زندگی روزمره دنیای باستان  
 

کشاورزی در دنیای باستان


کانال و آبیاری

فرهنگهای شرق نزدیک بر پایه کشاورزی پایه ریزی شده اند. بسیاری از افسانه های این سرزمین ها بر پایه تقویم و فصول کشاورزی بنا شده و ترس از خشکسالی و سیل در آنها دیده می شود. اولین جوامع کشاورزی در مناطق پر باران پدید آمدند که آب کافی و خاک غنی داشتند. سرزمینهایی که بارش باران کمتری داشتند نیاز به رساندن آب از رودخانه یا دریاچه به زمین کشاورزی داشتند و در نتیجه در پنج هزار سال پیش از میلاد در دشتهای بین النهرین سیستم آبیاری ابداع شد. دو نوع کشاورزی دیم و آبی پدید آمد. دیم در مناطق کوهستانی و سیستم آبیاری در دشتهای مسطح رواج پیدا کرد مثلا در شمال بین النهرین کشاورزی دیم و در جنوب کشاورزی آبی رواج یافت. گندم و جو به راحتی در سیستم دیم رشد می کنند. در این زمان شخم زدن زمین و تعویض دانه گیاهی در فصول مختلف نقش اصلی در حفظ کیفیت محصول داشتند. در کشاورزی ابتدایی شانس باردهی محصول یک به پنج بود. هر ساله در زمینهای بزرگ در حجم وسیع دانه های زیادی کاشت می شد تا محصول مورد نیاز به دست آید.
کشاورزی ابتدایی که حجم کمی داشت توسط دست آبیاری می شد. اما با کشت گندم و جو در مزارع بزرگ کانالهای آبیاری پدید آمدند که آب را بر اساس جاذبه زمین منتقل می کردند. کانالهای بزرگ از رود اصلی آب را میان زمین های کشاورزی پخش می کردند. کانالهای بزرگ آب را به کانالهای کوچکتر میدادند که همگی موازی درون زمینها ساخته شده بودند. در بین النهرین باستان شوری زمین مشکل اصلی کشاورزان بود که تنها با به آب بستن زمین حل می شد. آب توسط کانالهای کشاورزی موازی میان زمین های کشاورزی روان می شد. عرض این کانالها یک تا یک و نیم متر و عمق آنها تا دو و نیم متر بود و گاهی تا دو کیلومتر طول داشتند. آب بندهایی جهت کنترل آب درست می کردند و جهت کنترل سیل خاکریزهایی کنار کانال می کشیدند. نقاط اصلی کانالها با آجر ساخته می شد تا استحکام بیشتری داشته باشند کف کانالها هم با سنگریز فرش می شد تا قابل لایروبی باشد. این نوع سیستم کانال سازی جهت مصرف کشاورزی در 2400پ م مکتوب شده است. معمولا نگه داری از کانال وظیفه حاکم محلی منطقه بود.
دجله و فرات در بهار پر آب می شوند و گاهی طغیان می کنند. در این فصل زمین های کشاورزی نیز پر آب هستند. جهت کنترل آب ورودی به داخل کانال سیستمهایی تعبیه شده بود تا آب زیادی به داخل زمین وارد نشود. هر ساله پس از خالی کردن آب از زمین های کشاورزی زمینها شوره می زدند. جهت دفع شوره ها نیروی کار اضافی مورد نیاز بود. یک سیستم آبیاری خوب باید چهار عمل زیر را انجام می داد
رساندن آب به زمین
ذخیره آب جهت استفاده در آینده
تخلیه آب از زمین بر اساس نیاز کشاورزی
جداسازی آب مورد نیاز از آب اضافی

 

تجربه کشت زیر سایه درختان

زمینهای کوچک خانوادگی نیز وجود داشت که درآنها محصولات مختلفی کاشته می شد. این نوع باغچه ها با درختانی احاطه می شدند. بر اساس افسانه ای سومری به نام شوکالتودا و ایننا ، شوکالتودا با حمایت خدایان باغچه سایه دار را ابداع کرد. به این نحو که با انداختن سایه درختان بر روی باغچه تمام گیاهانی که در گذشته توسط باد گرم از بین می رفتند را حفظ کرد. بزرگترین درخت برای تولید سایه درخت خرما بود. درختان انار و سیب نیز میان درختان خرما کاشته می شد. حبوبات، خیار، سیر و کاهو در لایه بعدی کاشت می شد و در لایه ای دیگر خردل، جعفری، و سایر سبزیجات کاشت می شدند. کشاورزی سنتی امرزی عراق(احتمالا تا پیش از جنگ)این سیستم آبیاری سنتی را حفظ کرده بود.

کاشت درخت میوه

بارآوردن درختان میوه از کنترل محصولات یکساله مانند گندم و جو سخت تر است. درختانی که در ابتدا رشد داده شدند درختانی بودند که به راحتی قابل تکثیر بودند. تخم درختان را یکسال نگه می داشتند تا جوانه زند و نهال شود. تخم را یا در مایع نگه می داشتند مانند تخم درخت زیتون یا در مقابل آفتاب خشک می کردند و تا سال بعد در جای خشک نگه می داشتند مانند انگور، انجیر و خرما. درختان سیب، گلابی، شلیل و شاتوت چرخه تولید سخت تری دارند. درخت زیتون درآشور به خوبی رشد می کرد ولی در دشتهای بابل قابل تکثیر نبود. در هزاره اول پیش از میلاد سلمانصر سوم858-828 پ م و سناخریب 704-681پ م هردو درخت زیتون داشتند و آنرا درخت روغن می نامیدند. آثار این درختان در اطراف نمرود و نینوا کشف شده است.
نبوکدنظر دوم 604-562پ م باغ معلق بابل را ساخت. این باغ در طبقات مختلف بنا شده بود و سیستم آبیاری داشت. در هر طبقه درختان یک سرزمین کاشته شده بودند. این باغ هدیه ای به همسر پادشاه بود که از سرزمین کوهستانی ماد به دشت بین النهرین آمده بود.
در بین النهرین باستان 90درصد غذا از محصولات کشاورزی تهیه می شد و تنها 10درصد از گوشت حیوانات ، لبنیات و تخم مرغ تهیه می شد. جو معمولترین محصول کشاورزی بود و حتی در مبادلات تجاری از آن به عنوان پول نیز استفاده می کردند. برخی از حقوق ها با جو پرداخت می شد.

مالکیت زمین و هزینه کشاورزی

شهرهای بزرگ بین النهرین برای کنترل غذای خود سیاستهای زیر را پیش می گرفتند.
کاشت دانه های مختلف در فصول مختلف در زمین جهت حفظ کیفیت خاک
اضافه کردن کود
توسعه زمین های قابل کشت برای تولید محصولات بیشتر
یافتن نیروی کارگر جدید برای توسعه کشاورزی
زمین بین النهرین صاف و پر بار بود. زمین ها پس از مدتی شوره میزدند و تنها دسترسی به آب فراوان می توانست شوره را از بین ببرد. برای آب نیاز به کانال بود. اگر زمینی به هر دلیلی امکان استفاده از آب فراوان را نداشت پس از مدتی متروک می شد. مهاجرت به شمال بین النهرین ناشی از نیاز به یافتن زمین های بیشتر کشاورزی بود. زمین های کشاورزی سه نوع بودند یا زمینهای بزرگ متعلق به کاخ ها و معابد، یا زمینهای کوچکتر که مالکیت خصوصی داشتند یا زمینهای منفرد کوچک که توسط چوپانان و دسته های کوچک مردم اداره می شدند. در دوره بابل نو اجاره دادن زمین کشاورزی از طرف ساکنان شهر به مردم دیگر بسیار مرسوم بود. هزینه های کشاورزی شامل دانه، تخم زدن، ابزار مورد نیاز و حیوان بارکش بود. کرایه حیوان بارکش بسیار گران بود زیرا یک حیوان خوب و قوی نیاز داشت در تمام طول سال مقدار زیادی غذا بخورد. در طول فصل کار به گاو بارکش جو می دادند. کارهای تعمیر و نگه داری سیستمهای آبیاری در فصول کم کار کشاورزی انجام می شد.
قیمت کارگر ساده کشاورزی در بابل قدیم 20شکل نقره در سال بود. در برخی مواقع کمبود کارگر این قیمت را تا 90شکل در سال بالا برده بود. هزینه کارگر فصلی 10 شکل در سال بود و مسلما برای زمین داران به صرفه تر بود ولی کارگران فصلی در نیمی از سال بی کار بودند. کرایه ابزار، حیوانات و حتی خرید تخم گیاهان با تخصیص درصدی از محصول قابل پرداخت بود. نگه داری حیوانات و به چرا بردن آنها و پشم ریسی بر عهده زنان بود. در میان حیوانات گوسفند و بز در اولویت قرار داشتند. همه اعضای خانواده با هم در نگه داری حیوانات و کشاورزی شریک بودند.
در قراردادی از دوره بابل قدیم ذکر شده که شخصی در ازای دریافت پول باید درزمانهای مشخصی در سال در زمین کشاورزی وام دهنده کار کند.
در صورتی که کشاورزان زمین کشاورزی را کرایه می گرفتند باید یک سوم از محصول زمین را به عنوان هزینه اجاره به صاحب زمین می دادند.
شخم اول پاییز معمولا توسط تیمهای متشکل از سه کارگر و چهار گاو زده می شد. زمینهای کوچکتر را یک کارگر با یک گاو یا خر شخم میزد.
مرز هر زمین کشاورزی به زمین کنارری را یک جوی آب مشخص میکرد.به این ترتیب دورتادور زمین را جوی آب فرا می گرفت. به این ترتیب یک رود بزرگ از دشت رد می شد و نهرهای کوچکی از آن منشعب می شدند. هر نهر مرز یک زمین را مشخص می کرد. در اوایل پاییز تخم گیاهان کاشته می شد. گاهی آنها را از قبل نشا می کردند. در طول رشد محصول سه بار زمین را به آب می بستند. مطابق متون سومری آب چهارم می توانست محصول را تا ده درصد بیشتر کند.

منابع:
Daily Life in Ancient Mesopotamia by Karen Rhea Nemet-Nejat