به انعام نیاز دارد برای همین درون دهان مرده یک سکه قرار می دادند. انتهای رود استیکس که مرده ها از آن رد می شدند توسط یک سگ دو، سه یا پنجاه سر محافظت می شد. او مردی مسن بود که همیشه ساز مخالف می زد و با هیچ چیزی موافقت نمی کرد. بعدها رومی ها نیز عقاید مشابهی داشتند اما به جای هادس پلوتو مرده ها را تحویل می گرفت. چارون همچنان قایقران مرده ها بود. به مرور اعتقاد یونانیان به تخیلات باستانی در مورد مرگ کمرنگ شد و از قرن ششم پیش از میلاد عقاید جدیدی شکل گرفتند. مکتب فیثاغورثی اعتقاد داشت پس از مرگ روح از بدن جدا می شود و نابود نمی شود. آنها همچنان به سیستم قضاوت در زیر زمین اعتقاد داشتند.

طرح روی کوزه از مراسم تدفین سرپدون قهرمان جنگ تروژان به همراه فرشته بالدار مرگ- آتن 500 پیش از میلاد
موزه باستان شناسی دانشگاه سیدنی- تصویر: حمید صدقی نژاد

در یونان برای مرده ها گاهی تابوت چوبی درست می شد ولی به خاطر کمبود چوب اغلب بدن مرده در پارچه پیچیده می شد و تنها چند شاخه درخت در کنار آن قرار می دادند. مرده ها در کنار جاده های منتهی به شهر دفن می شدند. کنار جاده های منتهی به آتن مخصوصا در غرب شهر پر از قبر بود. مراسم تدفین و گریه زاری بر عهده زنان بود. خاکسپاری سه مرحله داشت: خواباندن مرده در خانه، عزاداری از خانه تا محل دفن و نهایتا دفن مرده. دهان و چشم مرده باید بسته می شد. بدن را می شستند و با زوغن زیتون تمیز می کردند و سر را روی یک بالش قرار می دادند و پاها را به سمت در خانه دراز می کردند. مرده باید در کمتر از سه روز از خانه به محل دفن منتقل می شد.
در یونان باستان برای ثبت مرگ افراد سن آنها نوشته نمی شد مگر اینکه به سن خیلی بالا رسیده باشند. پیرترین فرد یونانی که می شناسیم مردی با 105 سال سن است. سن زنان همیشه کمتر از مردان بود. دلیل مرگ زودهنگام زنان یونانی وضع غذای بد دختر بچه ها بود.د در خانه ها دخترها کمتر و بی کیفیت تر از پسران غذا می خوردند و اولویت همه چیز از جمله غذا با پسرها بود که آینده خانواده را روشن می کردند. در بزرگسالی هم زنان فعالیت بدنی بیشتری از مردان داشتند و همه کارهای بدنی خانه بر دوش آنها بود و مرتبا هم باید زایمان می کردند. زنان در سن بالا هم زایمان های پر خطر انجام می دادند. مردها در عوض دست به کارههای سخت نمی زدند زیرا برده ها آنها را انجام می دادند و آنها بیشتر به گفتگو و غیبت می پرداختند. مهمترین کارهای بدنی مردان، جنگ با همسایه هایشان جهت دزدی محصولات کشاورزی آنها بود که هر ساله در فصل برداشت محصولات کشاورزی انجام می شد.

مایا و آزتکها

مایاها نیز دنیای 9 طبقه زیر زمین برای مرده ها داشتند که روح مرده باید در آن سفر سختی را انجام می داد. مرگ تنها دروازه این سفر بود. بهشت آزتک ها تنها متعلق به بچه ها، زنان و مردانی بود که در جنگ کشته می شدند. در برخی موارد آزتک ها سگی را به همراه فرد فوت شده قربانی می کردند تا خدایان توسط آن سگ فرد فوت شده را در سفر زیر زمین راهنمایی کنند.

مصری ها

مصری ها نیز اعتقاد به دنیای زیر زمین داشتند که در آن هیولاهایی در محیطی خطرناک زندگی می کردند. کتاب مردگان دارای ورد هایی بود که به مرده ها کمک می کرد در این دنیا سفر کنند. در انتهای این سفر وزن قلب مرده با وزن یک پر مقایسه می شد. اگر قلب سبکتر از پر بود مرده به حقیقت و راستی می رسید و اگر سنگین تر بود قلب مرده توسط هیولایی که ترکیبی از کروکودیل، شیر و اسب آبی بود خورده می شد.
مصری ها فکر می کردند اشیایی که در کنار مرده قرار می دهند می توان آنها را در سفر زیر زمین کمک کند. مثلا مدل قایق، غذا ئ نوشیدنی در کنار مرده ها قرار می دادند. آنها مدل کوچکی از خدمتکاران فرد مرده را نیز می ساختند و در کنار او قرار می دادند تا در سفر زیر زمین او را همراهی کنند. نوشته های هیروگلیف درون قبر ها ورد هایی هستند که سفر مرده را راحتتر می کنند.

وقتی اعراب مصر در مقبره های باستانی مومیایی ها را کشف کردند، متوجه شدند جسد مرده درون پارچه پیچیده شده و پارچه به ماده چسبناک تیره رنگی آغشته است. آنها فکر کردند این ماده قیر است. کلمه قیر به عربی مومیا خوانده میشود. از آن پس به این نوع تدفین مومیایی گفته شد.
مصری ها گاهی با مردن یک فرد حیواناتی را نیز با وی مومیایی می کردند. از 747پ م انواع حیوانات مومیایی شده از جمله کروکودیل، میمون، مار ماهی، شاهین و شغال مومیایی شده اند. آنها عقیده داشتند این حیوانات هدایی برای خدای زیر زمین هستند.

بوداییها

گواماتاسیدهارتا در حدود 560پ م در یک خانواده اشرافی هند متولد شد.خانواده اش تصمیم گرفتند او را از دربار مخفی نگه دارند. وقتی او به سن سی سالگی رسید تصمیم گرفت به جای زندگی اشرافی به سفر مشغول شود تا بتواند خوشحالی و راه آزادگی را در مقابل فقر و بدبختی مردم پیدا کند. نهایتا او به مقصد خود رسید و مردم او را بودا خطاب کردند. او تمام زندگی خود را به کمک و آموزش مردم گذراند. مذهب بودیسم نام خود را از او گرفته است.
ماهاباراتا و رامایانا دو کتاب شعر باستانی هندی هستند و برای مردم هند خیلی مهم به شمار می آیند. ماهاباراتا مجموعه ای از افسانه ها در مورد اولین خداهای هندی است و رامایانا داستان راما و سپتا را بیان می کند. به سختی می توان آنها را تاریخ گزاری کرد. اولین نسخه مکتوب رامایانا در بازه زمانی بین 500تا 300پ م و اولین نسخه مکتوب ماهاباراتا در سده دوم میلادی تهیه شده اند.

یک نقاشی در بریتیش موزه ده شاه بودایی را نشان می دهد که در مورد روح مرده قضاوت می کنند و تصمیم می گیرند آن روخ در زندگی بعدی خود به چه شکل ظاهر شود

ریشه کلمه Hell

ریشه کلمه هل انگلیسی را در افسانه های شرزمینهای شمال اروپا می توان یافت.هل نام الهه زیر زمین بود که رود یخی پر از چاقویی در آن جریان داشت و روح مرده ها از دروازه ای که توسط اشباح نگهبانی می شد وارد آن میشد. روحها باید از مراحل سختی عبور می کردند و از رود خون که از بالای آن سم روی آنها پاشیده می شد می گذشتند و فقط قادر به نوشیدن ادرار بز بودند.

وایکینگها

وایکینگ ها عقیده داشتند فقط وقتی کسی در جنگ می میرد وارد سالن قهرمانان می شود که از سپر و ابزار جنگی ساخته شده است و 540در دارد. آنها هر روز نبرد نمایشی دارند و شبها جشن می گیرند.
وایکینگها اسیران دختر را قربانب می کردند و با این کار به خدای خود هدیه می دادند.

انگلستان

در دوره آهن در انگلیس قربانی کردن آدم مرسوم بود.عصر آهن انگلیس همدوره اواخر دوره اشکانی ایران است. ساکنان انگلیس در دوره برنز سلاحهایشان را با خاک کردن یا در آب انداختن قربانی می کردند.

سرخ پوستها

سرخ پوستان هموپ ول که در 100پ م در منطقه اوهایو زندگی می کردند مردمی کشاورز بودند که اجساد خود را با جواهرات و ابزار زندگی دفن می کردند

رومی ها

رومی ها از ترس بیماریهای واگیر دار مرده هایشان را در خارج از شهر دفن می کردند. آنها در روزهای خاصی از سال برای مرده هایشان غذا می بردند. در امپراتوری روم مسیحی ها، یهودی ها و سایر دینها مرده های خود را در مقابر زیر زمینی خاصی به نام کاتاکومب دفن می کردند که دارای راهروهایی در زیر زمین با امکان دسیترسی به تعداد زیادی قبر داشتند.
در اوایل دوره رومی ها افراد گناهکار در پی ساختمانها دفن می شدند. آنها اعتقاد داشتند خون آنها به استحکام ساختمان کمک می کند.

در همه ادیان رسم است که قطعاتی از بدن افراد مقدس دین خود را نگه می دارند. دندان، مو یا استخوان انگشت اجزایی هستند که به راحتی میتوانند نگه داشته شوند. این رسم در دوره باستان مخصوصا در میان مسیحیان بسیار رواج داشته است.

چین

در دوره شنگ و دوره ژو در چین باستان خدمتکاران اشراف زاده ها نیز به همراه آنها دفن می شدند.

 

منابع:
500 things to know about THE ANCIENT WORLD - The British Museum Press
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat
Daily Life of the Ancient Greeks (Greenwood Press "Daily Life Through History") (Greenwood Press "Daily Life Through History") 2nd Edition