| |
| |
دينهاي غير زرتشتي زمان ساسانيان |
|
|
|
|
|
يهوديان
آنها در بابل و شرق فرات زندگي ميكردند و در برخي شهرهاي مركزي فلات ايران نيز جماعتي از آنها ديده ميشد. زراعت و تجارت كار عمده آنها بود .رييس آنها راس الجالوت نام داشت كه پس از انتخاب اورا به تاييد شاه ميرساندند. مادر نرسه يهودي بود و زن يزدگرد اول به نام شوشين دخت نيز يهودي بود. او يهوديه اصفهان را تاسيس كرد. در زمان پيروز در پي درگيريهاي يهوديان اصفهان با موبد زرتشتي قتل عام وسيعي از آنها در اصفهان توسط سربازان حكومتي صورت گرفت.
|
|
|
صابيين
آنها پيرو يحيي پيامبر بودند و از شام و اردن به ايران آمده بودند.لباس سفيد داشتند و در كنار آب سكني ميگزيدند. صبي به عبراني به معني سياره است. آنها به حركت سيارات بسيار توجه ميكردند به همين دليل صابيين ناميده شدند. مرتبا غسل ميكردند و ملايك را واسط خدا و انسان ميدانستند و مقام خدا را بالاتر از آن ميدانستند كه انسان بتواند مستقيما با او رابطه بگيرد.شغل بيشتر آنها گله داري و چوپاني بود.

|
|
|
مانويان
پدر ماني به نام پاتك از اهالي همدان و مادرش به نام مريم اشكاني بود. خود ماني در بابل متولد شد . او خود را پيامبر بابل معرفي كرد و خود را فارقليط ناميد كه عيسويان عقيده داشتند بعد از معراج حضرت مسيح خواهد آمد. ماني رسالت خود را از 15سالگي شروع كرد و با اجازه شاپور اول توانست در تمامي سرزمين ايران به سفر بپردازد و مردم را به دين خود دعوت كند. مهرشاه حاكم بابل و پيروز حاكم شرق دو برادر شاپور نيز به او گرويدند. او در روز تاجگذاري شاپور كتاب شاپورگان را در مورد معاد و مبدا به شاپور هديه داد. زماني كه فرزند شاپور در بغل ماني مرد شاپور بر او خشم گرفت و او به آسياي مركزي فرار كرد. درزمان بهرام اول به ايران بازگشت و روحانيون زرتشتي او را دستگير و محاكمه كردند و جان او را گرفتند. سي سي نوس جانشين او شد ولي او نيز ده سال بعد كشته شد. پيروان ماني را صديقون و سماعون خواننند. صديقون همسر نميگيردند. كتابهايي كه از ماني ميشناسيم عبارتند از انجيل زنده- خزانه زندگي- كتاب رموز- كتاب غولان- مكاتيب- شاپورگان- كوان جمع كو. همچنين در تورقان تركمنستان و غارهاي توين هوانگ و خوچو در چين نوشته هايي مربوط به ماني كشف شده است . در فيوم مصر نيز همچنين
|
|
|
مسيحيت
مسيحيان ار آربل و سرزمينهاي شرق دجله وارد ايران شدند. در آن سالها امپراتور روم با آنها بد رفتاري ميكرد و آنها به ايران پناهنده ميشدند. در زمان شاپور در كركوك اسقف نشين داشتند. آنها به مرور داراي بيست اسقف نشين در ايران از جمله در فارس شدند. مدرسه اي در شهر الرها در غرب فرات داشتند كه بسيار فعال بود. از زماني كه كنستانتين رومي مسيحيت پذيرفت و قسطنتنيه را پايتخت كرد آنها به سمت روم كشيده شدند. مسيحيان ايراني مدافع ساسانيان را نيطوري خواندند
|
|
|
بودايي
پدر بودا از طايفه گوتاماي هيماليا د از مردان ثروتمند بود و بودا در سال 536 پيش از ميلاد ميلادي متولد شد.
او 7 سال رساضت كشيد و عاقبت در پاركي در بنارس مقيم شد و به دعوت مردم پرداخت. او به نيروانا يعني اطفاي همه اميال انساني معتقد بود. در 260 پ م در سلسله آشتوكا دين بودايي رسمي شد و تصوير بودا ببر سكه هاي آنان آمد. در پشت سكه هاي پيروز در قرن سوم نيز تصويري از يك معبد بودايي آمده است. در گنداره باميان نوبهاره بلخ و پيشاور و سواحل خليج فارس معابدي بودايي كشف شده است.
|
|
|
زروانيان
زرواني يكي از دينهاي موازي زرتشتي بود كه بسياري از شاهان نيز به آن اعتقاد داشتند و هميشه زرواني و زرتشتي با هم در رقابتي تنگاتنگ بودند. پس از اسلام كم كم دين زرواني از ميان رفت. در مورد زروان پرستي در بخش اهورامزدا بحث شده است.
|
|
|
مزدكيان
مزدك در ماد به دنيا آمد اصول ديني او از بدعتهايي كه در دين ماني توسط فردي به نام زرداشت خركان گذاشته شده بود پيروي ميكند. مزدك از درباريان قباد بود و پس از شروع به تبليغ دين خود كه در ميان مردم فقير بسيار مورد توجه بود مورد خشم شاه قرار گرفت و توسط پسر قباد خود او و يارانش به طرز وحشيانه اي قلع و قمع شدند.

|
|