اطلس تاریخ ایران  
 

تقویم

 

 

 

 

گاهشماری در جامعه متکی به کشاورزی پدید آمده است. نیاز به تعیین زمان کشت و برداشت سبب پدید آمدن آن، تحت حمایت حکومتها بوده است. پس از پدید آمدن دینهای ابتدایی و مراسم آیینی، کاهنان نیز به آن توجه کرده اند.


دانش بابلی ها در زمینه ریاضی و ستاره شناسی از همسایه های خود جلو زده بود. هم بابلی ها هم آشوری ها رصدهای خود از آسمان را ثبت می کردند. آنها از دانش ریاضی خود در شناسایی اجرام آسمانی استفاده کردند. در سده هفتم پیش از میلاد در بین النهرین تقویم با دقت بالا بوجود آمد که پیش نیازش ستاره شناسی بود. تقویم بین النهرین قمری بود و هر ماه بیست و نه یا سی روز و سال 354روز داشت. نام ماهها را بر اساس اتفاقات کشاورزی انتخاب کرده بودند. هر سه سال یک ماه کبیسه گرفته می شد تا تقویم قمری و خورشیدی با هم منطبق شوند. آنها هر دو تقویم قمری و شمسی را می شناختند ولی از تقویم قمری استفاده می کردند که تعیین روزهای آن با مشاهده ماه به راحتی امکان پذیر بود. در افسانه های سومری ماه پدر خورشید است. یک دلیل دیگر کبیسه گرفتن این بود که می خواستند جشنهای مذهبی که مطابق تقویم قمری بود را در فصول مشخصی از سال بگیرند و بدون کبیسه سال قمری در فصول مختلف شناور می شد. در قرن هشتم پیش از میلاد کبیسه گرفتن ماه هفتم در هر 19 سال ابداع شد که دقت آن بسیار قابل تحسین است. این تقویم پیش درآمد تقویم یهودی و مسیحی است.
تقسیم ساعت به 60دقیقه نیز در بابل ابداع شد. اما تقسیم روز به ساعت ریشه مشترک مصری بابلی دارد. روز بابلی از غروب آفتاب شروع می شود و دارای دو دوازده ساعت شصت دقیقه ای است. هر روز دارای شش قسمت مساوی نیز بود. در همان دوران در مصر روز از طلوع آفتاب شروع می شد و دارای 12قسمت مساوی بود که اندازه آنها در فصول مختلف فرق می کرد. این 12 قسمت مصری در دوره هلنیستی به 24قسمت تبدیل شدند که هم اکنون نیز از آن استفاده می شود.
متون ستاره بینی
رصدهای مداوم زمینه ساز ساخت مدل افلاک شد. مردم بین النهرین عقیده داشتند آنچه در آسمان اتفاق می افتد در زمین نیز تکرار می شود. همچنین عقیده داشتند اتفاقات آسمانی می تواند تحت تاثیر تصمیمات خدایان، شاهان یا کشورها باشند.در ابتدا لوحهای نجومی سعی داشتند آینده کشورها و شاه را پیش بینی کنند. ارتباط آسمان به اتفاقات زمینی نیازمند زمانبندی بود در نتیجه سال 12 ماه سی روزه ساخته شد.اولین ستاره بینی بابلی که بدست ما رسیده برای بچه ای که در 29 آوریل 410 چ م متولد شده طراحی شده است.
متون ستاره شناسی
اولین لوح های رصدی کشف شده به لوح های ونوس مشهورند و برای پیش بینی آینده امی صدوقا چهارمین شاه بعد از حمورابی نوشته شده اند. این نوع پیش بینی همیشه در بابل و آشور انجام می شد و به مرور پیشرفت کرد. برای پیش بینی آنها به خورشید و ماه گرفتگی، طول روز، هلال ماه و مسیر سیارات در میان ستاره ها دقت می کردند و همه این موارد را تحت کنترل دایمی خود داشتند. مشکل اصلی رصدهای بابلی غبار صبحگاهی و شامگاهی در بین النهرین است. اتفاقات رصدی آنها که در افق ثبت شده است به خاطر این غبار پر اشتباه هستند. در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد اسطرلاب ساخته شد. دو اسطرلاب توسط باستان شناسان کشف شده است. آنها سه ایستگاه اصلی برای خورشید تحت کنترل سه خدا آنو، اای و انلیل در نظر گرفته بودند و محل صور فلکی، ستاره ها و سیاره ها را در ماههای مختل مطابق این سه ایستگاه در نظر می گرفتند. اسطرلابها سه دایره (هر دایره 12 قسمت) داشتند و توسط آنها می شد تاثیر اتفاقات آسمانی بر زمین را پیش بینی کرد. هر دایره مربوط به یکی از ایستگاهها بود و دوازده قسمت دایره ها ماههای سال را نشان می دادند.
ساعت آبی برای اندازه گیری واحدهای زمانی بکار می رفت. این نوع ساعت یک منبع داشت که باید پر از آب می شد و آنرا قطره قطره خالی می کردند. منبع در یک بازه زمانی مشخص خالی می شد و اینگونه واحد زمانی را حفظ می کردند. از این ساعتها در رصدهای نجومی استفاده می شد.
بابلیان با رصدهای دقیق جداولی درست کرده بودند که فاصله ستاره ها را نشان می داد دقت عمل آنها بسیار باور نکردنی است. وسایلی که در اختیار آنها بود عبارتند از لوله های استوانه ای برای نگاه کردن به یک ستاره به جای تلسکوپ، ساعت آبی، ساعت آفتابی و نوعی ساعت سایه ای به نام پلو و گل برای ثبت مشاهدات نجومی. در رصدها موارد زیر ثبت می شدند.
نمودار حرکت سیاره
زمان بین دو واقعه نجومی بر اساس حجم آبی که از ساعت آبی خارج می شود
فاصله اجرام آسمانی بر اساس خط مستقیم یا زاویه رصدی
خلاصه دانش ستاره شناسی در سه لوح به نام لوحهای مول آپین ثبت شده بودند که در کتابخانه آشوربانیپال نگه داری مش دند. این لوح ها دارای نام همه ستاره های شناخته شده بودند که در سه ردیف نوشته شده بودند. ستاره های خاص دارای توصیح بودند و مسیر عبور ونوس از خورشید و اطلاعات تقویمی نیز در این لوحها ثبت شده بودند. از قرن 7پ م تا قرن 2پ م مشاهدات مرتب ستاره شناسی بر اساس رصدهای منظم ماهیانه و سالانه به دقت ثبت می شدند. آنها سعی در ارتباط دادن بین ستاره ها و هواشناسی نیز میکردند. قیمت اجناس مختلف، سطح آب رود، اتفاقات تاریخی و سایر وقایع می توانست به ستاره ها ربط داشته باشد. همه این اتفاقات مهم به همراه رصد ستاره ها در لوح ها ثبت می شد. اطلاعات ثبت شده سال قبل به طور خلاصه در تقویم سال بعد منعکس می شد. نتیجه این لوح های ثبت شده توانایی آنها در پیشگویی خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی بود. مهمترین لوح هایی که در آن محاسبات ریاضی نیز بکار رفته است مربوط به 300پ م هستند. این لوحها موقعیت خورشید، ماه و سیارات را در طول سال پیش بینی کرده اند. هلال ماه بعد تا دو سال آینده و خورشید گرفتگی تا 50 سال محاسبه شده اند. همچنین طول هر ماه، طلوع و غروب هر سیاره، موقعیت سیاره ها در آسمان، ماه گرفتگی ها، اعتدالهای سال و موقعیت ستاره شباهنگ در سال نو در این لوحها ثبت شده اند. یکی از ستاره شناسان معروف بابل در دوره هخامنشی به نام کیدینو طول سال خورشیدی را با خطای چهار دقیقه و 32 ثانیه ثبت کرده است. مطابق لوحی او در 14آگوست 330پ م یعنی اندکی پس از فتح بابل توسط مقدونیه ای ها توسط خنجر کشته شد.

تبدیل پی در پی روز و شب، مهمترین واحد برای شمارش زمان را پدید آورد. روزها، هفته ها را پدید آوردند و هفته ها ماه را پدید آوردند. ماه ها بر اساس چرخش خورشید یا ماه شمرده می شدند. سال نیز از توالی ماهها پدید آمد. سالها در فرهنگهای مختلف اندازه های مختلفی نیز پیدا کردند. توالی سالها نیاز به یک مبدا شمارش داشت. این مبدا بر اساس باورهای فرهنگهای مختلف به صورتهای گوناگون شکل گرفت که اکثر آنها بر اساس تاج گذاری شاهان بود. نمی توان گفت که چه قومی در تنظیم گاهشماری پیش قدم بوده و سالشماری را ابداع کرده است. گاهشماری یکی از میراثهای بشری است و همه اقوام در شکل گیری آن مشارکت داشته اند.

پیش از تدوین تقویم منظم مانند آنچه امروزه استفاده می شود، زمان در ثبت وقایع تاریخی بر اساس قرار گرفتن سیارات در بروج فلکی بیان می شد. این نوع استفاده از سیارات، نشان از دقت گذشتگان در مشاهده آسمان و کشف حرکات آنها و بروج فلکی دارد.

در شاهنامه آغاز بهار در برجهای گوناگون ذکر شده است. درست است که شاهنامه در دوره اسلامی تدوین شده است ولی منابع فردوسی، از دوره پیش از اسلام بر جای مانده بودند و اشاره به نحوه نگرش مردم آن دوره به زندگی داشت و از جمله نحوه نگهداری زمان از طریق سیارات آسمان. نمونه هایی که در شاهنامه برای نشان دادن زمان آمده است، در دوره اسلامی مورد استفاده نبودند زیرا در دوره اسلامی تقویمهای منظم و دقیقی به وجود آمده بود.
شاهنامه فردوسی:
رای موبدان با زال:
ز برج بره تا ترازو جهان
همی تیرگی دارد اندر نهان
چو زو باز گردد به ماهی شود
پر از تیرگی و سیاهی شود

 داستان سیاوش، اول بهار در برج شیر:
چو خورشید بر زد سر از برج شیر
سپهر اندر آورد شب را به زیر

اول بهار در برج خرچنگ:
چو بر زد سر از برج خرچنگ، شید
جهان گشت چون روی رومی سپید             

 اول بهار در برج گاو:
چو خورشید زد پنجه بر پشت گاو
ز هامون بر آمد خروش چکاو

 ظهور زرتشت، اول بهار در برج بره:
همی تافتی بر جهان یکسره
ز اردیبهشت آفتاب از بره

همانطور که مشاهده می کنید اول بهار در شاهنامه در برجهای شیر، خورشید، بره و گاو ذکر شده است. بر اساس محاسبات، ابتدای بهار در 10256 سال پیش در برج شیر، در 8106 سال پیش در خرچنگ، در 5956 سال پیش در برج گاو و در 3734 سال پیش در اول برج بره بوده است.
نحوه محاسبه چنین است که ابتدا اختلاف زاویه موقعیت خورشید در اول سال ذکر شده در شاهنامه را با سال کنونی بدست می آوریم. هر برج کامل دارای سی درجه است و با افزودن مقادیر خورد سال جاری و احیانا سال مورد نظر در گذشته، این اختلاف به صورت زاویه بهدست می آید.
از طرفی می دانیم در هر سال نقطه اعتدال بهار به اندازه 50.2325 ثانیه حرکت عقبگرد دارد. به این ترتیب می توان اختلاف به دست آمده را بخش بر 50.2325 ثانیه کرد و سال مورد نظر را پیدا کرد.

ساعت

مطابق آثار الباقیه ابوریحان بیرونی ساعت نیز نزد گذشتگان بر اساس سایه تعریف می شد. دو نوع ساعت در قدیم وجود داشت. ساعت مستوی و معوج. ساعت معوج روز را به 12 قسمت و شب را به دوازده قسمت تقسیم می کند. با زیاد و کم شدن طول روز و شب، اندازه هر ساعت معوج نیز کم و زیاد می شود. ولی ساعت مستوی همواره ثابت است. بعضی روزها بیشتر از 12 ساعت مستوی هستند و بعضی روزها کمتر از آن. در استوا این دو ساعت با هم تطابق دارند زیرا روز و شب همواره یک اندازه دارد .
توضیح این نوع ساعت در کتاب شرح زیج الغ بیگ تالیف ملا علی قوشچی چنین است: "بدان که در معظم بلاد معموره عالم و اکثر احوال این تخمین جاری می شود و این در می رود چنانکه شخصی معتدل که در سطحی مستوی بود که هیچ حایلی نباشد در وقتی که آفتاب از مشرق برآید سایه او 120 قدم باشد و چون به 60 قدم باز آید یک ساعت گذشته باشد از روز و چون به 30 قدم باز آید 2 ساعت گذشته باشد از روز و چون به 15 قدم باز آید 3 ساعت گذشته باشد از روز و چون به 7 قدم و نیم بازآید 4 ساعت از روز گذشته باشد و چون به 3 قدم و 4 دانگ باز آید 5 ساعت گذشته بود از روز و چون به 1 قدم و 5 دانگ باز آید 6 ساعت گذشته باشد و چون از 1 قدم و 5 دانگ باز به جهت مخالف آن به 3 قدم و 4 دانگ رسد و نیم، 7 ساعت از روز گذشته باشد و چون باز به 7قدم و نیم رود 8 ساعت گذشته باشد و چون به 15 قدم بازگردد 9 ساعت گذشته باشد و چون از 60 باز به 120 آید 12 ساعت گذشته باشد و مراد از این ساعت، ساعت مستوی بود در جایی که شب و روز مساوی بود و مراد ساعت معوجه بود در بلاد مایله و العلم هند الله تعالی "

تقویم زرتشتی

براساس بندهش ، شایست و ناشایست و روضه المنجمین شهمردان رازی این تقویم که هنوز هم توسط زرتشتیان استفاده می شود، دارای ماههای 30 روزه است. روزهای هر ماه نام خاص خود را دارند و چهار روز از ماه روز استراحت هستند و به نام اهورامزدا یا نام دیگر او دی(دادار) نامگذاری شده اند .
نام روزهای ماه چنین است :

  1. هرمزد
  1. بهمن
  1. اردیبهشت
  1. شهریور
  1. شیندارمز
  1. خرداد
  1. امرداد
  1. دی آذر
  1. آذر
  1. آبان
  1. خور
  1. ماه
  1. تیر
  1. گوش
  1. دی مهر
  1. مهر
  1. سروش
  1. رشن
  1. فروردین
  1. بهرام
  1. رام
  1. باد
  1. دی دین
  1. دین
  1. آرد
  1. اشتاد
  1. آسمان
  1. زامیاد
  1. مارسپند
  1. انیران

سال دارای 360 روز است و پنج روز انتهای سال به نام پنج روز گاهانی خوانده می شود و آنانرا اهنویدگاه، اوشتویدگاه، اسپندومدگاه، وهوشهرگاه و وهیشتوایشت گاه می گویند .

تقویم هخامنشی

در دوره هخامنشی از ماههایی همانند جدول زیر استفاده می شد. نام این ماهها در کتیبه داریوش اول در دیواره بیستون ثبت شده اند.با قطعیت نمی توان ابراز نظر کرد که آیا دین هخامنشیان زرتشتی بوده یا خیر ولی به هر حال این دین در باورهای اسطوره ای مردم ایران ریشه داشته است و اگر هخامنشیان هنوز زرتشتی نشده بودند، ولی به این باورها اعتقاد داشتند

ماههای هخامنشی

معادل امروزی

آدوکانیش - Adukanaiša

فروردین

توراواهار - Thûravâhara

اردیبهشت

تایگرچی -Thâigaciš

خرداد

گرماپد - Garmapada

تیر

درن باچی - Turnabaziš

مرداد

کارباشیا Karbašiyaš

شهریور

باگایادی - Bâgayâdiš

مهر

مرکزن - Markâsanaš

آبان

آثریاد - Âçiyâdiya

آذر

آنامک - Anâmaka

دی

سامیا - Samiyamaš

بهمن

ویاخنا - Viyaxana

اسفند

تقویم سلوکی و اشکانی

در زمان سلوکیان سالشماری از اول بهار شروع می شد که بابلیان آنرا ابداع کرده بودند. سالشماری سلوکی از 311 پ م آغاز می شود. شاهان اشکانی سالشماری خود را از 247 پیش از میلاد آغاز کردند و در مشرق و در مغرب امپراتوری از آن استفاده می شد. در دوره اشکانی هنوز از سالشماری سلوکی نیز استفاده می کردند. مثلا در پیمانی که در دورا از دوره اشکانی یافت شده است، هر دو نوع تاریخگذاری دیده می شود: "در زمان سلطنت اشک شاهنشاه... به سال 368 سالشماری شاهنشاهی و برابر با سالشماری کهن 432 در روز 26 ماه دائیسموس." نامه اردوان سوم هم به مردم شوش از دو تاریخ استفاده شده است. سند مربوط به اورامانات از یک سالشماری استفاده کرده ولی نمیدانیم کدام نوع آن است .

تقویم یونانی

در یونان باستان نیمه هزاره اول پیش از میلاد روز و شب هر کدام به دوازده ساعت تقسیم می شدند. خود هر ساعت به قطعات کوچکتر مانند نیم ساعت و ربع ساعت تقسیم نمی شد. اتفاقات بر اساس روز اتفاق و زمان آن مانند صبح، نیمروز یا غروب ثبت می شدند.
در قرن ششم چیش از میلاد در سخنرانی های آتن از نوعی ساعت آبی به از سفال درست شده بود استفاده می شد تا همه سخنرانان به یک اندازه صحبت کنند.
فصل آغاز کشاورزی و برداشت بر اساس صور فلکی مشخص می شدند. م در اثر تاریخی روزها و کارها اثر هزیود ار قرن هفتم پیش از میلاد آمده: وقتی دختران اطلس(صورت فلکی پروین) بالا می آیند فصل کاشت است و وقتی پایین می روند فصل برداشت است. این ستاره ها چهل روز و چهل شب مخفی هستند و وقتی دوباره بالا آیند وقت تیز کردن شمشیرها است.
در جایی دیگر در مورد برداشت انگور آمده وقتی صرت فلکی جبار و ستاره شباهنگ در وسط آسمان هستند و ستاره سماک رامح تغییر شکل نمی دهد(اواخر شهریور) فصل کندن انگور و بردن آن به خانه است.
در شهرهای مختلف سرزمین یونان سیستم های مختلف تقویم و نگه داری سال استفاده می شد و شهرهای مختلف سیستم های یکدیگر را قبول نداشتند. به همین دلیل برای ثبت یک اثر تاریخی باید انواع تقویمها را به ثبت می رساندند تا برای همه شهرهای یونانی قابل درک باشد. قدیمی تریم تاریخ ثبت شده یونانی 776 پیش ازز میلاد در مورد بازی های المپیک است. البته بازی های المپیک منظم که هر چهار سال یکبار برگزار می شدند در سده سوم پیش از میلاد شروع شدند.
آتنی ها از ماههای قمری استفاده می کردند و برای کبیسه گیری هر 19سال 7 ماه به سال خود اضافه میکردند تا ماههای سال با وقایع طبیعی همخوانی پیدا کنند.

تقویم ساسانی

در دوره ساسانی تاریخ بر اساس سالهای بر تخت نشستن هر پادشاه شمرده می شد، مثلا سال سوم از پادشاهی شاپور اول. این سالها را می توان بر روی سکه های ساسانی نیز مشاهده کرد. تاریخ گذاری بر روی سکه ها از پیروز اول(458-483 م) آغاز شد و تا یزدگرد سوم ادامه داشت. پس از یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی، تاریخ جلوس او مبدا تاریخ زرتشتی شد. سالهای این تقویم اصطلاحی هستند. 365 روز را بی کم و کاست یک سال به شمار می آورند و ماهها همه سی روزه هستند.
پنج روز گاهانی در آخر آبان یا در آخر اسفند حساب می شوند. در کتاب خطی شرح زیج الغ بیگ، تالیف ملا علی قوشچی آمده است: "این تقویم در ابتدا از کسور و کبایس خالی نبوده است بلکه در هر 120 سال، یک ماه کبس می کرده اند یعنی یک ماه را مکسور می گرفتند تا 120 سال ایشان موافق 120 سال رومیان شود و خمسه مسترقه در آخر ماه مکبوس زیاده می کردند و ماه مکبوس نیز معین نبوده است... اگر در یک 120 سال، ماه مکبوس فروردین را گرفته اند در 120 سال دیگر که بعد آنان بوده است ماه مکبوس اردیبهشت را می گرفته اند و همچنین تا آنگاه که نوبت کبس به هر یک از ماههای دوازده گانه برسد و در آن مدت 1440 سال بود و اول این تاریخ در زمان جمشید بوده است. پس از آن وی هنگام جلوس هر پادشاهی بزرگ که ایشان را بودی تاریخ را جدید کردندی بنام آن پادشاه تا آن گاه که مملکت یزدجرد آخر ملوک عجم رسید. اتفاق چنان افتاده بود که نوبت کبس به آبانماه افتاده بود و خمسه مسترقه را در آخر آن زیاده کرده بودند و چون دولت یزدجرد آخر شد در زمان عثمان، این تاریخ به نام او باقی ماند و پس از آن اتفاق کبس نیافتاد و آن قاعده مهمل ماند و از این سبب بعضی خمسه مسترقه را در آخر آبانماه می گیرند اما منجمان خمسه را به آخر سال انداخته اند تا نوشتن تقاویم آسان تر شود... مبدا این تاریخ سه شنبه بوده است 22 ربیع الاول سال یازدهم هجرت ."
در آثار الباقیه آمده که 70 سال پیش از مرگ یزدگرد کبیسه گرفته شده بود. پس از برافتادن دولت ساسانی دیگر کبیسه گیری از یاد رفت. به این ترتیب نوروز هر سال 6 ساعت و اندی از سال واقعی عقب می افتاد. زمان خراج گرفتن اعراب از ایرانیان سر سال یعنی در نوروز بود. به مرور با عقب افتادن نوروز، زمان خراج گیری به قبل از فصل دروی کشاورزان افتاد. بنا برابن آنها توانایی پرداخت خراج را نداشتند. کشاورزان در زمان خلافت هشام بن عبدالملک نزد او رفتند و از او خواستند کبیسه گیری را انجام دهد. ولی خلیفه از ترس اینکه این عمل مانند عمل نسی باشد که حرام شده است، از آن سر باز زد. در زمان متوکل هم شکایت مردم به گوش خلیفه رسید. متوکل، موبدی را مسئول کبیسه گیری و شمارش درست روزهای گم شده کرد. ولی با مرگ متوکل این عمل ناقص ماند. نهایتا معتضد توانست کبیسه گیری را طوری انجام دهد که مشکل کشاورزان حل شود. اما به گفته ابوریحان، اشتباهی که آنها انجام دادند این بود که کبیسه شماری را از زمان مرگ یزدگرد حساب کردند در حالی که می بایست از 70 سال قبل از آن می شمردند .

از آن پس هر چهار سال یکبار یک روز به سال اضافه می شد و کبیسه گیری همچون تقویم رومی انجام شد.مشکل حرکت روز نوروز با این مقدمه حل شده بود ولی مشکل دیگری وجود داشت. سال قمری کمی بیش از 11 روز، کمتر از سال شمسی است و نوروز مرتبا در سال قمری در حرکت است تا اینکه به آخر این سال بیفتد. سال بعد از آن اصلا نوروزی نمی تواند داشته باشد. در نتیجه هر 33 سال یکبار یک سال قمری بدون خراج می ماند. به این ترتیب باید سال هلالی و خراجی را یکسان می کردند و اسم این عمل را ازدلاق گذاشتند .بالاخره در زمان ملکشاه سلجوقی مهمترین اصلاح در تقویم انجام گرفت و تاریخ جلالی مشهور شد. پس از آن نوروز همیشه در روز اول حمل قرار گرفت .

با توجه به کبیسه در اول آبان می توان شروع تاریخ گذاری زرتشتی را حدس زد. آبان ماه هشتم است وهشت بار کبیسه باید گرفت تا کبیسه گیری از فروردین به آبان منتقل شود. هر کبیسه به 120 سال نیاز دارد. بنابراین مبدا تقویم زرتشتی 8*120 سال قبل یعنی 920 سال قبل از یزدگرد است. این تاریخ مصادف است با اواخر حکومت هخامنشی و اوایل حکومت سولکی. البته تا 300 سال پیش از آن نیز می تواند شروع تقویم زرتشتی باشد. چرا که ساسانیان به عمد سعی در حذف اشکانیان از تاریخ داشتند و به استناد منابع مختلف تاریخی مانند التنبیه و الاشراف مسعودی ترجمه ابوالقاسم پاینده انتشارات علمی و فرهنگی صص 90-93 آنها بخش عمده ای از تاریخ اشکانیان که حدود 400 سال است و تاریخ سلوکیان را که کمتر از 200 سال است را نادیده می گرفتند. اگر این فرض صحیح باشد، شروع تاریخ شماری زرتشتی را می توان اوایل هخامنشیان و اواخر مادها در نظر گرفت. بسیاری از پژوهشگران مانند ادلر، استرن، گوتشمید،مارکوارت و تقی زاده عقیده دارند در زمان داریوش اول تقویم مصری در دربار هخامنشی پذیرفته شد و تقویم رسمی ایران شد. گاردنر با بررسی پاپیروسهای آرامی مصر به این نتیجه رسید که به کار گیری نام برای روزهای ماه در همین دوره در مصر رواج یافته که شاید آنان نیز از ایرانیان گرفته بودند .

ادامه حیات تاریخ ساسانی در دوره اسلامی

در سرزمینهای اشغال شده توسط اعراب، تا حدود قرن چهارم هجری، تاریخ شمسی ایرانی همچنان مورد استفاده قرار می گرفت. با اینکه تاریخ مراسم مذهبی مسلمانان همه بر پایه تاریخ قمری بود، ولی چون دیوانسالاری خلافت اعراب توسط ایرانیان انجام می شد، تقویم زرتشتی مورد استفاده قرار می گرفت. برای مثال :

در تاریخ قم که در قرن 4 به عربی و برای ثبت تاریخ اعراب اشعری تالیف شده تاریخ شمسی فراوان به کار رفته است. مثلا تعهد نامه ای که ده تن از اعراب امضا کرده اند و مدت زمان آن یک سال است و از خرداد شروع می شود و تا اردیبهشت سال بعد ادامه دارد. یا اینکه تاریخ ورود پسران سعد بن مالک بن عامر اشعری در تاریخ شنبه، روز نوروز، ماه فروردین سال اثنتین و ثمانین از پادشاه شدن یزدگرد ذکر شده است .

مقدسی هم در قرن چهارم از به کار گیری نامهای سی روزه فارسی به جای هفته در فارس خبر می دهد .
طبری هم تاریخ به زندان افتادن خسرو پرویز را چنین بیان می کند: "و طلب فاخذ ماه آذر و روز آذر و حبس فی دارالمملکه ".
حمزه اصفهانی هم در ذکر تاریخ والیان طبرستان از 250 ق تا 329 ق از تقویم فارسی و روزهای هفته سی روزه در کنار تاریخ عربی استفاده می کند .
پس از ساسانیان، تاریخ طبری که مبدا آن از زمان مرگ یزدگرد سوم است (در سال 21 یزدگردی)، تا 102 سال بر روی سکه های طبرستان ضرب می شد و از تاریخ هجری قمری استفاده نمی شد. ابتدا شاهان سلسله گاوباره تا 50 سال چنین تاریخی را بر سکه های خود ضرب کردند. پس از مرگ اسپهبد خورشید و گشوده شدن طبرستان توسط مهاجمین، امیران عرب نیز تا 52 سال بر سکه های خود از تاریخ طبری استفاده می کردند. بر روی سکه شاهان عرب طبرستان، نام حاکم به خط کوفی و تاریخ طبری به خط پهلوی ضرب می شد. سکه های خلافت مرکزی اعراب هم تا سال 41 هجری بدون نام خلیفه و حاکم، به همان سبک ساسانی بود و نخست تاریخ یزدگردی داشتند. این سکه ها به نام سکه های عرب ساسانی مشهورند. اولین سکه طلای اعراب در سال 77 هجری و نقره در سال 78 هجری ضرب شدند .
از این زمان تا پایان دوره زندیه، تاریخ سکه هایی که در ایران ضرب می شدند همه هجری قمری بودند .

مشکل شرعی

به هر حال اگر سالها را صرفا قمری می شمردند، در امر محاسبات کشوری و عایدات دولتی دچار مشکل می شدند. اگر هم سالشماری را شمسی در نظر میگرفتند، در مسائل شرعی مشکلاتی ایجاد می شد .چنین مشکلی در همه سرزمینهای مسلمان وجود دارد. برخی کشورها مانند ترکیه کاملا تقویم هجری قمری را حذف کرده اند. در این کشورها محاسبه تاریخ مراسم مذهبی همیشه با مشکل مواجه است. برخی نیز مانند عربستان کاملا از تقویم قمری استفاده می کنند. طول سال در این کشورها از سایر کشورها کمتر است و تبدیل تاریخ مشکل همیشگی آنها است. کشورهایی مثل ایران از هر دو تاریخ استفاده می کنند و مراسم شرعی با تقویم قمری و مسائل دولتی و رسمی با تقویم ثابت شمسی شمرده می شوند .

نسی چیست

اما عرب در جاهلیت همان گونه که رسم مسلمانان است، سال قمری را با نگاهداری حساب رویت ماه به کار می بردند و هم در دهم ذوالحجه حج می گذاردند. این وقت در فصل واحدی از سال قرار نمی گرفت بلکه مختلف می شد. گاه به تابستان می افتاد و گاه به زمستان و گاه در دو فصل دیگر، این به سبب اختلاف سال شمسی با سال قمری بود. پس چنان خواستند که زمان حجشان سازگار با زمان سوداگریشان باشد، و هوا معتدل باشد و زمان برگ کردن درختان و روییدن گیاه باشد تا سفر به مکه و سوداگری کردن در عین انجام مناسک حج آسان باشد. پس عمل کبیسه کردن را از جهودان آموختند و آنرا نسی یعنی تاخیر نامیدند جز آنکه در بعضی کارها مخالف جهودان عمل کردند. اینان در هر 19 سال قمری 7 ماه قمری کبیسه می کردند تا مطابق 19 سال شمسی شود. ولی اعراب در هر بیست و چهار سال قمری دوازده ماه قمری کبیسه می کردند و برای این امر مردی از بنی کنانه را برگزیدند که نامش قلمس بود و فرزندان او را که بعد از وی به کار کبیسه می پرداختند قلامسه و نساه نامیدند...

تقویم یهودی

تقویم یهودی که با نامهای تقویم عبرانی نیز شناخته می شود ظاهرا از تقویم ایلامیان گرفته شده است. توضیح این تقویم در کتاب آثارالباقیه ابوریحان آمده است. این تقویم دارای ماههای مانگی(قمری) و سالهای خورشیدی (شمسی) است. 12 ماه این تقویم به نامهای زیر است:
1. تشری 30 روز
2. مرحشوان 29 روز
3. کسیلو 30 روز
4. طیبث 29 روز
5. شفط 30 روز
6. آذار 29 روز
7. نیس 30 روز
8. ایر 29 روز
9. سیمون 30 روز
10. تمز 29 روز
11. اوب 30 روز
12. ایلل 29 روز.
تقویم یهودیان در یک دوره 19 ساله دارد که 12 سال آن عادی و 7 سال آن مکبوس )بیرونی به جای کلمه مکبوس، از عبور و به جای عادی از بسیطه استفاده کرده است. واژه های کبش، حمل، وهیگ یا وهیگک یا بهیزک و عبور در زبانهای فارسی، عربی، پهلوی و عبری به معنی بره هستند و به معنی آن است که اول سال را به ابتدای برج بره برمی گردانند. (هستند. سال کبیسه یهودی دارای 13 ماه است.ماه کبیسه بین ماههای پنجم و ششم قرار دارد و به نامهای آذار اول و آذار دوم خوانده می شود. مبدا این تقویم از تاریخ آدم ابوالبشر یعنی خلقت حضرت آدم است. هر شبانروز این تقویم از هنگام غروب شروع می شود.

تقویم ایزدی ها

ماههای تقویم ایزدی از تقویم میلادی ژولین برداشته شده است و 365.25 شبانروز دارد و هر چهار سال یکبار کبیسه دارد. اول هفته آنان از یک شنبه شروع می شود و تا صد سال پیش چهارشنبه ها تعطیل بودند ولی امروزه جمعه ها را تعطیل اعلام کرده اند.
ایزدی ها که امروز به نام یزیدی خوانده می شوند مردمی از اهالی موصل هستند و نام خود را از آنجا گرفته اند که مراسم خود را با دف نوازی و رقص انجام می دهند و یزیتی به معنی نیایش به همراه سرودخوانی است. آنها را به اشتباه شیطان پرست می دانند زیرا با لفظ لعنت بر شیطان مخالف هستند. دلیل این امر آن است که آنها به تمامی مخلوقات خدا از جمله شیطان احترام می گذارند. آنها مراسمی مانند علم و کتل گردانی شیعیان دارند که سنجق گردانی خوانده می شود. سنجق علامتی فلزی است که پرنده ای به نام ملک طاووس بر آن نصب می شود.
ماههای آنان چنین است:
1. نیسان 30 روز
2. ایار 31 روز
3. حزیران 30 روز
4. تموز 31 روز
5. آب 31 روز
6. ایلول 30 روز
7. تشرین اول 31 روز
8. تشرین دوم 30 روز
9. کانون اول 31 روز
10. کانون ثانی 31 روز
11. شباط 28 روز و در سال کبیسه 29 روز
12. آزار 31 روز

تقویم هجری قمری

این تقویم بر اساس حرکت ماه تنظیم شده و شروع آن مصادف است با اول محرم سال هجرت پیامبر ص از مکه به مدینه، یعنی دو ماه و دوازده روز قبل از هجرت. روز شروع این تقویم بر اساس روایات مختلف پنج شنبه یا جمعه بوده است. از آنجا که سفر در جمعه نزد اعراب مکروه است، بسیاری این روز را پنج شنبه در نظر گرفته اند .
اعراب پیش از اسلام تقویمهای مختلفی داشتند ولی پس از هجرت تصمیم به استفاده از یک تقویم گرفتند. پس از وضع تقویم هجری، روال چنین بود که هر سال را به نام اتفاق مهمی که در آن سال می افتاد می نامیدند، مثلا سال اول را سنه الاذن و سال دوم را سنه الامر. این نوع تاریخ گذاری تا زمان عمر ادامه داشت. بالاخره به سبب مشکلات زیاد از میان چند پیشنهاد برای مبدا تقویم از جمله روز مبعث، ولادت حضرت محمد ص و روز وفات ایشان به پیشنهاد حضرت علی ع روز هجرت مسلمانان از مکه به مدینه را مبدا تقویم اعلام کردند .
مثالهای استفاده از گاهشماری هجری قمری پیش از عمر برگرفته از کتاب گاهشماری هجری قمری و میلادی:
صلح نامه سه گانه خالد بن ولید به حکام شهرهای مختلف که در ماههای مختلف سال دوازدهم هجری نوشته شده است و متن کامل آنها در تاریخ طبری آمده است .
نامه حضرت محمد به بنی حبیبه و مردم مقنا که در سال نهم نوشته شده و در فتوح البلدان بلاذری نقل شده است .
نامه حضرت محمد برای امان دادن به خانواده مابنداد فروخ که در سال نهم از هجرت امضا شده و حافظ ابو نعیم آنرا در اخبار اصبهان و حمد الله مستوفی آنرا در تاریخ گزیده آورده است .
صلح نامه خالد بن ولید در فتح دمشق در سال 14 هجری قمری که در فتوح البلدان ذکر شده است .
طبری از قول ابوجعفر می گوید که محمد در مدینه دستور داد تا تاریخ وضع کنند .
از رویت هلال ماه تا رویت هلال ماه بعدی را یکماه و دوازده ماه را یک سال به شمار می آورند. تنها شرط عوض شدن ماه رویت هلال است و نه بر اساس محاسبه. بنابر این چون هلال ماه جدید معمولا در غروب آفتاب دیده می شود، اعراب شب را بر روز مقدم می دانند و شبانه روز آنان از غروب آفتاب تا غروب آفتاب بعدی است. میان ایرانیان و رومیان آغاز شبانروز از ابتدای صبح است. منجمان نیز در محاسبات نجومی شبانروز را از نیمه ظهر آغاز می کنند و برخی هم مانند زیج شهریاران شبانروز را از نیمه شب آغاز کرده اند .
اما در تاریخ قمری چند مشکل وجود دارد :
تقویمهای قمری در هر کشور بنابر طول نصف النهار آن کشور تنظیم می شود پس کشورهای مختلف با هم اختلاف دارند .
ماه نو از شب رویت هلال آغاز می شود. بنا بر این یک شنبه شب را دوشنبه می نویسند و تاریخ روز بعدی را به شب قبلی می چسبانند .
در تبدیل تقویمها باید طول محل را در نظر گرفت .
یک تقویم نمی تواند برای دنیای اسلام کارایی داشته باشد و این گاهشماری محلی است .

تقویم ملکی یا جلالی

تقویم ملکی منسوب به سلطان جلال الدین ملکشاه بن ارسلان سلجوقی است. او دستور داد هشت تن از دانشمندان تاریخ جدیدی وضع کنند که همیشه اول سال آن، موقع عبور خورشید از اول برج حمل باشد. نام ماهها همان نام ماههای زرتشتی است. در زمان وضع این تقویم، در روز 18 فروردین زرتشتی، خورشید از ابتدای برج حمل گذشت. آنها 18 روز را کبیسه اعلام کردند تا اول فروردین تقویم ملکی، همان روزی باشد که خورشید در موقعیت دلخواه آنان قرار دارد. مبدا این تاریخ مطابق کشاف اصطلاحات الفنون، 163137 روز بعد از جلوس یزدگرد است و بر اساس اکثریت کتابهای قدیمی، دهم رمضان 471 هجری است. برخی منابع نیز 1097 روز قبل از آن یعنی پنجم شعبان 468 هجری را، مبدا تاریخ ملکی می دانند. ابن اثیر و ابوالفدا هم آنرا 467 هجری ذکر کرده اند. زیج سنجری نوشته عبدالرحمن خازنی که قدیمی ترین مرجع در این زمینه است، هشتم رجب 467 هجری را مبدا تاریخ ملکی می داند.

تقویم ختا

در کتاب خطی شرح زیج الغ بیگ، آمده: ختاییان و ترکستان روزهای سال را دوری نهاده اند که بر 12 می گردد لیکن خطاییان را دوری دیگر است که بر 10 می گردد و چون این دور را با دور دوازده گانه ترکیب کنند دوری حاصل شود که بر 60 گردد و روزها را با آن دور می شمارند و آن دور ایشان را به جای هفته است و آنرا دور ستین خوانیم. ابتدای تاریخ آنان برابر سه شنبه هشتم شوال سنه سبع و اربعین و ثمانایه هجریه است. سالهای آنان شمسی حقیقی است چه از موقع رسیدن آفتاب باشد به موضعی از فلک البروج تا وقت باز رسیدن بهمان موضع و نزد ایشان 365 روز و 2436 فنک باشد. مدت یک سال را به 24 قسمت تقسیم کنند هر قسمی 15 روز و 2184 فنک باشد و پنج سدس یک فنک و اوایل فصلهای سال تا اواسط فصلهای سال ایشان باشد چنانچه اول فصل بهار نزد ایشان در حدود تتمه دلو باشد و نقطه انقلاب اربعه اواسط فصل ایشان باشد .

تقویم مسیحی

در ابتدا سال در روم باستان ده ماه داشت. رومولوس موسس شهر روم در 735پیش از میلاد تقویم قمری یونانی را جایگزین تقویم بومی منطقه کرد. جولیوس سزار در سال 45 پیش از میلاد تقویم 365 روزه مصری را جایگزین کرد.که کبیسه آن در آخر فوریه بود.
نام ماهها در تقویم سزار و آگوستوس تقریبا همانند نام ماههای امروزی تقویم میلادی بود. چارلمانی امپراتور روم در 742-814میلادی نام ماهها را به نام ماههای تقویم قدیمی آلمانی تغییر داد. ماههای سال این تقویم بر اساس نامهایی برگرفته از فصول کشاورزی نامگذاری می شدند. این تغییر موقتی بود و نامها به نامهای اصلی خود بازگشتند.
این رومی در قرن پنجم میلادی، تقویم رسمی مسیحیان شد. در ابتدای کار این تقویم دو اشتباه وجود داشت. نخست امپراطور تصمیمی اشتباه گرفته بود و هر سه سال یکبار کبیسه می گرفت و دیگر اینکه همانند مصریان، طول سال آنها از سال خورشیدی حقیقی 11 دقیقه و 14 ثانیه کمتر بود. بعدها این دو اشتباه برطرف شدند. همچنین برای فرار از آشفتگی زمان میلاد مسیح را مبدا قرار دادند و 45 سال پیش از آنرا ندیده گرفتند. آغاز سالشماری مسیحی 79 روز قبل از اول بهار است.

هفته شماری

برخی محققین معتقدند نخستین استفاده از روزهای هفته نزد اهالی شام و مغرب بوده است و تورات که داستان آفرینش را در هفت روز بیان کرده است اولین اشاره را به هفته دارد. پس از آن هفته شماری در میان مردم سرزمینهای دیگر نیز رواج یافت.
در ایران باستان نیز هفته تعریف شده بود و تقویم زرتشتی با چهار نام اهورامزدا، نام روزهای ماه را به چهار بخش تقسیم می کند که هر بخش یک پاتک نام دارد. دو پاتک اولی هفت روز و دو پاتک دوم هر یک هشت روز هستند. داستان آفرینش زرتشتی نیز در هفت روز بیان می شود. در شاهنامه هم بیش از 70 بار کلمه هفته تکرار شده است.
پسر چون ز مادر بران گونه زاد
نکردند یک هفته بر سام یاد
بنابراین هفته شماری را در گذشته های دور ایران باستان می توان مشاهده کرد.
مطابق نوشته های الفهرست ابن ندیم و ماللهند بیرونی، هر روز هفته به یکی از کواکب تعلق دارد، شنبه به زحل، یکشنبه به خورشید، دوشنبه به ماه، سه شنبه به مریخ، چهار شنبه به عطارد، پنج شنبه به مشتری و جمعه به زهره.
عبدالجبار خجندی در سال 616 هجری در مدخل نجوم آورده است:
چون به یکشنبه است نسب خور
دان که دوشنبه است روز قمر
روز سه شنبه آن بهرام است
آنکه مریخ مرورا نام است
چهارشنبه گرفت کوکب تیر
مشتری را پنج شنبه آمد تیر
زهره را داده جمعه و به زحل
داد شنبه خدای عز و جل

تورات باب اول و بخشی از باب دوم سفر پیدایش:
خدای بنی اسرائیل در 6 روز به خلقت مشغول بود. روز اول تاریکی که روشنایی را آفرید، روز دوم فلک را، روز سوم زمین و دریاها و گیاهان را، روز چهارم خورشید ماه و ستارگان را، روز پنجم حیوانات دریاها و پرندگان آسمانها، روز ششم حیوانات روز زمین و آدم را و روز هفتم به استراحت پرداخت.

آفرینش جهان از نگاه زرتشتی:
گاه اول آسمان را آفرید روشن آشکار بسیار دور خایه دیسه، روز دوم آب را از آسمان، روز سوم زمین را از آب، گرد ، دور گذر، بی نشیب و فراز، درازا با پهنا مساوی و پهنا با ژرفا مساوی راست میان آسمان، روز چهارم گیاهان، روز پنجم گاو یکتا آفریده و روز ششم کیومرث را آفرید روشن چون خورشید.

آفرینش در اسلام، سوره هود آیه 7:
اوست که آفرید آسمانها و زمین را و آنچه را که در آسمانها و زمین است در شش روز...

انواع کبیسه

قدیمی ترین نشانه های محاسبه سالهای کبیسه به بابلیان و کلدانیان تعلق دارد. بابلیان هر هشت سال، سه ماه و کلدانیان در هر نوزده سال، هفت ماه کبیسه داشتند.
در آثارالباقیه ابوریحان به طور کامل روشهای کبیسه گیری تقویمهای مختلف شرح داده شده است. در این کتاب آمده است:
... اهل قسطنطنیه و اسکندریه چنانچه ثاون در زیج خود بیان کرده و دیگر رومیان و سریانیان و کلدانیان و اهل مصر زمان ما و آنانکه برای معتضد هستند و سالشان سال شمسی است و بتقریب 365 روز و ربع روز باشد. سال خود را 365 روز گردانیدند و این چهار یک ها را در چهار سال به هم ملحق می کنند و یکروز تشکیل می دهند و آن سال را سال کبیسه می نامند.
اما سال مصریان قدیم سال خورشیدی بوده و ایشان این چهار یک ها را وا می گذاشتند تا یک سال تشکیل دهد و این امر در هر 1460 سال انجام می گرفت. آنوقت یک سال را کبیسه کردند و در اول سال با اهل اسکندریه و قسطنطنیه بنابر آنچه ثاون گفته موافق می شدند.
ایرانیان در ایام دولت خود سالها را 365 روز قرار داده بودند و کسور را حذف می کردند تا اینکه از چهار یک ها در 120 سال یک ماه و از پنجک ساعات یکروز درست شود و در هر 116 سال به یک ماه تمام می افزودند... اهل سغد و خوارزم و آنهایی که پیرو کیش پارسیان بودند و تحت فرمان آنها بودند و در ایام دولتشان خود را به آنها منسوب می کردند مانند ایرانیان عمل می کردند.
عرب در جاهلیت به میانه سال شمسی و قمری نظر می کردند و هر وقت که این مقدار یک ماه می شد بر سال می افزودند و آنها این مقدار را ده روز و بیست ساعت می دانستند و این کار را فردی به نام نسئه انجام می داد. این امر از صد سال پیش از اسلام از یهود ناشی شد تا آنکه در حج الوداع آیه به او نازل شد و رسوم قدیم را مردود اعلام کرد...
تقویم چینیان هم بر اساس حرکات ماه بود. آنها هم پس از تجربه روشهای مختلف کبیسه گیری سرانجام در یک دوره 19 ساله، 7 ماه را کبیسه محاسبه می کردند.

منابع:
کتاب خطی کتابخانه ملی به شماره ثبت 15715-5 بدون نام مولف و تاریخ
آثار الباقیه – ابوریحان بیرونی – به کوشش اکبر دانا سرشت
اشکانیان – مالکوم کالج – ترجمه مسعود رجب نیا – انتشارات هیرمند
تاریخ و فرهنگ ایران – محمد محمدی ملایری – انتشارات طوس
سکه های ایران از آغاز تا دوره زندیه – علی اکبر سرفراز و فریدون آورزمانی – انتشارات سمت
در معرفت تقویم- رحیم رضا زاده ملک – انتشارات گلاب – چاپ اول
مقدمه آثار الباقیه به تصحیح اکبر دانا سرشت
گاهشماری هجری قمری و میلادی – دکتر رضا عبداللهی – انتشارات امیرکبیر – 1375
کتاب خطی شرح زیج الغ بیگ، شارح ملا علی قوشچی کتابخانه ملی